Keshmahoor news

رسانه عدالت‌خواهان ایرانی ،رسانه ای برای مقابله با لجن پراکنی دشمنان

مطلب پیشنهادی
مطالب منتشر شده

سير تطور پوشش ايرانی؛ از شنل قجری تا تي‌شرت فرانسوی

دهه 80، دهه اينترنت بود. مد و مدگرايي اگر تا قبل از آن از پنجره تنگ ويدئو و ماهواره سلانه‌سلانه به خانه‌ها و ميان جوانان و مردم مي‌آمد، حالا از بزرگراهي به نام اينترنت مستقيما به خانه‌ها مي‌آمد. سرعت تحول مد در دهه 80، سريع‌ترين دوره بود،

دوره قاجار

جام جم: لباس و مد قاجاريه، شايد ديرپاترين مد ايراني در دوره معاصر باشد، نبود ارتباطات، نبود امكان تنوع در پوشاك و خصايص فرهنگي مردمان باعث شده بود ده‌ها سال كم و بيش يك مد ثابت در دوره قاجار تا پهلوي اول حاكم باشد.

لباس مردان در دوره قاجار چيزي بيش از اين نبود؛ پيراهن زير يا زيرپوش ـ زيرپيراهني امروز ـ پيراهن رو، جليقه، قبا يا جبه، شال كمر و كمربند، سرداري، عبا و شنل و كلاه معروف قجري كه استوانه‌اي كوتاه بود.

در دوره قاجاريه، مفهوم مد براي زنان چندان معنايي نداشت، زيرا ارتباطات اجتماعي زنان بسيار محدود بود. زنان در دوره قاجار، دامن شلواري، چارقد، چادر، روبنده، پيچه يا نقاب مي‌پوشيدند. با وقوع انقلاب مشروطه در آخرين سال‌هاي دوره قاجار موجي از مدهاي اروپايي روانه ايران شد؛ مدگرايان ايراني در اين دوره، شيفته مدهاي فرانسوي بودند.

دهه 20؛ لباس متحدالشكل

دهه 20 شمسي را بايد يك مبدأ در تحول لباس و تيپ ايراني به شمار آورد. رضاشاه در راستاي برنامه‌هاي مدرنيزاسيون اجباري خود لباس «متحدالشكل» را از ابتداي سلطنت 16 ساله‌اش در دستور كار خود قرار داد: ممنوعيت لباس قجري، ممنوعيت حجاب، اجباري‌شدن كت و شلوار و كلاه پهلوي و در نهايت كلاه‌ شاپو و در يك كلام «فرنگي‌شدن از فرق سر تا نوك پا» در دوره رضاخان، يونيفرم‌هاي اداري و نظامي ايران از آلماني‌ها كپي‌برداري مي‌شد و حتي سبيل هيتلري پديده نوظهور تيپ ايراني در سال‌هاي قبل از شهريور 1320 بود كه تا سال‌ها در فرهنگ عامه ايراني حاضر بود.

سقوط رضاشاه و اشغال ايران توسط نيروهاي متفقين، مهم‌ترين حوادث دهه 20 شمسي است. اتفاقا هر كدام از اين رويدادها، اثر مستقيم و قابل تاملي بر تيپ و لباس ايراني داشت. در اين فضا حتي در طراحي جديد لباس‌هاي نظامي ايران، كاملا از الگوي آمريكايي كپي‌برداري شده بود و يونيفرم‌هاي نظاميان ايراني شباهت عجيبي به يونيفرم‌هاي آمريكايي داشت. دهه 20 را مي‌توان دهه كلاه شاپو ناميد!

دهه 50؛ تحول در مد ايراني

شهرهاي بزرگ به‌دليل خصوصيات اجتماعي و اقتصادي و ارتباطات فرهنگي هميشه محل صدور مد و لباس به شهرهاي كوچك و حتي روستاها بود. دو نيروي موثر در گسترش مد و مدگرايي، زنان و جوانان بودند؛ در دهه 50 اين دو نيروي موثر با تمام قوا به دنبال مد بودند، مد و لباس ايراني در دهه 50 تحت تاثير دهه 70 ميلادي غرب، دچار يك تحول بزرگ شد. در دهه 50، مجلات و ژورنال‌هاي غربي سهم عمده‌اي در مدگرايي جامعه به عهده داشتند، جريان رسمي نشريات وابسته به رژيم پهلوي ـ مثل زن روز، اطلاعات جوانان و... اين موج را تقويت مي‌كردند، از سوي ديگر گروه‌هاي پانك، هيپي‌ها، آرايش موي مخصوص بيتل‌ها، جوانان شهرنشين ايراني را تحت تاثير قرار داده بود. موي بلند، عينك‌هاي فريم كائوچويي، شلوارهاي پاچه‌گشاد، پيراهن‌هاي يقه باز و كت‌هايي كه يقه آنها روي پيراهن پخش مي‌شد، مهم‌ترين المان مدل‌هاي دهه 50 بود. اگر به فيلم‌هاي دوران انقلاب نگاه كنيم، بسياري از جوانان چنين ظاهري داشتند.

دهه 60؛ مد انقلابي

با پيروزي انقلاب اسلامي و عقبگرد مد و فرهنگ غربي در سطح جامعه و حتي در شهرهاي بزرگ، فرهنگ پوشش ايرانيان نيز دچار تحول شد. ميل به ساده‌زيستي، دوري از مد و جنگ تحميلي هشت ساله، همه و همه باعث شد اصولا مد در سال‌هاي دهه 60 شمسي به حاشيه برود، لباس مردان ايراني در اين سال‌ها به شلوارهاي پارچه‌اي گشاد و پيراهن‌هاي ساده تغيير يافت. لباس رسمي و اداري در اين سال‌ها هم كت و شلوار بدون كراوات بود. ريش و سبيل يا سبيل تك آرايش معمول صورت مردان ايراني در اين دهه بود. در دهه 60، كراوات به‌عنوان نمادي از فرهنگ غربي به حاشيه رفت و به تيپ‌هاي خاصي از جامعه منحصر شد.

مانتو به عنوان يك لباس ايراني زنانه هم در كنار چادر در اين دهه تن‌پوش غالب زنان ايراني بود. در سال‌هاي دهه 60 عملا مد و مدگرايي به حاشيه رفته بود، مدپرستان معدود آن دوره كه تحت تاثير فيلم‌هاي قاچاق هندي و هاليوودي به سر و وضعشان مي‌رسيدند، اگر پا به خيابان مي‌گذاشتند احتمالا با برخورد گشت‌هايي كه مسئول برخورد با مظاهر غربي و بدحجابي بودند مواجه مي‌شدند.به‌طور خيلي خلاصه مي‌توان گفت در دهه 60، فكر و ذكر مردم مد نبود!

دهه 70؛ تحول دوباره مد ايراني

با پايان جنگ و از ميان‌رفتن الزامات خاص اقتصادي و سياسي آن از يك سو و آغاز دوره تاثير همه‌جانبه رسانه‌هايي چون ويدئو و ماهواره، دوباره موج مدگرايي در جامعه آغاز شد. كاهش سختگيري‌ها و افزايش واردات البسه خارجي هم در تشديد اين فضا موثر بود.

دهه 70 كم‌كم شلوارهاي پارچه‌اي جاي خود را به جين‌هاي تنگ داد و پيراهن‌هاي معمولي مردانه به تي‌شرت تبديل شد، آرايشگاه‌هاي مردانه ديگر فقط وظيفه كوتاه‌كردن موها را به عهده نداشتند.

مدهاي زودگذر و ديرگذر! مرتب به جامعه مي‌آمد، حتي برخي سريال‌هاي تلويزيوني الهام‌بخش لباس و مد بودند، مثلا مدل لباس شعبان بي‌مخ در سريال هزاردستان. باعث تولد مانتوي خفاشي يا هزاردستاني در آن سال‌ها شد. مدل‌هاي مختلف روسري و مانتو و تنوع در اين حوزه، اتفاق مهم لباس زنانه ايراني در دهه 70 بود. در اين دهه، همچنان سبيل به‌عنوان يك نماد مردانه جاي خود را حفظ كرده بود، اتفاقي كه البته خيلي دوام نياورد!

دهه 80؛ ‌دهه اينترنت

دهه 80، دهه اينترنت بود. مد و مدگرايي اگر تا قبل از آن از پنجره تنگ ويدئو و ماهواره سلانه‌سلانه به خانه‌ها و ميان جوانان و مردم مي‌آمد، حالا از بزرگراهي به نام اينترنت مستقيما به خانه‌ها مي‌آمد. سرعت تحول مد در دهه 80، سريع‌ترين دوره بود، به طوري كه شايد هر سال يك مد در جامعه مي‌آمد و برچسب «دمده» يا «از مدافتاده» به لباس‌هاي نه‌چندان كهنه داخل كمدها مي‌خورد. مانتوفروشي آنقدر زياد و متنوع بود كه قيمت آن كمتر با افزايش روبه‌رو مي‌شد و جزو متنوع‌ترين و ارزان‌ترين تن‌پوش‌هاي دهه 80 بود.

در دهه 80 بود كه سبيل از فرهنگ مد و ظاهر بسياري از ايراني‌ها رخت بربست. در عكس‌هاي اين دهه، دوباره ردپاي پنهان و آشكار كراوات ديده شد، در دهه 80، افراط در مد به حدي رسيد كه پليس دوباره مانند سال‌هاي دهه 60 به برخورد مستقيم با گونه‌هاي افراطي و ناهنجار مد و مدگرايي پرداخت. داستان مد و مدگرايي به نظر پاياني ندارد و ما در دومين سال دهه 90 خورشيدي، ميراث‌دار اين فرهنگ هستيم.

خواندن بیشتر ..

نخستین زن ایرانی که کشف حجاب کرد!


