تبليغاتX
keshmahoor news




























keshmahoor news

گوناگون سیاسی اجتماعی اقتصادی ورزشی مذهبی

للحق

طرح نوشت : دلم می سوزد برای گلشیفته … آدم ها برای گدایی محبت و توجه ، به چه روزگاری که نمی افتند …

پانوشت : قبول باشد عزاداری مجازی تان در پست قبل … باشد که مادرش نظری کند.

کاملا بی ربط : بهتر است منفور باشی به خاطر چیزی که هستی تا اینکه محبوب باشی به خاطر چیزی که نیستی!

نوشته شده در ساعت 12 PM توسط مسلم مهکی| |
جهت چاپ تصویر در روزنامه فرانسوی
پیش از نیز وی برای حضور حداقلی بر پرده های سینمای سرشار از فرهنگ و هنر غرب، در صحنه های عاشقانه! . . .
"صراط" - گلشیفته فراهانی هنرپیشه ای که در ایران به هر آنچه می خواست رسید در غرب برای حضور حداقلی و حفظ شهرت، عکس برهنه اش را در روزنامه مشهور فرانسوی منتشر کرد.
 
به گزارش سرویس اجتماعی صراط، پیش از نیز وی برای حضور حداقلی بر پرده های سینمای سرشار از فرهنگ و هنر غرب، در صحنه های عاشقانه!  فیلمی به کارگردانی مرجان ساتراپی و ونسان پارونو ، با بازیگر مرد مقابل اش، همبستر شده بود.
 
گفتنی است پدر فراهانی پیش از این وی را فردی روشنفکر خوانده بود و از مسئولین خواسته بود مقدمات حضور آبرومند و پرشکوه ایشان در کشور را فراهم کنند.
 
 این اقدام زشت و خلاف اخلاق فراهانی به عنوان یک زن مسلمان با ملیت ایرانی، خشم هم وطنانمان را برانگیخته است به صورتی که در صفحه متعلق به وی در یکی از شبکه های اجتماعی بیش از 3000 کامنت علیه این رفتار ، منتشر شده است.
 
 این پروژه های سیاسی خلاف اخلاق و ارزش های انسانی پیش از این نیز از سوی غرب برای مبارزه سیاسی- فرهنگی با اسلام به نام مدنیت و آزادی برای دفاع از ضد ارزش برهنگی در کشورهایی مانند مصر، پاکستان، افغانستان و آذربایجان اجرا شده بود.
 
در مرحله اول این برنامه ضد فرهنگی دو نویسنده نه چندان مشهور خارج نشین و یک وبلاگ نویس مرد اقدام به انتشار عکس های برهنه شان در فضای مجازی کرده بودند.

نوشته شده در ساعت 4 PM توسط مسلم مهکی| |
جاسبی رفت


نوشته شده در ساعت 3 PM توسط مسلم مهکی| |

بسم الله ...
انديشه سياسي شيعه از ديدگاه فوكوياما

فرانسيس فوكوياما نئومحافظه كار، پژوهشگر و تاريخ نگار ژاپني الاصل و تبعه ي آمريكاست. وي با شخصيتي نيمه سياسي- نيمه فلسفي داراي سابقه­ي كار در اداره امنيت آمريكا و نيز تحليلگر نظامي در شركت "RAND" از شركتهاي وابسته به پنتاگون مي باشد.  وي در سال 1989 با نگارش مقاله (پايان تاريخ و واپسين انسان) "The end of history and the last man" كه در سال 1991 با تفصيل بيشتر و به همين نام، به صورت كتاب چاپ گرديد، به شهرت جهاني رسيد. در اين دو نوشته، فوكوياما به دفاع تاريخي از ارزشهاي سياسي غربي برخاست و استدلال كرد كه رويدادهاي اواخر قرن بيستم نشان مي­دهد كه اجماع جهاني به نفع دموكراسي ليبرال بوجود آمده است.

فوكوياما در كنفرانسي كه در اورشليم برگزار شد به ترسيم انديشه سياسي شيعه پرداخت. او در اين كنفرانس كه بازشناسي هويت شيعه نام داشت مي گويد " شيعه پرنده ايست كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست، پرنده ايست كه دو بال دارد. يك بال سبز و يك بال سرخ". اين مطالب را وي در اوج پيروزی هاي ما در سال 1365 مي گويد و ادامه مي­دهد: "بال سبز اين پرنده همان مهدويت و عدالت خواهي اوست. چون شيعه در انتظار عدالت به سر ميبرد. اميدوار است و انسان اميدوار هم شكست ناپذير است. نميتوان كسي را تسخير كني كه مدعي است فردي خواهد آمد كه در اوج ظلم و جور، دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد".

براساس نظريه فوكوياما بال سبز شيعه همان فلسفه انتظار و عدالت خواهي است. او ميگويد: "بال سرخ شيعه، شهادت طلبي است كه ريشه در كربلا دارد و شيعه را فناناپذير كرده است."

شيعه با اين دو بال افق پروازش خيلي بالاست و تيرهاي زهرآگين سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي و ... به آن نمي­رسد. آن نقطه كه خيلي اهميت دارد بعد سوم شيعه است كه مي گويد:" اين پرنده زرهي به نام ولايت پذيري بر تن دارد كه آنهارا شكست ناپذير نموده است". در بين كليه مذاهب اسلامي، شيعه تنها مذهبي است كه نگاهش به ولايت، فقهی است. يعني فقيه مي تواند ولايت داشته باشد. اين نگاه، برتر از نظريه نخبگان افلاطون است. فوكوياما معتقد است: "ولايت پذيري شيعه كه براساس صلاحيت هم شكل ميگيرد، او را تهديد ناپذير كرده است." در توضيح فناناپذيري شيعه مي گويد: "شيعه با شهادت دو چندان مي شود. شيعه عنصري است كه هرچه او را از بين ببرند بيشتر مي شود." و جنگ ايران و عراق را مثال مي زند.

سال 1364 مي گويد: "اين ها فاو را تسخير كرده اند، ميروند كربلا را هم بگيرند، اين جا (قدس) را هم قطعاً مي گيرند." پيشنهاد مي كند كه با امتياز دادن به ايران، جنگ را متوقف كنيد.

وي پس از پايان جنگ يك مهندسي معكوس براي شيعه و يك مهندسي صحيح براي خودشان نوشت. مهندسي معكوس براي شيعيان ايران اين است كه ابتدا ولايت فقيه را بزنيم. تا اين را نزنيد نميتوانيد به ساحت قدسي كربلا و مهدي(عج) تجاوز كنيد. وي نظريه­اي با عنوان "ميكروپولتيك ميل ها و ميكروفيزيك قدرت" ارائه مي دهد و مي گويد براي پيروزي بر يك كشور بايد "ميل مردم" را تغيير دهيم. اگر ميل مردم از شهادت طلبي، ايثار، جوانمردي و دهها عاملي كه به عنوان فرهنگ شكل گرفته است به رفاه طلبي، غربزدگي و ... تغيير نيابد مانند اين است كه آب در هاون مي كوبيد. اين ميل ها هم تغيير نميكند مگر اينكه اركان يك قدرت از آن حمايت كند.