کشف حجاب از زنان مسلمان و انهدام وجدان مشترک اسلامی ، واقعیت تردید ناپذیر تاریخی است که از دیرباز مورد توجه جدی استعمار جهانی بوده است. از سال های دور کوشش های فراوانی شده است تا زمینه های روانی، فرهنگی و اجتماعی گریز از ارزش های اسلامی ایجاد شود. پیدایش مسلک بابیگری در ایران نیز همین مقصود را تعقیب می کند. این نوشتار شخصیت زرین تاج قزوینی یکی از زنان بهایی را که زمینه ساز و مجری توطئه کشف حجاب در ایران بود را  مورد بررسی قرار می دهد.

تا زمان کشف حجاب و شروع تغییرات پر دامنه مدرنیسم رضاشاهی ، نمونه ای یافت نمی شود که زنان ایرانی و حتی بانوان درباری ، سر برهنه و بی حجاب در ملأ عام ظاهر شوند مگر یک زن !

قره العین

در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کردزنی است با نام زرّین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین و تنها زنی است که از “حروف حی”‌ محسوب می‌شود.( لقبی که به بر اساس حروف ابجد به 18 نفر از اولین کسانی که علی محمد باب ایمان آوردند، اطلاق می‌شود.)

قره العین زنی بود که او را  تا قبل از گرایش به سید علی محمد باب، به عالمه و فاضله و شاعره بودن می ستودند. اودر خانواده ای روحانی به دنیا آمدو دختر ملا محمّد صالح مجتهد قزوینى است، در شهر قزوین در سنه 1320 ه-. ق متولد شد.

زرّین تاج زنى در نهایت زیبایى، ولی در عین حال شهرت طلب و هوسباز بود.

او نزد پدرش ملا صالح و عمویش ملا محمد تقى مجتهد (که بعدها بابیان او را کشتند) مشغول تحصیل گردید، در پایان تحصیل، پیرو مکتب شیخیّه شد و جزء مریدان سید کاظم رشتى به شمار آمد؛ عموى کوچکش ملا على که از این گروه به شمار مى رفت، او را در این راه تحریص و تشویق مى نمود، تا آنجا که ارسال نامه و مراسلات، بین زرّین تاج و سید کاظم رشتى باز شد، و سید کاظم رشتى او را قرّة العین (نور چشمى) خواند؛ از این زمان به بعد، او به لقب قرّة العین شهرت یافت.

این زن با پسر عموى خود ملا محمّد امام جمعه (پسر ملا محمد تقى شهید)ازدواج کرد، و از او داراى 2 یا 3 فرزند شد، ولى شوهر دارى و بچه دارى براى او قید و زنجیرى بود؛ طولى نکشید که در سال 1259 ه- ق (در سن حدود 29 سالگى)، شوهر و فرزندان و خانه خود را ترک کرده، و به عنوان این که دستش به استادش، سید کاظم رشتى برسد، به سوى کربلا روانه شد، ولى وقتى که به کربلا رسید، با خبر فوت سید کاظم روبرو شد؛ در آنجا با شاگردان سید کاظم رشتى تماس داشت؛ یک عده از افراد هوسباز دورش را گرفتند، او که شیفته مقام طلبى و شهرت بود، پس از چندى به بغداد رفت، و سپس توسط ملا حسین بشرویه اى، به حضور میرزا على محمد باب راه یافت، و کار او به جایى رسید که گاهى به نام خود، مردم را دعوت مى کرد، و گاهى به نام سید على محمد باب. باب هم او را به لقب «طاهره» ملقّب ساخت. و به گفته عباس افندى: «او در قریه بَدَشت جمله «من همان خدا هستم» را تا عنان آسمان به اعلى النّدا بلند نمود.

قرة العین زنی بود صاحب قلم، شاعر و سخنران که به ادبیات و فقه و اصول کلام و تفسیر آشنایی داشت.

در دوره ناصرالدین شاه، اولین زنی که به صورت عمومی و علنی کشف حجاب کردزنی است با نام زرّین تاج که توسط سران بابیت ملقب به طاهره و قره العین و تنها زنی است که از “حروف حی”‌‌ محسوب می‌شود

قرةالعین در ایران نخستین زنی بود که به خلاف رسم و عرف زمانه بی حجاب در برابر مردان ظاهر شد و با علما و رجال به بحث و مجادله پرداخت.

او نخستین زنی است که در تاریخ معاصر ایران، بر اساس دستورالعمل یک مکتب استعماری پوشش را از روی و تن برگرفت و در اجتماع مسۆولان ظاهر شد. و با این اقدام گستاخانه و متهورانه، نخستین سنگ بنای بی حجابی را در جامعه اسلامی ایران به جا گذاشت و برای شروع هدف های استعماری و بر افروختن جهنم توطئه جرقه نخست را زد.

قره العین با ارائه رفتاری کاملاً متضاد با دستور دین اسلام و نیز شرایط روحی و اجتماعی آن دوران و با نمایش گذاشتن سیمای برهنه ی خویش، کوشید اولین کسی باشد که رسوم گذشته را از بین می برد و زمینه های اجتماعی گسترش بی دینی و اباحی گری را فراهم می کند.

قره العین با سیمایی آراسته بر منبر می نشست و با صراحت تمام می گفت: « آن چه اسلام آورده در هنگام ظهور باب ملغی و منسوخ است و چون باب قائم حق دارد که در مذهب تصرف نماید، پس شریعت اسلام بعد از ظهور قائم، منسوخ است و چون قائم هنوز احکام و تکالیف جدید را مدون و تکمیل نکرده است زمان فترت است و کلیه تکالیف از گردن مردمان ساقط .تا امروز تبعیت از احکام دین اسلام بر شما واجب بود، ولی از هنگام ظهور باب دیگر بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از دستورات دین اسلام پیروی نماید.با لذت کامل زندگی کنید و از هر قیدی آزاد باشید.»

تاریخ گواهی می دهد که جذب قره العین به باب نه از جهت فکری، بلکه به علت شهوت پرستی او بود.

قرةالعین در ایران نخستین زنی بود که به خلاف رسم و عرف زمانه بی حجاب در برابر مردان ظاهر شد و با علما و رجال به بحث و مجادله پرداخت

او نمی توانست به یک شوهر اکتفا کند، از طرف دیگر خاندان وی، مظهر زهد و قناعت و عصمت و عفت بودندو در چنین خاندانی برای او وسایل عیش و عشرت و آزادی وجود نداشت . به همین سبب تصمیم گرفت که یکباره خود را از قید و بند دین و مذهب آزاد سازد و با حزبی که به هیچ نظم و قاعده ای مقید نیست همراه شود . بابیان تنها حزبی بودند که دارای مرام اشتراک جنسی بودند. از همین رو قره العین با آنها پیوند خورد و اولین نغمه های شوم بی حجابی زنان را سر داد و خود را به عنوان اولین زن بی حجاب تاریخ معاصر مطرح کرد.

او در خلال تبلیغ مرام باب ، بدون هیچ واهمه ای عقاید سخیف بابیان را درباره ی اشتراک جنسی وصف می کرد و به حضار بشارت می داد که نه تنها از این پس زنان می توانند آزاد و رها در اجتماع حضور یابند، بلکه یک زن می تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد.

قره العین در اول ذیقعده 1268 هجری قمری مطابق با 27 مرداد 1231 هجری شمسی به دست عزیزخان، سردار سپاه ناصر الدین شاه در باغ ایلخانی اعدام شد.

پس از مرگ او، اندیشه بی حجابی زنان یکی از برنامه های استعماری برای فرهنگ زدایی از ملل مسلمان شد.


منابع : 1- سینا واحد، قره العین درآمدی بر تاریخ بی حجابی در ایران /2- وبلاگ کتاب شخصی / 3- ذی طوی

 

خواندن بیشتر ..

مرد باید غیرت داشته باشد


از قدیم الایام همه بر این باور بودند كه یك مرد خوب باید نسبت به زن و فرزندانش غیرتمند باشد. به همین دلیل غیرت یكی از مهمترین ویژگی های مردان برای ازدواج محسوب می شد. امروزه نیز بسیاری از دختران و خانواده هایشان معتقدند كه زندگی با مرد بی غیرت و لاابالی نه تنها سخت بلكه غیرممكن است.

غیرت
بله غیرتمند بودن یكی از ویژگی های مردان برای ازدواج محسوب می شود اما غیرتی كه در حد تعادل باشد و از آن خارج نگردد. به همان میزان كه زندگی با مرد بی غیرت سخت و گاه غیر ممكن است زندگی با مردی كه به بهانه غیرت در همه چیز افراط كرده و همسر و فرزندانش را تحت شدیدترین فشارها قرار می دهد نیز غیر ممكن است. به همین دلایل است كه توجه به وجود این ویژگی در حد تعادل در فرد مقابل قبل از ازدواج و در جریان مراسم خواستگاری لازم و ضروری می باشد.

 

در واقع در دین مبین اسلام تأکید بر غیرت در دایره محرمات و واجبات است و نه بیشتر. غیرتِ مرد در جایی که خدای متعال غیرت به خرج نداده است نه تنها حُسنی ندارد بلکه عین زشتی و بی ادبی است. مگر می‌شود انسان از خدای خود غیرت‌مندتر باشد؟! اگر واقعاً این رفتار مشکلی داشت یقیناً خدای غیور آن را حرام می ‌نمودند.

 

راههای شناخت غیرت بی جا در مردان

- توجه به نحوه سوالات و پاسخ های فرد مقابل: گاه فرد مقابل غیرت بی جای خود را در قالب سوالاتی كه می پرسد یا پاسخ هایی كه برای پرسش های شما دارد، نشان می دهد. مثلاً می پرسد: نحوه برخورد شما با محارم از جمله پدر یا برادرتان به چه گونه است؟،‌ من معتقد به حجاب كامل حتی در مقابل با محارم هستم؟ و ...‌

 

- توجه به رفتارها در دوران نامزدی‌(قبل از عقد): در این دوران نیز بسیاری از رفتارها و برخوردهای فرد مقابل نشان دهنده میزان غیرت وی می باشد. مثلاً زمانی كه با هم بیرون می روند مدام با نگاه های معنی دار و یا چشم غُره به خانم می فهماند که فلان كارت اشتباه است حواست را جمع كن. در حالیكه بلواقع كار اشتباهی از وی سر نزده است. یا مثلاً بر روی ارتباط خانم با محارمش حساس است. چرا با پدرت یا دایی یا عمویت روبوسی کردی؟ و ...

غیرتِ مرد در جایی که خدای متعال غیرت به خرج نداده است نه تنها حُسنی ندارد بلکه عین زشتی و بی ادبی است. مگر می‌شود انسان از خدای خود غیرت‌مندتر باشد؟!

- استفاده از تحقیقات محلی: پرس و جو از دوستان و آشنایان و همسایگان فرد مقابل و كسب اطلاعات از آنها روش مناسب دیگری برای شناخت ویژگی های فرد می باشد.

 

- مشورت با بزرگان یا متخصصین: اگر پس از گذراندن مراحل بالا به برخی از رفتارهای فرد مقابل شك كردید حتماً در این رابطه با یكی از بزرگان یا فرد متخصصی چون مشاوران ازدواج صحبت و مشورت نمایید. حتی در صورت لزوم با فرد مقابل به مشاور مراجعه نمایید. گاه متخصصین از برخی از رفتارهای خاص و ریز افراد متوجه برخی از امور می شوند كه دیگران قادر به درك آنها نیستند. به همین دلیل مشاوره با آنها در زمینه ازدواج به نوعی تضمین كننده موفقیت در زندگی آینده می باشد.

 

خواندن بیشتر ..

تربیت هویت مذهبی در خانه

 


هویت مذهبی , بخشی از هویت انسانی و شخصیت فردی جوانان می باشد و کسی که در هویت شخصی و انسانی خود دچار تردید و ابهام باشد در هویت مذهبی نیز به سرانجام روشنی دست نمی یابد.

نوجوان و هویت مذهبی

لذا باید به زیر ساخت های شخصیت جوان و نیازهای روحی و روانی او توجه نمود تا در پرتو آن بتوان فردی دارای تعادل روحی و بدنی داشت و او را بر اساس نیاز درونی و فطریش به سوی فضایل و کمال رهنمون نمود.

ایام جوانی و نوجوانی با دگرگونی هایی در جسم و روان همراه است . نوجوان به سرعت رشد کرده و شاهد تکامل جسمانی و نیرومندی بدنی خویش است و همزمان , عواطف و احساسات او نیز دچار تحول اساسی می شود. و افکار و آرزوها و نگرش او پیرامون افراد و محیط اطراف را تحت تاثیر قرار میدهد.

در دوران گذر از نوجوانی , تمایلات و خواهش های متضادی در او خودنمایی می کند. خودخواهی کودکانه با نوع پرستی خیرخواهانه را در می آمیزدو او را در برزخی میان کودکی و بزرگسالی رها می سازد. و دچار نوعی بی ثباتی عاطفی و روانی و فکری می شود که از آن به « بحران بلوغ » یاد می کنند. این بحران , نوجوان را در یک وضعیت مبهم و پیچیده ای قرار می دهد که نمی داند چه باید کرد , همین عدم اطمینان نسبت به نقش خود , موجب مشکلات زیادی برای نوجوان می شود و او را زود رنج و دو دل و بی ثبات می سازد.

به قول « موریس دبس » : « به سرعت جنبه انفعالی و عاطفی شخصیت او گسترش می یابد و کل شخصیت او را فرا می گیرد و افق فکری از طریق علاقه و رغبت گسترش می یابد » . او در پی کشف هویت گمشده خویش است و به دنبال بازشناسی شخصیت خود می باشد; شخصیتی که شامل کل وجود اوست و وضع عمومی بدن , مهارتها و رغبت ها , امیدها , عادتها , خصوصیات اخلاقی و معتقدات و افکار او را در بر می گیرد .

تحول بلوغ , تصویر ذهنی از بدن و هویت شخصی نوجوان را تهدید می کند. نوجوان با در نظر گرفتن تجربیات گذشته و قبول تحولات بلوغ , می خواهد هویت خویش را از نو بازسازی کند. حتی مخالفت و ستیز با والدین و عصیان در برابر اندیشه و قدرت ها و دخالتهای دیگران برای تثبیت « هویت » و جدا نمودن خویش از سایرین است.

دبس می گوید : « اثبات شخصیت در آنها یک امر طبیعی است . غالبا مخالفتی مابین خود و محیطی که در آن زندگی می کند تولید می نماید و این اثبات شخصیت اجتماعی جوانان در موارد متعددی بروز می کند » به همراه این تحولات , غریزه جنسی نیز در او بیدار شده و در کوتاه مدت به اوج احساسات و شیفتگی و شوق جنسی و جسمی میرسد.

جوان اگر دوره نوجوانی و « بحران بلوغ » را به خوبی پشت سرگذاشته باشد و از رشد شخصیت کافی و متعادل برخوردار شده باشد , دارای ویژگی هایی از قبیل احساس اطمینان , احساس استقلال و قوه ابتکار , قدرت تعیین هویت خود , احساس صمیمت , میل به بزرگ شدن و حس کمال می باشد . او مسئولیت پذیر و به آینده امیدوار است و دوستدار خوبی ها و فضایل می باشد

ایجاد و رشد و تبلور ویژگی های فوق در جوانان در گرو داشتن نظام تربیتی کارآ و جامع است .اگر در این نظام به نیازها و انتظارات جوان همانند ابراز محبت , ابراز خود , تعلق به گروه , هدفمندی  پاسخ مناسب داده شود به این رشد و بالندگی می رسد و در غیر این صورت دچار « بحران هویت » می شود .

در بحران هویت , او شدیدا دچار اضطراب و ناراحتی ذهنی است به طوری که نمی تواند جنبه های مختلف شخصیت خویش را در یک خویشتن قابل قبول و هماهنگ , سازمان دهد و در « خودپنداری » دچار مشکل می شود.

براساس نظریه « اریکسون » , اگر هویت شخصی نوجوان در طی زمان و براساس تجربیات حاصل از برخورد صحیح اجتماعی به تدریج ایجاد شود و او بتواند خود را بشناسد و از دیگران جدا سازد , تعادل روانی وی تضمین میشود , ولی اگر سرخوردگی و عدم اعتماد جایگزین اعتماد گردد , به جای تماس با مردم , گوشه گیر و منزوی می شود و به جای تحرک به رکود می گراید و به جای خودآگاهی و تشکیل هویت مثبت دچار ابهام در نقش خود می شود و هماهنگی و تعادل روانی وی به هم می خورد و به بحران هویت دچار می شود .

به هنگام این بحران او در چند مورد از موارد ذیل دچار تردید و شک می شود :

اهداف بلند مدت-  انتخاب شغل- الگوی رقابت - تشخیص مذهبی-  نظام ارزشی اخلاقی-  تعهد گروهی

نوجوان، بحران هویت

در نتیجه از عوارض منفی بحران هویت , تردید و ابهام در تشخیص مذهبی و نظام ارزشی است , به ویژه آن که همزمان با این بحران , قدرت تفکر انتزاعی در جوانان رشد نموده و به استقلال و استنتاج مسائل علاقه مند می شوند و به بررسی برهانی و منطقی دین در پاسخگویی به مسائل توجه می نمایند که این خود مشکل را دو چندان کرده و جوانی را که در وضعیت بحرانی نقش و وظایفی را که به وسیله خانواده و اجتماع برای وی مناسب تشخیص داده میشود با تمسخر و یا با پرخاشگری رد میکند , بیشتر به ورطه خطر و انحراف می کشاند , به ویژه که در این سن , غرایز جنسی نیز بر این امر دامن می زند و « هویت مذهبی » او را تهدید می کند و اگر هم به ظاهر هویت مذهبی را قبول کند , این عدم تعادل شخصیتی و روانی در هویت مذهبی نیز تاثیر گذاشته و به صورت افراط و تفریط بروز می کند و گاه او را در میان تضادی پیچیده اسیر می کند. به ویژه آن که به اعتراف روان شناسان , دوره جوانی و نوجوانی , دوره تحول ارزشها و تردید در مفاهیم ارزشی است , و به نظر « دبس » , نظام ارزشها در مجاورت دنیای علم و اطلاع در جوانان پایه گذاری می شود و به تنظیم رفتار و مشخص نمودن عقاید آنان کمک می کند.

روشن است که ارزشها , مفاهیم نظری هستند که انتخاب براساس آنها صورت می گیرد و فرد را به عمل وامی دارد , لذا باید پیرامون این مفاهیم به باوری روشن و مستدل برسد و از صمیم جان پذیرا گردد.

اما نوجوان , تمام روابط و باروهایی را که در دوران کودکی بدون چون و چرا پذیرفته بود مورد پرسش و تردید قرار میدهد , و سعی می کند با توجه به شخصیت شکل پذیر و استقلال جوی خود , نظامی از ارزشها درباره زیبایی , حقیقت , قدرت و دین به دست آورد . لذا باید به کمک او شتافت و با روابط درست و باز و صمیمانه و با تکیه بر نقاط مثبت , وی را به تجربه ارزش های شخصی و مذهبی رهنمون شد.به ویژه آن که سن نوجوانی را سن گرایش به اعتقادات مذهبی نامیده اند . و به گفته « موریس دبس » در این ایام نوعی بیداری مذهبی حتی نزد کسانی که سابقا نسبت به مسائل مذهبی لاقید بوده اند دیده می شود. این استحاله را می توان بخشی از توسعه شخصیت جوان دانست .

لذا می توان با تکیه بر این گرایش فطری و روانی به پایه ریزی « هویت مذهبی » جوان دست زد. اما بنا به تحقیقات به عمل آمده در شهر تهران نشان می دهد در ایام جوانی و حدود سن 18 سالگی به بعد , عقیده مذهبی سست تر میشود , و این امر ریشه در عملکرد والدین و یا عدم اعتقاد آنها داشته و نوع رفتار مربیان دینی و پرورشی موثر است .