وي راه برخورد با اين جريان را تضعيف ولايت فقيه مي داند. او مي گويد درصورت تضعيف ولايت فقيه، رفاه طلبي جاي شهادت طلبي را ميگيرد و پس از آن انديشه عدالت خواهي و انتظار نيز از جامعه رخت بر ميبندد.
فرايند ‹‹فروپاشي ايدئولوژيك›› در پروژه ي ‹‹ناتوي فرهنگي›› يك اصل بنيادين دارد كه در هر دوره تاريخي به شكلي ظهور مي كند. او كليد اين فروپاشي را ‹‹نابودي روحيه ي مقاومت›› در ميان ايرانيان دانست و گفت كه "براي پيروزي بر يك ملت بايد ميل و ذائقه ي مردم را تغيير داد." و كافيست "شهادت طلبي اين ها را به رفاه طلبي تبديل كنيم."

فوكوياما در آن كنفرانس اسرائيلي، ‹‹سينما›› را يكي از بزارهاي اين تئوري ناميد كه مي تواند به ‹‹نابودي مقاومت شيعي›› مدد­ رساند و از سينماي هاليوود خواست تا در توليداتش به خلق فرهنگي، جايگزين براي ‹‹اسلام›› بينديشد. حتي بعدها در سال 2002 كه ‹‹ريدلي اسكات›› فيلم ‹‹سقوط شاهين سياه›› را براي پنتاگون ساخت، تحليلگران گفتند كه اين فيلم براساس همان تئوري فوكوياما ساخته شده است .

فوكويوما در نظريه اش مي گويد : "برابر اسناد تاريخي سال 2007 را سال رويارويي غرب با شيعه مي دانيم .

بايد با برنامه دقيق شيعه را جمع كنيم و خودمان گسترش بيابيم . "

در نبرد آرماگدون دو عنصر مقابل هم قرار مي گيرند : جيززكرايس ( الگوي مقدس) و آنتي كرايس (شيطان) . از نظر آنها آنتي كرايس همان ‹‹سفياني ›› و جيزز كرايس همان ‹‹مهدي(عج)›› است. فوكوياما مي گويد : "ما هلالي داريم به نام هلال شيعه كه از سوريه و عراق و عربستان مي­گذرد و تيري در دست دارد كه عقبه اش در قندهار است و به سمت قدس نشانه رفته است. در آرماگدون ما با اين تير مواجه هستيم. از قدس تا قندهار منطقه استراتژيك شيعه است. مي گويد: آمريكا بايد افغانسات را اشغال كند تا اين تير نتواند از اين طرف شليك شود ". فوكوياما در ادامه ميگويد :"شما بايد ولايت فقيه را بزنيد. بعد اگر بپرسيد چگونه مي شود ولايت فقيه را زد؟ من ميگويم در قانون اساسي". آنچه موجب قوام و بقاي ولايت فقيهمی باشد، شوراي نگهبان است. اگر بتوانيد اين ركن را از قانون اساسي حذف كنيد خود به خود ولايت فقيه هم در يك رفراندوم زده مي شود! شما بايد اين (شورای نگهبان) را از بين ببريد. شوراي نگهبان هم جز با حمله به نظرات استصوابي از بين نمي رود.

او ميگويد ''اگر توانستيد ولايت فقيه را بزنيد بلافاصله پرنده شيعه افت مي­كند و سقف پروازش كاهش مي يابد و تيرهاي شما به راحتي به او مي خورد." ، آنوقت ميكروپولتيك ميل هاي شما، اثر مي كند.

فناناپذيري و تهديد ناپذيري هم به طريق اولي از بين ميرود. چنين جامعه اي از درون فرو مي ريزد بدون اينكه يك تير شليك كنيد. مي گويد:" اگر ولايت فقيه را زديد در گام بعدي، شهادت طلبي اينها را ، به رفاه طلبي تبديل كنيد. اگر اين دو تا را زديد خود به خود انديشه امام زماني، از جامعه شيعه رخت بر ميبندد. اين لاابالي گري ها و اباحه گري ها در جامعه گسترش مي يابد.

در ادامه ميگويد:"شما بياييد براي غرب هم امام زمان و كربلا و ولايت فقيه بتراشيد." براي اين كار ايشان مكتب جديدي بنام ‹‹اوانجليس›› عرضه كرد كه قدمتش به 1989 بر ميگردد. يعني 6 ماه بعد از نظريه ي جديد آقاي فوكوياما. آنها معتقدند عيسي ناصري خواهد آمد.هر چه درباره طول و عرض و ارتفاع امام زمان(عج) هست به عيسي ناصري نسبت داده اند! گفته اند زماني كه دنيا پر از ظلم و جور شود، عيسي ناصري خواهد آمد تا آن را پر از عدل و داد كند! بعد شبكه اي درست كردند بنام T.B.N كه كارش تحليل محتوايي وقايعي است كه در جامعه رخ ميدهد. وقتي سونامي در اين منطقه رخ داد پروفسور هالدين زي (شاگرد فوكوياما) بيش از بيست ساعت تفسير كرد كه اين يكي از علائم عيسي مسيح است. هر واقعه اي رخ بدهد مي گويد اين هم يكي از نشانه هاست...

نوشته شده در ساعت 10 AM توسط مسلم مهکی| |

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

 “پینوکیو ٬یکی از آثار کلاسیک کمپانی دیزنی ٬ در سال ۱۹۴۰ اجازه ی پخش یافت و هنوز هم مورد توجه کودکان و بزرگسالان بسیاری در سراسر جهان قرار دارد. با این حال ٬ داستان این عروسک چوبی خیمه شب بازی در بر دارنده ی یک تمثیل عمیق معنوی بر مبنای آموزه های سری می باشد که به ندرت در باره ی آن صحبت شده است . در این مقاله ٬ به منشاء این داستان و لایه های پنهان آن خواهیم پرداخت.

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

آیا باور میکنید پینوکیو یکی از عمیق ترین فیلمهائی ست که تاکنون دیده اید؟ آیا این داستان کنایه ای از عالم روحانى و جوامع مدرن بود؟ آیا شما متوجه اشاراتی شده اید که به اسرار مکتوم رهنمون می شد؟

دیگر نیازی به گفتن ندارد که امروزه این فیلم در فرهنگ عامه دارای  چه جایگاه ویژه ای است . اصلاً :

- چند درصد از مردم این فیلم را ندیده اند؟

-از طرف دیگر ٬ چند درصد از مردم از مفاهیم پنهان در این داستان اطلاع دارند؟

در پس داستان یک عروسک خیمه شب بازی که سعی می کند پسر خوبی باشد٬ یک تمثیل عمیق معنوی نهفته  که ریشه در مکاتب سری علوم ماورائی دارد. از دید یک تازه وارد٬ این داستان کودکانه درباره ی “خوب بودن” ٬ که پر از درسهائی از قبیل “دروغ نگفتن” است ٬ به نیاز بشر برای کسب خرد و روشن ضمیری اشاره دارد . فضای بی رحم داستان پینوکیو٬ یک منظره ی ترسناک و ظالمانه از دنیای مدرن ما را نمایش داده و شاید راه فرار از دام ها وخطرات آن را تبیین می کند . با توجه به پیشینه ی نویسنده ی این داستان و مراجعه به منابع  کتب ادبی می توان به مفهوم اسرار آمیز پنهان در ماجراهای پینوکیو پی برد.