لذا دلسوزان امر تربیت و پرورش باید توجه بیشتری به این امر نشان داده و با شک و تردیدها و پرسشهای نوجوانان و جوانان به دیده مثبت نگاه کنند و به گفته شهید مطهری : « غریزه پرسش یکی از غرایز اولیه بشری است و نمونه رشد و اعتلای دستگاه فکر و اندیشه است . » و « از شک و تردید آنها نباید ناراحت بود. شک مقدمه یقین و پرسش مقدمه وصول و اضطراب  مقدمه آرامش است , شک معبر خوب و لازمی است هر چند منزل و توقف گاه نامناسبی است.»

لذا باید به این نیاز پرسش گری او پیرامون فلسفه زندگی و مذهب پاسخ درست داد و « جوان » در جستجوی پاسخ قانع کننده ای در موضوعات اساسی زندگی است تا به او نظامی فکری و عقیدتی داده و راهگشای او در تصمیم گیری و ارزش گذاری های مهم زندگی باشد , تا بتواند متعهدانه از آن دفاع نماید , نظامی که به آنها هویت عقیدتی ببخشد. لذا باید با بحث و گفتگوی منطقی و معرفی کتب جامع و صحیح و با ارجاع آنها به افراد متخصص و دلسوز کمک نمود.

اگر جوان به پاسخهای لازم برسد و معرفت و شناخت کافی را به دست آورد و بداند که در کدام جهان زندگی می کند , برای خود تکیه گاه فکری نیرومندی در مقابله با فراز و فرودها و تحلیل و تبیین مسائل در پرتو درک هدفمندی و قانون مداری جهان به دست می آورد و خود را در بیکران عالم هستی رها و معلق احساس نمی کند.

 


منبع: مجله آفتاب

خواندن بیشتر ..

اشاره قرآن به خطای دید

مقدمه:

خطاهای ادراکی موارد محدودی هستند که نشان می‌دهند ادراک موجودات زنده و به ویژه ما انسانها، هرگز باتاب سادة واقعیت فیزیکی خارجی نیست و به عبارت دیگر انعکاس صحیح واقعیت خارجی نیست. ما همه اشیاء و پدیده های اطراف خود را به صورتی که هستند درک نمی‌کنیم بلکه بر حسب نگرش‌های خود و موقعیت آن پدیده و زمان ادراک آنها، به صورتهای مختلف درک می‌کنیم. وقتی ادراک با واقعیت منطبق نمی‌شود، اصطلاحاً می‌گوییم به خطای ادراکی دچار شده‌ایم.

به تصویر زیر بنگرید:

خطای دید مولر_لایر

كدام خط بزرگ‌تر به نظر مى‌رسد، A یا B ؟

پاسخ این سئوال آن است كه هر دو خط به یك اندازه است.(1)

در قرآن كریم در مواردى به خطاى چشم اشاره شده است كه در اینجا به بیان یك نمونه‌ از آن بسنده مى‌شود:

وَ إِذْ یُرِیكُمُوهُمْ إِذِ اِلْتَقَیْتُمْ فِی أَعْیُنِكُمْ قَلِیلاً وَ یُقَلِّلُكُمْ فِی أَعْیُنِهِمْ لِیَقْضِیَ اَللّٰهُ أَمْراً كٰانَ‌مَفْعُولاً وَ إِلَى اَللّٰهِ تُرْجَعُ اَلْأُمُورُ.(2)

و آنگاه كه چون با هم برخورد كردید،آنان را در دیدگان شما اندك جلوه‌ داد و شما را[نیز]در دیدگان آنان كم نمودار ساخت تا خداوند كارى را كه‌انجام شدنى بود تحقّق بخشید،و كارها به سوى خدا بازگردانده مى‌شود.

 

این آیهء شریفه به جنگ«بدر»اشاره دارد و به مۆمنین یادآورى مى‌كند كه شما را در چشم‌دشمن كم جلوه دادیم تا دشمن به طمع شكست شما عقب نشینى نكند. آنها را نیز در چشم‌شما كم جلوه دادیم تا وحشت شما را فرا نگیرد و فكر كنید كه تعداد دشمن كم است.

لازم به‌ذكر است تعداد مسلمانان در جنگ بدر حدود 313 نفر بود،در حالى كه تعداد كفار تقریبا بیش‌از ده برابر تعداد مسلمانان بود.

علامه طباطبایى در این باره مى‏نویسد:

«خداى سبحان، مومنین را در اولین برخورد در نظر مشركین اندك جلوه داد تا مغرور شوند و مومنین را ناچیز تلقى كنند. همین امر ایشان را بر پیاده شدن و جنگیدن دلیر كرد؛ ولى وقتى دست بكار شدند و درهم آمیختند، خداوند همان مومنینى را كه به نظرشان اندك مى‏آمد، در نظرشان دو برابر كرد و همین امر باعث شد كه عزم آنان سست شده، در نتیجه شكست بخورند.» (3)

مى‏توان این طور نتیجه گرفت كه خداوند با استفاده از یك اثر فیزیكى در محیط، تاثیر نور و عوامل دیگر در حواس بینایى انسان، امدادهاى غیبى را به نفع مومنین به كار گرفته، تا سپاه مشركین شكست بخورند.

در تفسیر نور چنین آمده است:

«خداوند براى یارى مسلمانان، ولایت تكوینى و تصرف در دیده‏ها را بكار مى‏گیرد. همچنین بهره‏بردارى از حواس ظاهرى نیز به دست خداست.» (4)

پیش از جنگ بدر، ابوجهل به مشركین گفت: «یاران محمد فقط به اندازه خوراك یك شترند.» این سخن كنایه از تعداد بسیار كم یاران پیامبر صلى الله علیه و آله است. همان طور كه مى‏دانیم در جنگ بدر پشت سپاه كفار شكسته شد و پس از این جنگ، مسلمانان و دین اسلام در دنیاى آن زمان به رسمیت شناخته شدند.

 

شبکه تخصصی قرآن تبیان


منبع:

آن‏سوى آیه‏ها، نگرشى بر اعجازهاى پزشكى قرآن‏، نویسنده: نوری زاد، صمد

پی‌نوشت‌ها:

(1) اصول روان شناسى، ج 2، ص 423.

(2) انفال (8): 44.

3. المیزان،ج 9،ص 144.

4. تفسیر نور،ج 4،ص 347.

خواندن بیشتر ..

دیگر نمی توانید از اعتراضات خیابانی تصویر برداری کنید

اپل تکنولوژی به ثبت رسانده که پلیس به وسیله آن می تواند انتقال ویدئو و عکس را از هر نوع تظاهرات یا رویدادی که به نظر “حساس” است، مسدود نمایند.

به گزارش مشرق ،در اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1388 رسانه های غربی تلاش می کردند تا از طریق شهروندان خبرنگار فیلم و تصاویر این ناآرامی ها را دریافت کنند اما ظاهرا چنین تجربه ای بویژه در جنبش وال استریت و اعتراضات اخیر لندن دولت آمریکا را بر آن داشته تا با تکنولوژ های پیشرفته مانع از چنین اقداماتی شوند و تنها در موارد دلخواه به شهروندان خبرنگار اجازه فعالیت دهند.

شرکت اپل نوعی تکنولوژی به ثبت رسانده که دولت و پلیس را قادر خواهد نمود انتقال اطلاعات، شامل ویدئو و عکس، را از هر نوع گردهمایی عمومی یا رویدادی که به نظر آنها “حساس” بوده و باید “از اثرگذاری آن بر خارج از محل وقوع جلوگیری گردد”، مسدود نمایند.

به بیان دیگر، این قدرت‌ها خواهند توانست آنچه را که می‌توان یا نمی‌توان طی یک رویداد عمومی ضبط نمود، کنترل نمایند.

در حالی که شرکت اپل می‌گوید اماکن مورد نظر برای پیاده‌سازی این عملیات عبارت از سینماها، سالن‌های تئاتر و اماکن اجرای کنسرت موسیقی هستند، اما در ادامه چنین می‌افزاید: “شاید عملیات‌های پنهانی پلیس و دولت نیازمند خاموشی کامل باشند.”

بنا بر بیانیه شرکت اپل: “علاوه بر این، انتقال بی‌سیم اطلاعات حساس به یک منبع دور نمونه‌ای از تهدید امنیتی است. این اطلاعات حساس می‌توانند همه چیز باشند از اطلاعات طبقه‌بندی شده دولتی تا سؤالات و پاسخ‌های امتحانی که قرار است در یک محیط دانشگاهی برگزار شود.”

این بیانیه باعث گشت بسیاری معتقد گردند که مقامات و پلیس هم‌اکنون می‌توانند از این تکنولوژی انحصاری برای مسدود نمودن انتقال تصاویر ویدئویی و ثابت از اماکن وقوع اعتراضات و راهپیمایی‌ها استفاده نمایند. این تصاویر شامل خشونت‌های پلیس که در زمان وقوع رویدادهای بزرگ فورا به شبکه‌های خبری و وب‌سایت‌های ویدئویی سرازیر می‌شوند، هستند.

شرکت اپل ابزاری را ثبت نموده که می‌تواند با ارسال سیگنالی رمزدار به تمام دستگاه‌های بی‌سیم به آنها دستور دهد که کاربردهای ثبت و ضبط را غیرفعال سازند.

این دستورات توسط سیستم جی‌پی‌اس ، وای‌فای (WiFi) یا ایستگاه‌های سیاری صادر می‌گردند که در اطراف یک ساختمان یا “منطقه حساس” برای جلوگیری از فیلمبرداری و یا عکسبرداری تلفن‌های همراه تعبیه گردیده‌اند.

به گزارش وب‌سایت تکنولوژی ZDNet، شرکت اپل ممکن است این تکنولوژی را پیاده نماید اما بکارگیری آن بر اساس تصمیمات اپل انجام نخواهد گرفت، بلکه دولت‌ها، صاحبان صنایع و شبکه‌‌ها این دستورات را تنظیم خواهند نمود.

شرکت اپل با اختراع یکی از پیچیده‌ترین دستگاه‌های موبایل،‌ ظاهرا هم‌اکنون درصدد کشف راه‌هایی برای محدود نمودن استفاده از آن است.