منشاء داستان پینوکیو

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

کارلو لورنزینی مشهور به کارلو کولودی که معروفترین اثرش همین داستان پینوکیو است!

داستان پینوکیو در ابتدا توسط کارلو لورنزینی (با نام ادبی کارلو کولودی)٬ بین سالهای ۱۸۸۱ و ۱۸۸۳ در ایتالیا نوشته شد . لورنزینی کار نویسندگی را با نوشتن طنزهای سیاسی برای روزنامه آغاز کرد (روزنامه های Il Lampione و Il Fanfulla ). در سال ۱۸۷۵ ٬ او وارد دنیای ادبیات کودک شد و از این راه برای انتقال عقاید سیاسی خود بهره جست . بعنوان مثال سری داستانهای “Giannettino” غالبا به وحدت ایتالیا اشاره دارد.

 لورنزینی بسیار علاقه مند بود که از یک کاراکتر مهربان و دوست داشتنی  و در عین حال متقلب وگستاخ برای بیان اعتقادات خود بصورت تمثیل وار استفاده کند. در سال ۱۸۸۰ او شروع به نوشتن Storia di un burattino (=داستان یک عروسک خیمه شب بازی) کرد که بعدا به ماجراهای پینوکیو شهرت یافت . این داستان بصورت هفتگی در روزنامه ی  Il Giornale dei Bambin (اولین روزنامه ی مخصوص کودکان در ایتالیا) چاپ می شد.

ماجراهای پینوکیو٬ یک داستان تخیلی است که ماجراهای یک عروسک خیمه شب بازی لجباز و کله شق را در مسیر تبدیل شدن به یک پسر واقعی بیان می کند . این داستان در سال ۱۸۸۳ به چاپ رسید.

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

آثار لورنزینی تنها سیاسی نبودند . نوشته های او ٬ بخصوص ماجراهای پینوکیو٬  شامل جنبه های متافیزیکی نیزهست که غالبا از دید خوانندگان پنهان می ماند .  واقعیت مهمی که باید به آن توجه ویژه داشت این است که عمق آثار لورنزینی از آنجا روشن می شود که بدانیم او یک فراماسون فعال بوده. درمقاله ای با نام Pinocchio, mio Fratello (=پینوکیو٬ برادر من) ٬ یک فراماسون ایتالیائی به نام جیووانی مالولتی (Giovanni Malevolti) پیشینه ی ماسونی لورنزینی را چنین شرح می دهد:

 “ورود کارلو کولودی به فراماسونری ٬ بااینکه در هیچ سند رسمی ثبت نشده ٬ از سوی همگان موضوعی پذیرفته شده و قابل استناد است . آلدو ملا٬ یک غیر فراماسون است که عموما به عنوان تاریخ نگار رسمی فراماسونری شناخته می شود . وی با اطمینان ورود این نویسنده به تشکیلات ماسونی را تائید می کند . علاوه بر این ٬ وقایع زندگی کولودی نیز بر این فرضیه صحه می گذارد: از جمله ی این اتفاقات٬ تاسیس یک روزنامه با نام  “ Il Lampione” (=دیدگاه) در سال ۱۸۴۸ بود که توسط خود لورنزینی چنین توصیف گردید: روشنی بخش کسانیست که در تاریکیها سرگردان هستند؛ وی همچنین خود را بعنوان مرید دو آتشه ی ماتزینی که یک فراماسون برجسته ی ایتالیائی و نیز یک انقلابی بود ٬ معرفی می کرد.

نام کولودی را می توان در سندی که توسط گرند لژ تمام انگلستان منتشر شده و در آن لیستی از فراماسونهای مشهور گردآوری گردیده ٬ مشاهده کرد.

مالولتی ادامه می دهد:

 “دو راه برای خواندن داستانماجراهای پینوکیو وجود دارد . راه اول ٬ که من آن را خواندن عوامانه می نامم ٬ این است که خواننده که به احتمال قوی یک کودک است ٬ راجع به زندگی ناگوار یک عروسک خیمه شب بازی چیزهائی می آموزد . اما راه دوم٬ خواندن داستان از نقطه نظر ماسونی بوده که نماد گرائی عمیق آن مکمل روایت ساده و خطی وقایع است

لورنزینی داستان پینوکیو را در ادامه ی مسیر عقاید کهن مذکور در متون سری نوشت : یک داستان ساده که مورد توجه توده ی مردم قرار می گیرد و مفاهیم پنهان خود را تنها برای کسانی که در جریان هستند فاش می کند .

تحلیل فیلم

در این مقاله انیمیشن پیونکیو ساخته ی والت دیزنی مورد بررسی قرار گرفته تفاوت های بسیاری میان کتاب کولودی و فیلم کمپانی دیزنی وجود دارد . در فیلم ٬ مسیر داستان ساده تر شده و پینوکیو تبدیل به شخصیتی ساده ٬ خوش گذران و بی خیال می شود در صورتی که در کتاب اصلی کاراکتری خودسر ٬ ناسپاس و کله شق دارد . با این حال ٬ تمام عناصر اصلی در فیلم حضور دارند و پیام نهفته در کتاب دست نخورده باقی مانده است . ضمن این که این انیمیشن با انیمیشنهای پینوکیو ی دیگر کمپانیها و مورد نمایش در آمده توسط صدا و سیمای ایران تفاوت چندانی ندارد .

پیدایش پینوکیو

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

فیلم با ژپتو آغاز می شود ٬ یک نجار و عروسک ساز ایتالیائی که در حال تراشیدن یک قطعه چوب برای ساختن یک عروسک خیمه شب بازی است . او این عروسک را به شکل یک انسان می سازد ولی عروسک موجودی بی جان است . ژپتو به نوعی نماد خالق(“Demiurge”) افلاطون و دیگر فلاسفه است. “Demiurge” واژه ای یونانی بوده و به معنای سازنده٬ صنعتگر و یا استادکار می باشد . به بیان فلسفی٬ خالق یا سازنده “ خدای کوچکتر” جهان مادی است ؛ او کسی است که موجودات ناکامل را که تسلیم دامها و حیله های دنیای مادی می شوند ٬ خلق می کند . خانه ی ژپتو پر از ساعتهائیست که خود او آنها را ساخته . همانطور که می دانید ٬ ساعت وسیله ی سنجش زمان ٬ یعنی یکی از بزرگترین محدودیت های جهان مادی ما است .