در امتیازنامه این دستگاه چنین قید شده است: “با شیوع دستگاه‌های بی‌سیم به مانند تلفن‌های همراه، پیجر، دستگاه‌های رسانه‌ای شخصی و تلفن‌های هوشمند، تعداد فزاینده‌ای از مردم این دستگاه‌ها را در انواع مختلف محیط‌های اجتماعی و حرفه‌ای حمل می‌کنند. نتیجه این امر چنین است که شاید این دستگاه‌های بی‌سیم افراد را در اماکن حساس اذیت کرده، آزار داده و حتی تهدیدی برای آنها به شمار روند.” اماکن “حساس” مورد نظر شرکت عبارتند از گردهمایی‌ها، اماکن نمایش فیلم، انواع مختلف مراسم، عروسی‌ها، خاکسپاری‌ها، سخنرانی‌های دانشگاهی و محیط‌های امتحان‌گیری.

خواندن بیشتر ..

نمادشناسی دگرباشی جنسی

دگرباشی جنس به طور کلی به به معنی میل جنسی به غیر جنس مخالف است که شامل گروه های مختلفی می شود. این گروه ها برای شناساندن خود به دیگران از نماد های مختلفی استفاده می کنند که در ادامه به بررسی برخی از آن ها می پردازیم.

tazeh.net: «دگرباش» از دو بخش «دگر» و «باش» تشکیل شده است. واژه «دگر»، دگرگون یافته واژه دیگر و واژه «باش» از ریشه باشیدن به معنای بودن یا زیستن است و شامل افرادی است که گرایش جنسی و رفتار جنسی متفاوت از دگرجنس‌گرایی دارند که شامل همجنس‌گرایی مردانه، همجنس‌گرایی زنانه، دوجنس‌گرایی و دگرجنس گونه گان است. این کلمه ترجمه‌ای از از واژه LGBT است که اختصاری از کلمات Bisexual, Gay ,Lesbian و  Transgender است. دگرباشان دارای نمادهای مشترکی برای شناساندن خود به جامعه هستند.

 

مثلث صورتی در جریان جنگ جهانی دوم
یکی از قدیمی ترین نمادها است که در خلال جنگ جهانی دوم توسط نیروهای نازی برای زندانیان همجنس گرا در بازداشتگاه استفاده می شد و این افراد ملزم به استفاده از این نشان بر روی لباسهای خود بودند.

 

 

حدود پانزده هزار همجنس گرا در بازداشتگاه های نازی به قتل رسیدند. به همین دلیل نماد مثلث صورتی توسط همجنس گرایان استفاده می شود تا هم خود را به جامعه معرفی کنند و هم یادبودی برای همجنس گرایان به قتل رسیده توسط نیروهای نازی باشد.

 

 

در سوی دیگر زنانی بودند که به جرم همجنس گرایی، خودفروشی و یا فمینیسم تحت عنوان "رفتار غیر اجتماعی" دستگیر و کشته می شدند. زنان همجنس گرا به مشابه مردان همجنس گرا، مثلث مشکی را به عنوان یادبود و شناساندن خود به جامعه انتخاب کردند.

 

 

همچنین نازی ها برای مشخص کردن یهودیان همجنس گرا از نماد ستاره داوود با رنگهای زرد و صورتی استفاده می‌کردند.

 

 

تبر دو تیغه
تبر دو تیغه نمادی بود که در گذشته‌های دور برای مردم مینوسی استفاده می‌شد. و همچنین نمادی است برای زنانی که احساس قدرت و ریاست می‌کنند (گاهی نیز نمادی برای گرایش به رییس خانواده شدن برای زنان است. در اواخر سال ۱۹۷۰ این نماد توسط همجنس گرایان زن به صورت خالکوبی بر روی قسمت داخلی مچ دست استفاده می‌شد.

 

 

لاندا
حرف یونانی لاندا سال ۱۹۷۰ توسط ائتلاف همجنس گرایان فعال نیویورک به عنوان نماد برگزیده شد. در دسامبر ۱۹۷۴ لاندا به عنوان نماد بین المللی همجنسگرایان زن و مرد در همایش حقوق همجنس گرایان در اسکاتلند انتخاب شد. سازمانهای حمایتی همجنسگرایان به نام lambda legal و Lambda Literary Award  نیز نام خود را با اقتباس از این نماد گرفته‌اند.

 

 

پرچم رنگین کمانی
پرچم رنگین کمانی پرچمی است شامل چند رنگ که به صورت افقی در کنار هم قرار گرفته اند که برگرفته از رنگهای رنگین کمان است. رنگ‌های اصلی رنگین کمان با رنگ‌های این پرچم تفاوت دارد اما طراحی های بسیاری در سراسر دنیا این رنگ ها را به ترتیب در پرچم قرار می دهند که شامل قرمز، نارنجی، زرد ، سبز، آبی، نیلی و بنفش است. در بعضی از پرچم ها نیز به جای نیلی از آبی دریایی استفاده می شود. استفاده از پرچم رنگین کمانی سابقه و قدمت زیادی در فرهنگ های مختلف دارد. گاهی به عنوان نمادی برای تنوع و گاهی امید و آرزو. بر خلاف تصور عموم که پرچم رنگین کمانی را تنها برای دگر باشان می دانند پرچم رنگین کمان امروزه به عنوان نمادهای مختلفی در جهان شناخته می شود مانند پرچم غرور، افتخار همجنس گرایان، یا به عنوان نماد پرچم صلح در ایتالیا و یا اتحادیه بین المللی تعاون. انجمن های بودایی هندی، مهربابا و برخی انجمن های یهودی و انجمن چای وو وو "Wu-Wo Tea" و گروه های دیگر از حالت های مختلف همین رنگ ها استفاده می کنند.
مشهورترین استفاده پرچم رنگین کمانی که گاهی اوقات پرچم آزادی نامیده می شود نماد دگرباشان است. این پرچم توسط Gilbert Baker و در سال ۱۹۷۸ طراحی شد. رنگ های متنوع در این پرچم نمادی برای تنوع گروه‌ها در دگرباشان است و این پرچم به شکل‌های مختلفی مانند پرچم، بنر، لباس و یا زینت الات در رژه غرور دگرباشان در کشور‌های مختلف استفاده می‌شود.

 

Gilbert Baker


در بیست و پنجمین یادبود کشته شدگان Stonewall riots که در سال ۱۹۹۴ در new York برگزار شد، یک پرچم ۱۶۰۰ متری ساخته شد و در راهپیمایی استفاده شد. رنگهای پرچم اولیه هشت رنگ بود که در سال ۱۹۷۹ رنگهای صورتی و فیروزه‌ای از آن حذف شد و شامل ۶ رنگ شد که همیشه با رنگ قرمز در بالا و یا چپ شروع می‌شود.
بیکر این پرچم را خودش رنگ آمیزی کرد و دوخت. اما وقتی که او طرحش را برای ساخت و تولید انبوه به تولید کنندگان ارائه کرد، رنگ صورتی تیره، به دلایل فنی امکان ساخت و تولید نداشت. (چون بیکر رنگ ها را دستی ساخته بود و ساخت رنگ مورد نظر او از نظر تجاری به صرفه نبود.) پس پرچم ۷ رنگ شد. در ۱۹۷۹، Pride Parade Committee (کمیته رژه افتخار) تصمیم گرفت تا از پرچم بیکر استفاده کند. آنها رنگ نیلی را حذف کردند به این ترتیب می توانستند در مسیر رژه، سه ردیف در سه رنگ را در یک سمت خیابان و سه ردیف در سه رنگ دیگر را در سوی دیگر خیابان قرار بدهند. از آن پس، استفاده از پرچم با ۶ نوار رنگی مرسوم شد.

 

    هرکدام از رنگها معنای خاص خود را دارد که به ترتیب عبارتند از:
 صورتی تیره: جنسیت، تمایلات جنسی
قرمز: زندگی
نارنجی: شفا
زرد: خورشید
سبز: طبیعت
آبی: هنر
نیلی: هارمونی (هماهنگی، توازن و ...)
 بنفش: روح، روحیه و جرأت
این در حالیست که دولت انگلیس، چند ماه پیش، پرچم رنگین کمانی را  بر فراز یکی از وزارتخانه هایش برافراشت. نیک کلگ معاون نخست وزیر انگلیس درخواست کرده بود این پرچم روی «وایت هال» نصب شود. وزرا برخلاف مخالفت برخی محافظه کاران و شخصیت های مذهبی درخواست کرده بودند ازدواج همجنس بازان در ولز و انگلیس تا سال 2015 قانونی شود. کلگ پا را از درخواست وزرا فراتر نهاده و گفته بود مکان های مذهبی از جلمه کلیسا باید بتوانند میزبانی مراسم ازدواج همجنس بازان را به عهده بگیرند.

خواندن بیشتر ..

رشوه خوری در سیستم اداری و شیوه برخورد ما

از روایاتی که در باب رشوه هستند نه تنها نکوهش شدید رشوه استنباط می شود بلکه علاوه بر آن رشوه خواری مانع قضات و پیشوایی نیز می گردد.
"صراط" - امر به معروف و نهي از منكر، پيشينه اي به قدمت تاريخ حيات انسان دارد. نخستين انسان دعوت كننده به نيكي، آدم بود و پس از وي نيز پيام آوران وحي و پيروان آنان در انجام اين وظيفه مهم تلاش كرده ‏اند. تاكيدهاي مكرر قرآن كريم، در خصوص امر به معروف و نهي از منكر بيانگر اهميتي است كه اسلام براي سالم سازي محيط اجتماع و مبارزه با عوامل فساد و گناه قائل شده است.
اهميت فريضه امر به معروف و نهي از منكر تا بدانجاست كه ساير فرايض و دستورهاي اسلامي در پرتو اجراي آن، بر پا داشته مي‏شود و جامعه اسلامي محقق مي‏گردد؛ از اين رو هرگاه در جامعه ‏اي اين فريضه مهم به اجرا گذاشته نشود و افراد در قبال پياده شدن اين امر خطير احساس مسئوليت نكنند مرگ آن جامعه حتمي خواهد بود. قيام امام حسين (عليه السّلام) نيز براي اجراي اين دو فريضه الهي بود. صراط نیوز از امروز تا فرا رسیدم ماه محرم الحرام که ماه عزاداری برای سالار شهیدان است هر هفته دو مقاله در چگونگی اجرای امر به معروف و نهی از منکر در سطح جامعه و موارد متعدد لزوم به جا آوردن این فریضه منتشر می نماید .
 