“خارج از عالم روحانی که به خالق یا موجود فناناپذیر منحصر است ٬ ما بخاطر خلق وجود فیزیکی خود٬ نسبت به کسی که ما را خلق کرده مسئول بوده و می بایست برای ایجاد ارتباط با او رنجهائی را متحمل شویم  ” منلی پی هال٬ آموزه های سری تمام اعصار

ژپتو یک عروسک خیمه شب بازی ساخت و سپس متوجه شد که به کمک “خدای بزرگتر” نیاز دارد تا بارقه ی الهی مورد نیاز برای تبدیل شدن عروسک به یک “پسر واقعی” را به پینوکیو اعطا کند . به بیان رمزی ٬ پسر واقعی نماد انسان روشن ضمیر می باشد . خوب ٬ حالا او چه می کند؟  “او روبروی یک ستاره زانو زده و دعا می کند”. او از خدای بزرگتر (معمار بزرگ ماسونها) می خواهد تا با نیروی الهی خود در جسم بی جان پینوکیو روح بدمد.

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

آیا این ستاره همان صبح ٬ ستاره ی مقدس لوسیفرسین ها نیست ؟

نکته ی جالب توجه اینجاست که سالها بعد و در سال ۲۰۰۹ در انیمیشن ۹ که با همکاری تیم برتون ساخته شد ، شخصیت مشابه ژپتو نه با دعا بلکه با استفاده از روشهایی کابالیستی به تعدادی عروسک جان میبخشد ، البته انیمیشن ۹ نه در این مورد و نه درموارد دیگر به هیچ عنوان دست به بیان مفاهیم بصورت نمادین نمیزند .

 “پری آبی” که ما او را با نام فرشته ی مو آبی میشناسیم٬ نماینده ی خداست و به زمین می آید تا به پینوکیو فهم کیهانی و یا از منظر عرفا “عقل” را اعطا نماید.

“این عقیده مورد پذیرش عرفای مسیحی است که رستگاری بشریت با نزول عقل امکان پذیر است. عقل که والاترین وجود روحانی مافوق خالق بوده و قابلیت ورود به سرشت انسان را دارد٬ ابدیت آگاهانه را به موجودات خلق شده توسط خالق اعطا می کند. “همان منبع

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

پری افسونگر  نعمت حیات و اختیار  (دقیقاً همانند یک انسان) را به پینوکیو اعطا می کند . حالا با وجود اینکه او زنده است ولی هنوز یک “پسر واقعی” نیست . مکاتب سری می آموزند که زندگی تنها پس از روشنیدگی آغاز می شود . هر چیزی غیر از این ٬ بجز فرسایش تدریجی نیست . زمانیکه پینوکیو می پرسد “آیا من یک پسر واقعی هستم؟ پری پاسخ می دهد نه پینوکیو٬ اینکه آرزوی ژپتو بطور کامل درباره ی تو محقق شود کاملا به خودت بستگی دارد . ثابت کن که شجاع٬ راستگو و متواضع هستی؛ در اینصورت ٬ روزی تو یک پسر واقعی خواهی شد.

موضوع اعتماد به نفس و تزکیه ی نفس نه از ادیان الهی بلکه قویا از آموزه های شبه عرفانی و ماسونی الهام گرفته شده است: رستگاری روح چیزیست که از خویشتنداری ٬ خودآگاهی و قدرت اراده ی بسیار قوی حاصل می شود . ماسونها بطور نمادین٬ این فرایند را به زبری اولیه و تکامل نهائی سنگ صیقل داده شده تشبیه می کنند.

 “ در تفکر فراماسونری٬ یک سنگ زبر استعاره از اولویت یک فراماسون ناآگاه برای یافتن روشنی است. یک سنگ صیقلی نماد فراماسونیست که با استفاده از آموزه های ماسونی٬ برای رسیدن به یک زندگی شرافتمندانه تلاش می کند وتمام کوشش خود را برای کسب روشنی انجام می دهد . در مرتبه ی “همکار صنعتگر” ما شاهد استفاده از سنگهای زبر و صیقل یافته هستیم . درسی که باید آموخته شود این است که بوسیله ی آموزش و کسب آگاهی٬  شخص می تواند به وجود روحانی و معنوی خود دست یابد. همانند انسان ٬ هر سنگ زبر در ابتدا موجودی ناکامل است . با آموزش٬ جلب محبت و عشق برادرانه٬ انسان می تواند سنگ وجودی خود را به شکلی  در آورد که مطابق نمونه ی مجازی آزموده شده و در حدود مرزهای خویش که موهبتی از جانب خالق است محدود شده باشد.”لژ تعلیمات ماسونی

به همین صورت که ماسونها فرایند روشنیدگی را با تبدیل یک سنگ زبر به سنگی صاف نشان می دهند٬ پینوکیو سفر خود را از تکه چوبی بی شکل آغاز و بسوی هموار کردن وجود خود گام بر می دارد تا در نهایت به یک پسر واقعی تبدیل شود. هر چند که هیچ چیز او را خراب نمیکند. یک فرایند کیمیا گونه ی درونی  برای  اینکه او سزاوار روشنیدگی شود مورد نیاز است. او باید وارد زندگی شده٬ با وسوسه های آن مبارزه کند و با استفاده از وجدان و ضمیر خود (که بصورت جیمینی جیرجیرک تجسم یافته) راه درست را انتخاب نماید.قدم اول این است که او باید به مدرسه برود(نماد آگاهی). پس از آن٬ وسوسه های زندگی به سرعت بر سر راه پینوکیو قرار می گیرند.

وسوسه ی شهرت و ثروت

در مسیر مدرسه ٬ پینوکیو به روباه مکار و گربه بر می خورد که او را تحت عنوان “راهنمائی به سوی مسیر ساده ی موفقیت” فریب می دهند . علیرغم هشدارهای وجدان خود٬ این عروسک خیمه شب بازی اغوا شده و در نهایت توسط آنها به استرومبلی که صاحب یک خیمه شب بازی دوره گرد بود٬ فروخته می شود

پینوکیو در خلال اجرای نمایش٬ با جوانب مثبت این “راه آسان” که عبارت بودند از شهرت٬ ثروت و حتی عروسک های زن قرمز پوش زیبا آشنا می شود.

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

ولی پینوکیو به زودی متوجه هزینه ی سنگین این موفقیت ظاهری می گردد: او دیگر نمی تواند پدر (خالق) خود را ببیند٬ پولی که او بدست می آورد تنها استرومبلی  که “گرداننده” ی اوست را ثروتمند می سازد٬ و در نهایت سرنوشتی که پس از کهنه شدن در انتظارش است را مشاهده می کند.

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

این یک تصویر ترسناک از عقبت ستارگان مشهور نیست؟ اساساً او چیزی بیشتر از یک عروسک خیمه شب بازی نیست . پس از مشاهده ی ماهیت حقیقی این “راه سهل الوصول”٬ پینوکیو متوجه موقعیت ناراحت کننده ی خود می شود.او به لطف گرداننده ی ظالم خود ٬مانند یک حیوان در قفس زندگی می کند.او با فروش روح خود فریب خورده بود.

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

پس از آن پینوکیو به وجدان و ضمیر آگاه خود باز می گردد(جیمینی جیرجیرک و در یک نسخه دیگر جوجه اردکی به نام جینا) و سعی می کند از آنجا فرار کند. با این حال تمام وجدانهای خوب دنیا هم نمی توانند او را نجات دهند؛ جیرجیرک نمی تواند قفل را باز کند. چیزی بجز مداخله یک نیروی الهی قادر به نجات او نیست. ولی تا زمانیکه او با پری (پیام آور الهی) و مهم تر از آن با خودش صادق نباشد٬ این کار امکان پذیر نمی باشد.

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

 در نسخه ی به نمایش درآمده توسط تلوزیون ایران روباه و گربه م پینوکیو را ترغیب به کاشت یک سکه برای رویاندن درخت سکه میکنند که پیامی مشابه بهمراه دارد .

وسوسه ی لذت های مادی

پس از آنکه پینوکیو به راه درست باز می گردد٬ روباه مکار بار دیگر او را برای رفتن به “جزیره ی خوشی “ فریب می دهد؛جائیکه در آن هیچ مدرسه (آگاهی) و قانونی (اخلاق) وجود ندارد. در آنجا بچه ها می توانند بخورند٬ بیاشامند٬ سیگار بکشند٬ بجنگند و هر آنچه را که می خواهند نابود کنند:همه ی اینها زیر نظر درشکه چی انجام می گیرد.

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

جزیره ی خوشی یا همان شهربازی استعاره از “زندگی مادی” است که مشخصه های اصلی آن جهل٬ تلاش برای بهره بردن از لذتهای آنی و ارضای پست ترین تمایلات نفسانی زودگذر است. درشکه چی با علم به این موضوع که این بهترین روش به بردگی کشیدن کودکان است آنها را به این شیوه زندگی ترغیب می کند.پسر بچه هائی که در این سبک زندگی غیرعاقلانه افراط می کنند به الاغ تبدیل شده و تحت استثمار درشکه چی برای کار در معدن قرار می گیرند. این یک تصویر ترسناک دیگر از توده ی جاهل مردم است. در دنیا واقعی هم انسان با تحت تاثیر روشهای کنترل ذهن قرار گرفتن برده ی نفس خود میگردد!

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

خود پینوکیو هم پس از مدتی به یک الاغ تغییر شکل می یابد. به بیان رمزی٬ او به هویت مادی خود که به شکل این حیوان لجوج تجسم یافته٬ نزدیک تر است.این قسمت از داستان به ماجرای ”مسخ شدگان” یا “ الاغ طلائی” نوشته ی آپولیوس اشاره دارد؛ یک اثر کلاسیک که در مکاتب سری همچون فراماسونری آموزش داده می شود.

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

مسخ شدگان داستان زندگی شخصی به نام لوسیوس را روایت می کند که به طلسم ها و اوراد جادوگری بسیار علاقه مند است و ناگهان به سودای انجام یک طلسم مادی، کالبد انسانی خویش را از دست داده و به یک الاغ تبدیل می شود.این حادثه منجر به ماجراهائی طولانی و دشوار شده و در نهایت الهه ی زراعت و فراوانی ٬ایزیس٬ او را به کالبد انسانی خویش برمی‌گرداند. داستان مسخ شدگان٬ از نظر خط کلی داستان٬ کنایه های معنوی و شکل ورود به اسرار با ماجرای پینوکیو مشابهت بسیار دارد.

پینوکیو٬ بار دیگر به خود می آید و از زندان زندگی پست مادی یا همان جزیره ی خوشی فرار می کند.

آغاز مسیر تعالی

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

پینوکیو به خانه باز گشته تا به پدرش ملحق شود ولی بمحض ورود٬ با خانه ی خالی مواجه می گردد.سپس متوجه می شود که یک نهنگ بزرگ ژپتو را بلعیده است. این عروسک خیمه شب بازی به درون آب پریده و برای یافتن سازنده ی خود وارد دهان نهنگ می شود . این ورود نهائی اوست ؛ جائیکه او باید از تاریکی یک زندگی ناآگاهانه (بطور نمادین شکم وال) بسوی کسب نور معنوی بگریزد.

در اینجا٬ کارلو کولودی به شدت از داستان کلاسیک یونس نبی که در کتب دینی مسیحی ٬ اسلامی و یهودی نیز آمده٬  الهام گرفته است. می توان شرح این داستان را در آموزه های سری (و نه کتب معتبر دینی) چنین یافت:

 “یونس شخصیت اصلی  “داستان یونس” است. او کسی است که از جانب خدا ماموریت یافت تا به شهر نینوا رفته و رسالت خود را ابلاغ کند. اما یونس سرپیچی کرد و برای فرار از پیشگاه خداوند به سمت یافا (شهری در فلسطین اشغالی) گریخت. پس از آن به مقصد شهر ترشیش سوار یک کشتی شد. در همین زمان یک طوفان بزرگ رخ داد و ملوانان با اطلاع از اینکه این یک طوفان عادی نیست(حاصل خشم خدایان است) ٬ با قرعه کشی تصمیم گرفتند که یونس باید قربانی شود. یونس نیز این تصمیم را پذیرفته و اظهار می کند در صورت انداختن وی به دریا٬ طوفان تمام خواهد شد. ملوانان تلاش می کنند تا کشتی را به ساحل برسانند ولی ناامیدی از انجام این کار موجب می شود که در نهایت او را به دریا پرتاب کنند. در این هنگام دریا آرام گرفت و یونس به طرز معجزه آسائی توسط یک ماهی بزرگ که از جانب خدا آماده شده بود٬ بلعیده شده و نجات می یابد. او سه روز و سه شب در شکم ماهی محبوس بود.(فصل اول- بخش ۱۷) در فصل دوم آمده است که یونس در شکم ماهی بخاطر این مصیبت به درگاه خدا دعا کرد ومتعهد شد تا شکرگزار بوده و به وعده ی خود با خدا عمل کند.سپس خدا به ماهی فرمان داد تا یونس را از شکم خود خارج نماید”

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

یونس پس از بازگشت معنوی.

منلی پی هال درمورد معنای رمزی ماجرای یونس و نهنگ چنین می گوید:

 “زمانیکه بعنوان نمادین از شیطان استفاده می شود٬ ماهی کنایه از زمین (ماهیت پست آدمی) و آرامگاه(مدفن اسرار) است.بنابراین٬ همانطور که مسیح سه روز در گور مدفون بود٬ یونس نیز سه روز در شکم “ماهی بزرگ” محبوس شد. امروزه٬ بسیاری از پدران مقدس در کلیساها بر این باورند که “وال”ی که یونس را بلعید نماد خدای پدر است که وقتی پیامبر ناامید به دریا پرتاب می شد٬ او را درون وجود خود پذیرفت تا به مکانی امن برساند.داستان یونس در حقیقت اسطوره ی ورود به اسرار بوده و “ماهی بزرگ” نمادی از تاریکی جهلیست که انسان را آنزمان که از کشتی به دریا (زندگی) پرتاب می شود(به دنیا می آید)٬ در بر گرفته است.” منلی پی هال٬ آموزه های سری تمام اعصار

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

یونس به فرمان خدا از دهان نهنگ بیرون می آید.