ارتشاء و عدم تعهد کاری در برخی ادارات
 
و از این حادثه شگفت آورتر اینکه ، شب هنگام کسی به دیدار ما آمد ، و ظرفی سرپوشیده پراز حلوا داشت ، معجونی درآن ظرف بود ، چنان از آن متنفر شدم که گویا آن را با آب دهان مارسمی یا قی کرده آن مخلوط کردند!
به او گفتم: هدیه است؟ یا زکات یا صدقه؟ که این دو برما اهل بیت پیامبر(ص) حرام است. گفت : نه زکات است ،نه صدقه، بلکه هدیه است.
گفتم: زنان بچه مرده برتو بگریند. آیا از راه دین وارد شدی که مرا بفریبی؟ یا عقلت آشفته شده یا جن زده شدی؟ یا هذیان می گویی؟
 
از سخنان حضرت امیر امومنین علی (ع)
 
***
 
در قرآن کریم ، از رشوه با عنوان «سُحت» یاد شده است و در دو آیه به آن مستقیما اشاره شده است (1) و نیز در روایات متعددی رشوه مورد نکوهش و مذمت قرار گرفته است.

از روایاتی که در باب رشوه هستند نه تنها نکوهش شدید رشوه استنباط می شود بلکه علاوه بر آن رشوه خواری مانع قضات و پیشوایی نیز می گردد.

زمینه های شناختی رشوه

زمانی که "رشوه" را به عنوان "منکر" از حیث زمینه های پیدایش آن بررسی می کنیم، برخی عوامل را فردی و پاره ای را اجتماعی می یابیم.
اینک به برخی از زمینه های روانشناختی این پدیده می پردازیم:

1- فقدان معرفت به آثارآن
چنانچه با رویکردی خوشبینانه با این پدیده مواجه شویم باید بگوییم افراد به لحاظ بی اطلاعی از عواقب شوم رشوه ، گرفتار این منکر می شوند و چنانچه بدانید که از نگاه پیامبر اسلام (ص) رشوه دهنده و گیرنده در آتشند(2) و یا اینکه فرمودند« خدا رشوه ده و رشوه گیر را با آنکه در میان آن ها واسطه می شود لعنت کند.(3) همین شناخت، انگیزه ای جهت خودداری از آلودگی مالی و اقتصادی خواهد بود.

2- ضعف وجدانی اخلاقی
غالبا قدرت بازدارندگی از خطا با تکرار خطا نسبت معکوس دارد به گونه ای که هرچه بیشتر فرد مرتکب خطا می شود نیروی وجدان ضعیف تر و کمرنگ تر می گردد لذا آنهایی که مکرر آلوده به رشوه می شوند، به تدریج قبح مساله برای آنان از میان می رود و به سهولت بیشتری مرتکب آن می گردند.

3- فرد گرایی افراطی
رواج روحیه فرد گرایی زمینه های توجه به خواستها و تمایلات افراد را تا آنجا گسترش می دهد که فرد بدون در نظر گرفتن مصالح و ارزشهای اجتماعی صرفا در پی تامین تمنیات خویش برمی آید و در نتیجه کمیت زندگی جایگزین کیفیت آن می شود و در چنین چشم اندازی ، دادن و گرفتن رشوه برای پیشرفت امور وتامین منافعش نیز، امری عادی تلقی میشود.

زمینه های جامعه شناختی

علاوه بر زمینه های روانشناختی ، باید به پاره ای از عوامل جامعه شناختی و از جمله مولفه های زیر نیز اشاره نمود.

1- عمیق تر شدن شکاف طبقاتی
فاصله های طبقاتی هر اندازه که بیشتر می شودجامعه از عدالت اجتماعی به عنوان یک هدف راهبردی دورتر می شود. و نتیجه چنین وضعه تلاش افراد برای پرکردن شکاف طبقاتی بیشتر شده است و این هدف با انگیزه کسب درآمد بیشتر صورت می گیرد. لذا به مرور زمان شاهد حرص سیری ناپذیری در میان قشرهای جامعه خواهیم بود. در چنین وضعیتی کمیت زندگی جانشین کیفیت زندگی می شود.

2- مدیریتهای ناکارآمد
پاره ای از مدیریت ها، به جای حاضر در صحنه بودن، فارغ از صحنه اند و در یک کلام نمی دانند در حوزه مسئولیت آنان چه می گذرد. لذا این افراد فرصت طلب ، بهانه مناسبی است تا علاوه بر عدم تعهد کاری، به مسایلی همچون رشوه نیز آلوده شوند.

3- دیوانسالاری
باوجود تلاش برخی از مسوولان هنوز ادارات ما، گرفتار دیوانسالاری است به گونه ای که تنگناها و پیچ و خم های اداری و اجرایی موجود در شماری از سازمان ها و نهادها ارباب رجوع را با سرگردانی مفرط مواجه نموده وزمینه ای یرای پاره ای از کارمندان مهیا نموده تا از ارتشاء به عنوان کلید حل معضلاتشان استفاده کنند.

4- فشارهای خردکننده اقتصادی
در شرایط اقتصادی نامتوازن افراد نه بر اساس شایسته سالاری بلکه بر مبنای فرصت طلبی ، چاپلوسی و نیرنگ بازی می توانند به درآمدهای کلانی دست یابند، خود به خود مبنای ارزشهای اخلاقی دگرگون می وشود و بدیهی است که هرچه فشارهای اقتصادی بیشتر شود، رقابتهای مادی به همان اندازه تنگاتنگ شده و هر شیوه ای برای پیشرفت کارهای اداری نظیر رشوه می تواند موجه جلوه کند.

پیشنهادها و راهکارها

هرچند این مبحث از ابعاد اقتصادی بایدمورد تامل قرارگیرد و لیکن در این مبحث بیشتر تاکید ما بر راهکارهای فرهنگی متمرکز است برخی از این شیوه ها عبارتند از:

1- آموزش ، مقدمه بینش

معنای بینش، وسیعتر و عمیق تر از دانش وآموزش است، بینش غالبا به معنای نوعی جهان بینیدر مسایل مورد مطالعه است.
2- تقویت مدیریت کارآمد

در صورتی که انتخاب مدیران نه براساس رابطه بلکه ضابطه و با محور شایسته سالاری انجام گیرد، حذف رشوه از دستگاه اداری کار دشوار و پیچیده ای نخواهد بود. به عنوان مثال نظارت مستمر به مجموعه،ترتیب دادن فرصت هایی برای ارتباط و ملاقات مستقیم با ارباب رجوع و حتی به صورت ناشناس و مسیرهای عبور یک پرونده اداری را دنبال کردن، همه از مواردی است که در چنین مدیریتی با معنا بوده و عملی نیز می باشد.
3- پدیده اعتماد متقابل

مدیریتهایی که اعتماد متقابل میان خود و مجموعه نیروی انسانی را یک هدف اساسی تلقی می کنند، غالبل ابتکار عمل راااز دست نمی دهند. نشان دادن اعتماد خود به کارمند، از سوی مدیریت به پرسنل انگیزه کار بیشتر و صادقانه می بخشد و جلب اعتماد کارمندان به مدیریت ، موجب طرح مشکلات و دشواریهایی آنان در چنین فضایی می شود.
4- کیفیت نشست های ادواری

امروزه جای خالی نشستهای دوره ای با مجموعه عوامل انسانی یک سازمان از پائین ترین سطح تا عالیترین مرحله ، زیاد احساس می شود. اگر در کنار شورای مدیران با ابتکار مدیران فعال ومتعهد نشستهایی با بدنه مجموعه نیز صورت گیرد، آنان در چنین فضایی احساس شان و منزلت بیشتری نموده و انگیزه قوی تری برای اداره امور پیدا می کنند و لذا فضا برای رشد عواملی همچون روشه و نظایر آن ، محدود می گردد.
5- اصلاح ساختار اداری

با وجود تلاشهای ارزنده متاسفانه هنوز آثار بیماری وناتوانی در ساختار اداری جامعه به چشم می خورد. لذا پیشنهاد می شود با حذف تشریفات و مقررات دست و پا گیر راه برای سرعت بخشیدن به کار ارباب رجوع هموار شود و ریشه ها و عوامل موثر در پدیده ارتشاء نیز خشکانیده شود.

..........................................................................................................
1- سوره مائده ، آیات 62-63
2- فرید تنکابنی ،مرتضی – راهنمای انسانیت (ترجمه نهج الفصاحه)ص322
3- همان

خواندن بیشتر ..

قطره کوچکی از علم بیکران حضرت علی (ع)


جمعیت زیادی دور حضرت علی(ع) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
- یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
علی(ع) در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:

- اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟
علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.
در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!


هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.
نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.
با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد.
همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.
در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
امام فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.
نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند. فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.
سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.

منبع: کشکول بحرانی، ج1، ص27. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص142.

خواندن بیشتر ..

آیا اپل نرم‌افزار "پروتكلهای دانشوران صهيون" را حذف می کند؟

وزير ديپلماسي عمومي رژيم صهيونيستي شركت اپل را تحت فشار قرار داده تا نرم‌افزار "پروتکل های دانشوران صهیون" را از فهرست فروش محصولات خود حذف كند.

 پس از حذف نرم افزار شبکه المنار توسط شرکت اپل و گوگل این بار رژیم صهیونیستی از شرکت اپل خواسته است تا نرم افزار کتاب "پروتکل های دانشوران صهیون" را از محصولات خود حذف کند.

وزير ديپلماسي عمومي و امور يهوديان پراكنده رژيم صهيونيستي و رئيس سازمان جهاني صهيونيسم از شركت اپل خواستند تا این نرم‌افزار را از فهرست فروش محصولات خود حذف كند.