پینوکیو از میان سختی های ورود عبور کرد و از تاریکی های جهالت بیرون آمد. او همانند عیسی مسیح٬ رستاخیزی را از درون آرامگاه خود تجربه نمود. اکنون او یک “پسر واقعی” است؛ یک انسان روشن ضمیر که موانع زندگی مادی را برای پذیرش ماهیت والاتر خویش ٬ درهم شکست. جیمینی جیرجیرک نیز یک مدال طلا از پری هدیه می گیرد که بیانگر موفقیت فرایند کیمیائی تبدیل ضمیر هوشیار پینوکیو از یک فلز بی ارزش به طلاست. “کار بزرگ کیمیا” به انجام رسیده. حالا چه کاری باقی می ماند؟ البته نواختن آکاردئون و یک جشن حسابی!!

مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو مفاهيم رازآلود داستان پينوکيو

سخن پایانی

اگر از منظر یک شاگرد ورود یافته نگاه کنیم٬ داستان پینوکیو را بجای یک سری ماجراهای اتفاقی٬ بصورت تمثیلی بسیار عمیق و نمادین خواهیم دید.جرئیاتی در فیلم که به نظر بی اهمیت می رسند٬ ناگهان حقیقتی مرموز را آشکار کرده و یا حداقل جوامع بی رحم  امروزی را نشان می دهند.نویسنده ی داستان٬ کارلو کولودی٬  با الهاماتی که از داستانهائی نظیر مسخ شدگان و یا داستان یونس و نهنگ گرفته است٬ سعی کرده تا داستانی امروزی درباره ی ورود به سازمان ٬که مهمترین جنبه ی زندگی ماسونها را تشکیل می دهد٬ بنویسد. ضمن این که انتخاب این داستان بعنوان دومین فیلم انیمیشن ساخته شده توسط والت دیزنی مطالب بسیاری را در مورد آن روشن می کند . بسیاری از جزئیات نمادینی که در فیلم گنجانده شده٬ نشانگر درک بالای آنها از مفاهیم سری کتاب کولودی است. با در نظر گرفتن تیراژ بالای پینوکیو و موفقیت جهانی نمایش ‌آن می توان گفت که همه ی مردم جهان شاهد راهی بسوی روشنیدگی بوده اند ولی تنها تعداد اندکی از آنان این مسأله را کاملا درک کرده اند

با کنار هم قرار دادن این مقاله و دیگر مقاله های این سایت٬ می توان به این جمع بندی رسید که داستان پینوکیو نمونه ای از جنبه ی صحیح تر و انسانی تر آموزه های سری است زیرا تلاش برای رسیدن به مرحله ی بالاتری از معنویت با تکیه بر تزکیه نفس٬ زمینه ی مشترک تمام ادیان الهی هم می باشد.

 پینوکیو همچنان یک نمونه ی مخوف باقی مانده و نشانگر پیشینه ی فلسفی کسانیست که گردانندگان اصلی  رسانه های جمعی هستند.

منبع : ماسون یاب

نوشته شده در ساعت 12 PM توسط مسلم مهکی| |

آخرت و قیامت از دیدگاه آیین یهود آخرت و قیامت از دیدگاه آیین یهود

آخرت شناسی به دلیل اینکه به آینده نادیده بشر ارتباط دارد و خبر دقیقی از آن نیست، همواره از بحث انگیزترین آموزه های ادیان بوده است. در یهودیت هم علیرغم ابهام در منشأ این آموزه که گروهی آن را تحت تأثیر تلاقی اندیشه های یهودی ایرانی در ایام اسارت بابلی می دانند، مفاهیمی همچون ماشیح، رستاخیز مردگان، جهان آینده، آخرین داوری، بهشت و جهنم وجود دارد…

این نوشتار، گزیده ای است گزارش گونه از بخش ماشیح در کتاب «خدا، جهان، انسان، ماشیح (گزیده گنجینه ای از تلمود)»، تألیف آبراهام کُهِن.

با مطالعه این نوشتار که ایجاز ویژگی اصلی آن است، دانسته های مفیدی درباره موضوع آینده نگری، فرجام شناسی و آخرالزمان یهودی به دست

می آید که هر چند نیاز به دسته بندی مناسب تری دارد ولی می تواند در بررسی های عمیق تر به کار گرفته شود.

روش من در این نوشتار چنین بوده است که پس از سه بار مطالعه یک موضوع، آن را ویراش و با انتخاب عنوانی، آن مطلب را قلمی نموده ام. سعی شده در حد امکان از مطالب و آیات تکراری پرهیز گردد، مگر آن که نکته جدیدی در ضمن آن باشد. ضمنأ قسمت ماشیح این مجموعه در بخش موعودپژوهی همین شماره، درج گردیده است.

رستاخیز مردگان

*اعتقاد به رستاخیز یکی از اصول دین و ایمان یهود است و انکار آن ، گناهی بزرگ محسوب می شود.

«کسی که به رستاخیز مردگان معتقد نباشد و آن را انکار کند، از رستاخیز سهمی نخواهد داشت و زنده نخواهد شد. (سنهدرین، ۹۵ الف.)

*علمای یهود، اعتقاد به رستاخیز را موضوع یکی از دعاهای «برکات هجدگانه» که بخش مهمی از نمازهای روزانه است، قرار دادند. و آن دعا چنین است: «تو تا به ابد جبار هستی، ای خدا تو زنده کننده مردگان هستی… و چه کسی شبیه توست ای پادشاهی که مرگ و زندگی به دست تو است و نجات را می رویانی و تو امین هستی که مردگان را زنده می کنی. متبارک هستی تو ای خدایی که مردگان را زنده می کنی.»

در پاسخ به منکران معاد مقرر شد در پایان دعاهای بیت همیقداش بگویند: از این جهان کنونی تا آن جهان آینده (مشینا براخوت، ۵:۹).

منکران معاد

*یکی از نکات مورد اختلاف فرسیان و صادوقیان، همین ایمان به رستاخیز بود؛ صادوقیان معتقد بودند که با مردن جسم، روح نیز معدوم می شود و مرگ پایان موجودیت انسان است پس پاداش و مجازات هم نیست. علت ظاهری انکار صادوقیان این بود که در اسفار پنجگانه ذکری از این موضوع نیست و فقط در تورات شفاهی که مورد قبول آنها نیست، آمده است.

*علمای یهود، این نظر را که در اسفار پنجگانه ذکری از رستاخیز مردگان نیامده است ، به شدت رد کرده و در تلمود گفته اند:

هیچ قسمتی از تورات (کتبی) نیست که به اعتقاد رستاخیز مردگان دلالت نکند. لکن ما صلاحیت نداریم که آن را بدین معنی تفسیر کنیم.» (سیفره دواریم، ۳۰۶، ص ۱۳۲ الف).

* شومرونی ها یا سامره ای ها هم منکر اعتقاد به رستاخیز مردگان بودند و می گفتند: در تورات دلیل رستاخیز مردگان نیست.