سياست‌مداران اسرائيلي روز سه شنبه به دليل عرضه نرم‌افزار جديد تلفن همراه پروتكلهای دانشوران صهيون به منتقدان شركت اپل پيوستند. مقامات این رزیم ادعا می کنند این همان سند جعلي معروف ضديهود در اوايل قرن بيستم كه اخيراً در فروشگاه اينترنتي آي تيونز در دسترس عموم قرار گرفته است.

"يولي ادلشتاين"(Yuli Edelstein) وزير ديپلماسي عمومي و امور يهوديان پراكنده رژيم صهيونيستي از غول دنياي الكترونيك خواست تا از انتشار اين نرم‌افزار جلوگيري به عمل آورد و ادعا نمود كه اين نرم‌افزار افسانه توطئه جهاني يهوديان را در سرتاسر جهان زنده نگاه مي‌دارد.

ادلشتاين همچنين اظهار داشت: "{شركت اپل} همانگونه كه ترويج هرزه‌نگاري را ممنوع ساخته، بايد اشاعه نژادپرستي را نيز ممنوع نمايد."


"پاكوف هاگوئل"(Yaakov Hagoel)، رئيس اداره فعاليت در اسرائيل و مبارزه با يهودستيزي سازمان جهاني صهيونيسم نيز از اپل خواست تا نرم‌افزار پروتكلهای دانشوران صهيون را از فهرست فروش خود حذف كند.

هاگوئل در بيانيه‌اي خطاب به مديران اپل گفت:‌ "در نهايت احترام، از شما مي‌خواهم تا نرم‌افزار مملو از نفرت و نژادپرستي را از فروشگاه نرم‌افزارهاي اپل حذف كنيد. همانگونه كه اپل هرزه‌نگاري يا خشونت را تحمل نمي‌كند، نبايد از فروش برنامه‌هاي اشاعه يهودستيزي حمايت كند."

اخبار مربوط به حوزه نرم‌افزاري تلفن همراه اوايل هفته جاري از انتقادات جدي رهبران ديني يهود خبر دادند. كنفرانس خاخام‌هاي اروپا كه نمايندگان 12 كشور از اين قاره در آنجا حضور دارند، اعلام داشتند كه براي حذف اين نرم‌افزار از فهرست برنامه‌هاي قابل دانلود با شركت اپل لابي خواهند كرد.

خاخام "پينكاس گلداشميت"(Pinchas Goldschmidt) رئيس كنفرانس خاخام‌هاي اروپا گفت: "پروتكلهای دانشوران صهيون بايد در اختيار دانشگاهيان قرار گيرد تا در خصوص صحت و سقم آن مطالعه نمايند،{اما} انتشار چنين مطالب نفرت‌انگيزي آن هم از طريق تلفن همراه خطرناك و غيرموجه است."

خواندن بیشتر ..

تاریخچه غذای سنتی آبگوشت در ایران

آبگوشت
آبگوشت، محصول زندگی یکجا‌نشینی است و کباب، خوراک زندگی کوچ‌نشینی و کوچندگان تنها هنگامی که به مقصد نهایی می‌رسیدند، فرصت و شرایط بارگذاشتن ....

                                                         
همه دایره‌المعارف‌هایی که درباره ایران تالیف شده‌اند، مدخل «آبگوشت» دارند. شاید باور نکنید اما آبگوشت در کنار همه نام‌ها و نامداران فرهنگ ایرانی، در دایره‌المعارف‌های تخصصی بدل به مدخلی مفصل شده اما در منوی هیچ یک از رستوران‌های تهران آبگوشت نیست! برای خوردن آبگوشت باید به خانه، چایخانه، قهوه‌خانه یا دیزی‌سرایی رفت. آن هم فقط سر ظهر، نه قبل و نه بعد از آن. از قدیم دکان‌هایی هستند که به طور تخصصی هر کدام یک خوراک بیشتر نمی‌پزند؛ حلیمی، کبابی، چلویی، جگرکی، کله‌پزی و بریانی. اما باز هیچ یک از این خوراک‌های اصیل و محبوب ایرانی، جز چلوکباب‌ها، در منوی رستوران‌های ایران جایی ندارند! و به همین خاطر است که در کتابچه‌های راهنمای ایرانگردی برای خارجیان هم فقط فرق پلو و چلو و شرح انواع کباب‌ها آمده است. هر جای دیگر جهان که بود، این تنوع خوراکی را جاذبه‌ای سیاحتی می‌کردند و دست‌کم در منوهای وطنی جایی به آن می‌دادند.
آبگوشت به هزار و یک دلیل از خوراک‌های کهن ایرانیان است. یکی از این دلایل، شیوه کوچی و عشایری زندگی نیاکان ایران، برپایه فرهنگ دامپروری است. ایرانیان حتی هنگامی که شهرهای کهنی همچون همدان و شوش و پارسه را ساخته بودند، به معنی واقعی یکجا‌نشین نشده بودند و باز شاهان و درباریان، همانند مردمان در راه این شهرها ییلاق و قشلاق می‌کردند. این جا‌به‌جایی فصلی، حتی تا چند دهه پیش، میان قشلاق تهران و ییلاق شمیران هم، برای بعضی خانواده‌های متمول، متداول بود. پس گمان نکنید که زندگی کوچی با پایتخت ۲۰۰ساله اخیر ایران نسبتی ندارد.

آبگوشت، محصول زندگی یکجا‌نشینی است و کباب، خوراک زندگی کوچ‌نشینی و کوچندگان تنها هنگامی که به مقصد نهایی می‌رسیدند، فرصت و شرایط بارگذاشتن آبگوشت را می‌یافتند. اگر به مستندهای این نیم قرن که از زندگی عشایر ایران ساخته شده، نگاهی بیندازید، گله‌های چندهزار سَری را می‌بینید که هر یک از بزها، گوسفندان، گاوان و اسبان برای صاحبانشان مهم و محترم‌اند و جان دامداران به جان دام بسته است و بسیار کم پیش می‌آید که دام را سرببرند و جز از شیر و فرآورده‌های شیری آنها، تغذیه نمی‌کرده‌اند. اما در راه ناهموار و پرخطر کوچ هر روزه چند سَر از این دام‌های سلامت و پروار، ناکار و تلف می‌شده‌اند و عشایر پیش از آنکه دام، جان بدهد، آنها را سر می‌بریدند و کباب شام را به راه می‌کردند. کوچ، زمانبندی داشت و می‌بایست که به موقع به مقصد می‌رسیدند وگرنه هزار و یک ضرر و خطر طبیعی، در راه بود. پس فرصت بارگذاشتن آبگوشت تا رسیدن به مقصد، در سفر دست نمی‌داد. آبگوشت ظهر فردا را، از شب قبل باید بار‌گذاشت و پیشتر مقدمات و مخلفات آن را مهیا‌کرد که این همه، جز در یکجانشینی ممکن نبوده و نیست.

دیگر اینکه بساط کباب را به سادگی با سیخی چوبی نیز در بیابان می‌توان به راه کرد اما آبگوشت جز در ظرف پخته نمی‌شود. ساکنان فلات ایران هزاران سال پیش، نخستین ابزار و ظرف‌ها را از چوب و سنگ ساختند. اما ظرف چوبی روی آتش کارکردی نداشت و تنها ظرف‌های سنگی به کار می‌آمدند. پس از آن بود که توانایی ساخت سفال حاصل شد و انواع و اقسام ظرف‌ها شکل گرفت. هزاره‌ها ظرف‌های سفالین به کار می‌رفتند، تا انسان ایرانی به راز سنگ‌های معدنی و آب‌کردن و ریخته‌گری فلزات پی برد و از آن ابزار و ظرف ساخت و ظروف فلزی را به میان آورد. جالب است که آبگوشت، هنوز که هنوز است در سه ظرف سنگی، سفالی و فلزی، طبخ و میل می‌شود. انواع دیزی سنگی و سفالی و رویی (رویی به معنای رویین یعنی ساخته شده از فلز روی که به زبان عامیانه به آن روحی هم می‌گویند) هنوز به شیوه هزاره‌های دور، در ایران ساخته و به کاربرده می‌شود و این سه نوع دیزی، یادگاری است از سه عصر سنگ و سفال و فلز در باستان‌شناسی.

در قدیم پلو یا چلو را در مجمعه‌های بزرگی می‌کشیدند، که به آنها «قاپ» یا «قاب» می‌گفتند و چند نفر با دست از یک قاپ مشترک، غذا می‌خوردند. ممکن بود که چند آدم بزرگ و پرخور با پیری یا کودکی نحیف و کم‌غذا در قاپی همسفره و هم‌غذا ‌شوند. این بود که تقسیم غذا عادلانه نبود و یکی به اصطلاح، قاپ دیگری را می‌دزدید و غذای بیشتری می‌خورد. این بود که ایده «قاپ شخصی» به میان آمد که برای هر کس قاپ کوچکی غذا بکشند و آن را در پیش وی بگذارند. این بود که این «پیش‌قاپ» را «بُشقاب» نامیدند. یک قاپ بزرگ پر از غذا سر سفره می‌آمد و چند قاپ کوچک خالی (بُش به ترکی: خالی) گِرد آن می‌چیدند و برای هر بشقاب، جدا غذا می‌کشیدند. اما آبگوشت چه برای یک تن پخته شود، چه هزار تن، محتوای هر دیزی جدا، درون خود آن می‌پزد و گوشت و نخود و آب، برای هر دیزی به پیمانه برابر ریخته می‌شود و تبعیضی در میان نیست. مانند پلو همه را در یک دیگ نمی‌پزند و پس از پخت، غذا را نمی‌کشند، بلکه اول سهم خام هر دیزی کشیده می‌شود و پس از تقسیم، پخت آغاز می‌گردد.
اما پختن و خوردن آبگوشت کار ساده‌ای نیست. شاید همگان به پختن آن کاری نداشته باشند اما همه از خوردن آن لذت می‌برند. اما اگر یک خارجی از راه برسد و یک دیزی سنگی داغ با سنگک و ریحان جلویش بگذارید، شاید لذتی از لذیذی آن نبرد. چراکه خوردن آبگوشت آموزش می‌خواهد. با قاشق از دهانه تنگ دیزی چیز زیادی بیرون نمی‌آید، مگر اینکه دیزی را کج کنید و برای کج کردن هم، دست خواهد‌سوخت، مگر آنکه با تکه نانی گوشه ظرف را بگیرید و در این کار حتی دستمال کاغذی هم، کمک تکه نان را نخواهد کرد. البته بعضی از دیزی‌های سفالی دو دسته کوچک در دو طرف دارند که در این موقع به دستگیری خورنده می‌‌آیند.