آخرت و قیامت از دیدگاه آیین یهود آخرت و قیامت از دیدگاه آیین یهود

آیات دال بر رستاخیز مردگان در تورات

*آیه: و از آنها ، هدیه افراشتنی خداوند را به هارون کاهن بدهید. (اعداد، ۲۸:۱۸)، تفسیر: هارون که تا ابد زنده نبود بلکه در جهان آینده زنده خواهد شد و بنی اسرائیل هدیه های افراشتنی خود را به او خواهند داد. (سنهدرین، ۹۰ ب)

*آیه: و شما به خداوند خدای خود ملحق شده اید، همگیتان امروز زنده هستید.(تثنیه ، ۴:۴) ، تفسیر: حتی در روزی که اهل جهان مرده اند، شما زنده خواهید بود یعنی همانطور که امروز زنده اید، در جهان آینده نیز همگی شما زنده و برپا خواهید بود.(سنهدرین، ۹۰ب)

*آیه: من می میرانم و زنده می کنم (تثنیه، ۳۹:۳۲) تفسیر: به قرینة فراز بعد که می گوید: «من مجروح کرده ام و خودم شفا خواهم داد»، می فهمیم این مرده و زنده شدن هم برای یک نفر است نه اینکه خدا یکی را بمیراند و دیگری را به رسم معمول دنیا زنده کند.

*آیه: آنوقت موسی و بنی اسرائیل این سرود را برای خداوند خواهند دید. (خروج، ۱:۱۵)، تفسیر: نگفته شده سراییدند بلکه «خواهند سرایید» آمده که مربوط به آینده است.

*آیه: خوشا به حال آنانی که در خانۀ تو ساکنند و بار دیگر برای تو تسبیح خواهند خواند. (مزامیر ۵:۸۴)، تفسیر: گفته نشده برای تو تسبیح خوانده اند یا می خوانند بلکه برای تو تسبیح خواهند خواند.

*آیه: رئون زنده بماند و نمیرد (تثنیه، ۶:۳۳)، تفسیر: رئون زنده بماند در این جهان و نمیرد در جهان آینده.

*آیه: و بسیاری از آنان که در زمین خاکی خفته اند بیدار خواهند شد، اینان برای زندگی جاودانه و آنان برای (تحمل) رسوایی و ننگ ابدی. (دانیال، ۲:۱۲) و اما تو به آخرت برو و بدان که استراحت خواهی کرد و در آخر ایام برای سهم بردن نصیب خود را به پا خواهی خاست.

*آیه: آن جا البته منقطع خواهد شد و گناهش بر وی خواهد بود. (اعداد، ۳۱:۵) تفسیر: فراز اول یعنی در این جهان و گناهش بروی خواهد بود یعنی جهان آینده (سنهدرین، ۹۰ب)

*آیه: سه چیز هستند که سیر نمی شوند: هاویه، گور و رحم نازا (امثال سلیمان، ۱۵:۳۰ و ۱۶). تفسیر: همانطور که رحم (زهدان) دریافت می کند و بیرون می دهد، قبر دریافت می کند و سپس از خود بیرون می دهد. چطور زهدان نطفه را با سرو صدا دریافت و کودک را با سر و صدای زیاد از خود بیرون بدهد ولی قبر که مرده را با سر و صدای شیون فراوان تشییع کنندگان دریافت می دارد، به طریق اولی مرده را با سر و صدای فراوان از خود بیرون ندهد. (براخوت، ۱۵ب)

شاهدی بر رستاخیز مردگان

*اگر کسی بگوید که مردگان بار دیگر زنده نخواهند شد، داستان ایلیا (الیاس) را که (مرده ای را زنده کرد)، برایش نقل کن. (بمیدبا ربا، ۱:۱۴)

*سؤال و جواب مؤمن و کافر:

کافری گفت: آیا خاک می تواند زنده شود؟

جواب: کدام یک از دو کوزه گر قابل ستایش تر است؟ آنکه از آب کوزه

می سازد یا آنکه از گل؟

کافر: البته آن که از آب کوزه می سازد.

جواب: در این صورت خداوند که انسان را از یک قطره مایع به وجود

می آورد، به طریق اولی که می تواند او را بار دیگر از خاک و گل به وجود آورد (سنهدرین، ۹۰ ب، ۹۱ الف). آنها که وجود نداشتند، به وجود آمدند و زنده شدند، پس مردگانی که قبلا زنده بودند، به طریق اولی که بار دیگر زنده خواهند شد (سنهدرین، ۹۱ الف).

*مناظره مرتد و موحد:

مرتد: آیا ممکن است قطعات یک کوزه شکسته بار دیگر به هم بچسبد و آن کوزه از نو سالم شود، مگر نه اینکه مکتوب است: مثل کوزة کوزه گر آنها را خرد کن. (مزامیر، ۹:۲).

موحد: ظرف سفالین از آب و خاک ساخته شده و بوسیله آتش کامل

می گردد ولی ظرف بلورین با آتش ساخته و کامل می گردد. کدام را در صورت شکستن می توان دوباره مرمت کرد؟

مرتد: ظرف بلورین را از آن جهت می توان مرمت نمود که به واسطه دمیدن ساخته شده است.

موحد: اگر ظرفی که توسط یک انسان بوسیله دمیدن ساخته شده و قابل مرمت است پس انسان که توسط ذات قدوس متبارک بواسطه دمیدن ساخته شده است، بطریق اولی که قابل مرمت می باشد (برشیت ربا، ۷:۱۴)

چه کسانی و در کجا زنده خواهند شد؟

*عبارت ها از جهت ظاهر فاقد هماهنگی است که به برخی اشاره می نماییم:

الف) همه جهانیان زنده می شوند؛ آنها متولد می شوند و سرانجام خواهند مرد و مردگان عاقبت زنده خواهند شد. (مشیناآووت، ۲۹:۴)

آنها (رحمت های الاهی) هر بامداد تازه می شوند و امانت تو بسیار است (مراثی ارمیا، ۲۳:۳) یعنی امانت تو بسیار است برای زنده کردن مردگان (میدارش ربا).

ب) زندگی آینده پادشی است که تنها به کسانی که لایق آن باشند( عادلان و نیکوکاران)، داده خواهد شد؛ یک روز بارانی از رستاخیز مردگان مهمتر است زیرا که رستاخیز مردگان از همه اقوام فقط شامل حال عادلان و نیکوکاران خواهد شد، در صورتیکه باران هم برای نیکوکاران می بارد و هم برای شریران (تحنیت، ۷ الف)

ج) یهودیانی که لیاقت و امتیازات لازم را کسب نکرده باشند، از پاداش زندگی بعد از مرگ محروم خواهند ماند؛ وفات یافتگان (رفائیم یا کسانی که در آموختن مطالب تورات سستی و کاهلی کنند)، برنخواهند خواست.

محل رستاخیز

*اعتقاد رایج و راسخ این است که واقعۀ عظیم و شگرف رستاخیز مردگان، در ارض مقدس فلسطین روی خواهد داد. ولی در مورد اینکه چه کسانی زنده می شوند، اختلاف است:

۱٫ فقط خفتگان اسرائیل زنده خواهند شد؛

مردگانی که در خاک سرزمین اسرائیل خفته اند، از تجدید حیات بهره مند خواهند شد. حتی یک کنیز کنعانی که در سرزمین اسرائیل بسر می برد، مطمئن باشد اهل عالم باقی و جهان آینده است. در زمینی که مورد رضایت خاطر و شادمانی من است مردگانش بار دیگر زنده خواهند شد ولی سرزمینی که مایۀ رضایت من نیست، مردگانش بار دیگر زنده نخواهند شد. (کتوبوت، ۱۱۱ الف).