آبگوشت دو بخش دارد، بخش «تَر» که به آن «ترید» می‌گوییم و بخش «خشک» که «کوبیده» می‌خوانیم. همان آب و گوشت که روی هم آبگوشت را پدید آورده‌اند. تقریبا با هم پخته می‌شوند اما جدا خورده می‌شوند. اما عمل‌آوردن این دو بخش به عهده آشپز نیست و شاید تنها خوراکی باشد که خورنده نیز در کار طبخ شریک است. اگر این دو بخش را جدا نکنید، تبدیل به سوپی نه چندان دلچسب خواهد شد و اگر هر یک از این دو بخش را خوب به عمل نیاورید، یعنی مثلا کوبیده را آب‌دار بردارید، لطفی نخواهد داشت. خلاصه آنکه آبگوشت‌خوردن کار هر کسی نیست و اگر برای نخستین بار کسی سر سفره آبگوشت بنشیند، بی‌راهنما به راحتی از ماجرا سر در نخواهدآورد.
گوجه‌فرنگی و سیب‌زمینی دو جزء لاینفک آبگوشت‌های امروزی‌اند و برای ایرانیان شاید تصور آبگوشت‌ بی‌سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی ممکن نباشد. اما شاید ندانید که این دو محصول فرنگی تا صد سال پیش از این، در ایران ناشناخته بوده‌اند. اما آبگوشت پیش از واردات این دو نیز، با گوشت و آب و نخود، آبگوشت بوده. ایرانی همان‌طوری این دو محصول فرنگی را در دیزی کرد و به آن دو رنگ ایرانی بخشید که جانشینان یونانی اسکندر و مغولان وارث چنگیز را به ایرانیانی اصیل و ایراندوست تبدیل کرد.
با وجود این همه کتاب آشپزی و مردم‌شناسی تا به امروز به آبگوشت این‌گونه نگاه نکرده بودیم. چراکه ما گاهی از کنار میراثمان سهل‌انگارانه به سادگی ‌گذشته‌ایم و ظرائف و لطایف فرهنگی نهفته در آنها را ندیده‌ایم. آبگوشت، عصاره فرهنگ ایرانی است و هزاره‌ها تاریخ و نکته در آن خفته است و همه قوت آن به ارزش غذایی‌اش نیست و اگر دقیق به آن بنگریم جان فرهنگ نیاکانمان را در پیاله‌ای از آن خواهیم دید. پس لقمه‌ای از آن را هم نباید هدر داد.


گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
خواندن بیشتر ..

منظور از دین و کتاب جدیدی که امام زمان می آورد ، چیست؟

منظور از دين و کتاب جديدی که امام زمان می آورد ، چيست؟

ادیان آسمانی درحقیقت مانندآب زلال وشفافی هستنده ازآسمان نازل می گردندکه درآغاز، مانند صفا و پاکی باران و روشنایی آفتاب هستند، ولی باتماس افکارمنحط جاهلان ودست های آلوده ی مغرضان وآمیختگی با عادات و خرافات ، گاهی چنان تحریف می شوند که جاذبه ی خود را از دست می دهند . یکی از رسالت های امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)پیراستن اسلام از این آلودگی ها و خرافات و پیرایه ها ، و به تعبیر دیگر، نوسازی بنای کاخ شکوهمنداسلام است.از این رو ، درپاره ای از روایات از این نوسازی تعبیر به«دین جدید» شده است.

امام باقر(علیه السلام)می فرمایند: «هنگامی که قائم خروج کند، امرجدید وکتاب جدید و روش جدیدوداوری باخودمی آورد»(۲)یعنی درآن زمان ، اسلام در آن چنان از لابلای انبوه خرافات و تحرف ها و تفاسیرنادرست بیرون می آورد، که گویی بنایی کاملاً نو و جدید ساخته است.

اما راجع به کتاب جدید ، دوگونه می توان توضیح داد . یکی این که ، کتاب جدید، قرآنی است امیرالمؤمنین(علیه السلام)به همان صورت وترتیب، که در۲۳سال برپیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)نازل شده ، جمع آوری کرده است.چنان که امام علی (علیه السلام)فرموده است: «گویا می – بینیم شیعیان ما درمسجدکوفه خیمه هایی نصب کرده اند و قرآن راهمان طورکه نازل شده به مردم تعلیم می دهند.»(۳)

توضیح دوم این است که ، قرآن اصیل فراموش شده راچنان اززوایای تحریفات معنوی وتفسیرهای نادرست بیرون می کشدکه می توان نام کتاب جدید برآن گذاشت . زیرا در غیر این صورت ، لازم می آید که یک کتاب آسمانی جدید بر او نازل شود ، که این امرشدنی نیست ، برای این که در روایات آن حضرت به عنوان یک داعی وحافظ قرآن کریم معرفی شده است، پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) می فرماید: «قائم ازفرزندان من است …،مردم را به پیروی من وآیین من وامی دارد، وآن ها را به کتاب پروردگارم دعوت می نماید.»(۴)

اعتقاد به رجعت از اصول دین است یا اصول مذهب ؟

قبل ازپاسخ به این سؤال می بایست نخست مفهوم وتصویر روشنی ازآن دو واژه به دست آوریم تا بتوانیم به سؤال فوق برسیم.

همان طورکه می دانیم دین دریک تقسیم بندی به اصول و فروغ دین تقسیم می شود و منظور از اصول دین ، در این تقسیم ، هرگونه اعتقاد معتبردینی است که مربوط به بینش و شناخت خدا و جهان و انسان می شود، و منظوراز فروغ دین احکام عملی است که وظایف فردی و اجتماعی پیروان آن دین رابیان می کند ، به عبارت دیگرمنظور از اصول دین ، اساسی ترین وزیر بنایی ترین امور اعتقادی است ، درمقابل سایر امور اعتقادی که نسبت به آن ها جنبه تبعی و فرعی دارند، آن اصول عبارت اند از: توحید ، نبوت و معاد – که ادیان الهی درسه اصل فوق مشترکند- که این اصول در حقیقت پاسخی به روشن ترین سؤالات فکری انسانند . طبیعی است که انکار هر یک از این سه اصل ، موجب خروج از دین و اثبات کفر است.

اما اصول مذهب عبارت از این است که گاهی پیروان یک مکتب که در اصول بنیادی دین با یکدیگر مشترکند، برداشت ها و تلقیات مختلفی در دین می شود.این برداشت ها و طرز تفکر خاص از مکتب- باحفظ اصول و وجوه اشتراک- را اصول مذهب می گویند . عدم اعتقاد به این اصول موجب خروج از دین نمی شود ، بلکه موجب خروج ازآن طرز تفکر و برداشت خاص می – شود؛ مثل اعتقاد به عدل و امامت، که عدل از امور اعتقادی تابع توحید و امامت تابع نبوت است . از این رواست که می بینیم مذاهب مختلفی پدیدآمده هم چون شیعه و سنی که هرکدام طرز تفکر خاصی نسبت به امامت دارند.

اعتقاد به رجعت از اصول دین نیست و معتقدنبودن به آن هم موجب کفر و خروج از دین نم باشد، بلکه ازاصول مذهب امامیه است . به طوری که اعتقاد به اصل رجعت گروهی ازمؤمنان وکافران به دنیا پیش از قیامت ، ضروری است . هرچند که باور داشتن جزییات مسایلی که در رجعت اتفاق می افتد لازم وضروری نیست.

به هرحال اعتقاد به رجعت هم سنگ اعتقاد به صراط و میزان است.مرحوم «شبر» دراین باره می -گوید:
«اصل رجعت، حق است وشبهه ای درآن نیست وعدم اعتقادبه آن موجب خروج ازجرگه مؤمنان وشیعیان می شود. چراکه رجعت از امور ضروری مذهب شیعه بوده وروایاتی که درموردصراط ومیزان وغیرآن دوبه دست مارسیده است ، از جهت تعداد و نیز صحت مدارک و وضوح دلالت ، افزونتر از روایات رجعت نیست.

باآن که اعتقاد به صراط به میزان و جزآن ها ضروری است، اما، بایدتوجه داشت که اختلاف و بینش های متفاوت درجزییات مسأله رجعت، ضرری به اصل آن نمی زند، همان طورکه برداشت -های متفاوت در ویژگی های صراط ومیزان در اصل آن خدشه وارد نمی سازد»(۵)

پی نوشت :

۲٫ غیبت نعمایی، نعمان ابن ابراهیم، ص ۲۵۵٫
۳٫ همان، ص ۳۱۸٫
۴٫ ملاحم، سیدابن طاوس، ص ۷۴٫
۵٫ حق الیقین فی معرفه اصول الدین، سیدعبدالله شبر، بحث رجعت.

منبع : ظهور۱۲

خواندن بیشتر ..

امروز ؛ دیروز ؛ فردا ؛ به روایت تصویر روحانی نماها

به نام خدای مهدی عج

برخی از روحانی نماها این چند وقته چهره اصلی خودشون رو نشون داده اند ؛

خوب بود که همه اونا رو کنارهم گرد بیاریم...

انشالله آقامون بیاد چهره خیلی دیگر از این روحانی نما ها برملا خواهد شد ؛ تا دیگر اینها موزیانه آبروی دین و اسلام و انسانیت را زیر سوال نبرند ...

انشاالله


اطلاعات اشخاص موجود در تصاویر را از لینک های زیر بخوانید...

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=135855

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=112605

http://mehrdadz.blogfa.com/post-53.aspx


خواندن بیشتر ..
مطلب پیشنهادی