۲٫ اجساد دیگران قبل از رستاخیز به ارض مقدس منتقل می شود:

*مردگان تو زنده خواهند شد و جسدهای من برخواهند خاست. (اشعیاء، ۱۹:۲۶) ، تفسیر: قسمت اول آیه مربوط به کسانی است که در اسرائیل می میرند و قسمت دوم مربوط به آنهایی است که در خارج از اسرائیل فوت می کنند. (کتوبوت ۱۱۱ الف)

*خداوند اجساد دانشمندان ما که در بابل سکونت دارند را در زیرزمین با نقبی همچون مشک ها خواهد غلطانید و هنگامی که به سرزمین اسرائیل برسند، ارواحشان به آنها خواهد پیوست و زنده خواهد شد. ( بروشلمی کتوبوت ، ۱۲ ب ۱)

ترتیب شکل یافتن اجساد مردگان

پیروان مکتب شمای با استناد به آیه: «و دید هم اینک رگها و پی ها و گوشت ها به آنها برآمد، و پوست آنها را از بالا پوشانید. (حزقیال، ۸:۳۷)، معتقدند که: شکل یافتن در جهان آینده از رگها و پی ها و استخوانها آغاز شده و با پوست و گوشت پایان می پذیرد.

پیروان مکتب هیلل با استناد به آیه: «مگر نه اینکه مرا مثل شیر می ریزی و مانند پنیر منجمد می سازد.» (ایوب، ۱۰:۱۰)، معتقدند که: شکل یافتن مانند این جهان است یعنی از پوست و گوشت شروع شده و با رگها و پی ها و استخوان ها پایان می یابد چراکه به یک کاسه شیر وقتی مایۀ پنیر نزنند، شیر به حالت مایع باقی می ماند ولی هنگامی که مایۀ پنیر به آن بزنند،

می بندد و سفت می شود. (برشیت ربا، ۱۴:۱۴، ۱۵)

آیا مردگان با جسد قیام می کنند یا برهنه اند؟

* با استناد به واقعه سموئیل و شائول (اول سموئل، ۱۴:۲۸)، اعتقاد براین است : همانطور که انسان با جامه (کفن) می رود، همانگونه با جامه بیرون می آید وقتی گندم برهنه در خاک می شود و با چندین پوشش از خاک سر برمی آورد ، عادلان و نیکوکاران که با جامه های خود دفن می شوند، به طریق اولی با جامه سر از خاک بیرون خواهند آورد. (سنهدرین، ۹۰ ب)

انسان از چه برپا خواهد شد؟

*ربی یهوشوع: از فقره ای که در ستون فقرات است و لوز نام دارد چرا که نه زیر آسیاب ساییده می شود و نه در آتش می سوزد و نه در آب حل میشود و نه با ضربه پُتک شکاف برمی دارد. (برشیث ربا، ۲۸:۳)

آیا نقاص جسمانی مردگان با قیام آنها از بین می رود؟

*خداوند قدرت از بین بردن نقائص را به دلیل آیة: من مجروح کردم و خودم شفا دادم (تثنیه، ۳۹:۳۲) داراست ولی برای آنکه معاندان نگویند که خداوند در عوض و به جای افرادی که مرده اند، افراد دیگری را زنده کرده است، آنها را با نقائص بدنیشان دوباره زنده می کند.

الیاس نبی، مأمور واقعه عظیم رستاخیز و منادی بشارت ظهور ماشیح:

*رستاخیز مردگان توسط ایلیا عملی خواهد شد (مشینا سوطا، ۱۵:۹، و ملاکی ۲۳ : ۳)

جاودانگی زندگی پس از رستاخیز

عادلان و نیکوکارانی که ذات قدوس متبارک آنها را در آینده دوباره زنده خواهد کرد، هرگز به خاک برنخواهند گشت. (سنهدرین، ۹۲ الف)

جهان آینده

*مرگ و آخرت از مسائل اختلافی است؛

دانشمندان دوران اولیه، دورۀ ماشیح را با جهان آینده یکی نمی دانستند و معتقد بودند: منجی موعود به وضع و نظام فعلی در این جهان پایان داده، نظامی جاودان برقرار خواهد ساخت که در آن ، افراد عادل و نیکوکار یک زندگی روحانی فارغ از قید و بندهای جسم را طی خواهند کرد.

معلمان دوران های بعدی، دورۀ ماشیح را یک مرحله زودگذرِ واقع میان دنیای فعلی و جهان آینده می دانند.

نکته مورد اتفاق با استناد به عبارت: این جهان دالانی است در جلوی جهان آینده، خود را در این دالان آماده کن تا بتوانی داخل تالار شوی (میشنا آووت، ۲۱:۱۴)، زندگی کنونی انسان این در جهان مقدمه ای است برای حیات جاودان دیگری که از زندگی فعلی او بسی عالی تر خواهد بود.

جهان آینده سرّی است الاهی:

*این راز که افرادی که امتیاز ورود به تالار را خواهند داشت، در آن چه خواهند دید، بر هیچ کس، و حتی پیامبران اسرائیل فاش نشده است و فقط خداوند می داند؛ حتی موسی گفت: من نمی دانم به شما چه بگویم لکن به واسطه آنچه که برای شما آماده شده است، شما خوشبخت خواهید بود. (سیفره دواریم، ۳۵۶ ص ۱۴۸ ب)

خصوصیات جهان آینده

*دانشمندان یهود، جهان تازه ای را در نظر خود مجسم می کنند که در آن عدم مساوات و بی عدالتی های جهان کنونی از میان رفته و عدالت الاهی آشکار شده است. این راه حل معمای وجود بدیها و شرارت هایی حاکم در جهان کنونی است و به تصویر عالمان یهود از جهان آینده، زیبایی و لطف خاصی بخشیده است.

*رنجها و محرومیتهایی که انسان معصومانه و از روی میل و رضا بر خود قبول می کند، به او کمک می کند به جهان آینده راه یابد.

*تورات، سرزمین اسرائیل و جهان آینده که سه هدیه خدا به اسرائیل است، بعد از تحمل رنجها و سختیهای فراوان به آنها عطا می شود.

تفاوت جهان کنونی و جهان آینده:

*علامت خاصی که دو جهان کنونی و آینده را از یکدیگر متمایز می کند، ارزیابی مجدد ارزشهاست.

*در جهان آینده عادلان و نیکوکاران بر تخت نشسته و تاجهای خود را بر سر دارند و از فروغ و شکوه شخینا، نور جلال الاهی لذت می برند. (براخوت، ۱۷ الف)

*در جهان آینده دیگر، امیال و هوسهای جسمانی مزاحم انسان نخواهند شد و نفوذ و قدرت طبیعت عقلانی و روحانی شخصی بر او مسلط خواهند بود. (براخوت، ۵۷ ب)

*جهان کنونی بی ثبات است ولی زندگی در جهان آینده ثبات دارد و در آن تغییر و تبدیلی وجود ندارد و عالی ترین و بهترین صورت زندگی، صلح و صفای کامل توأم با لذت حاصله از مشاهدۀ جلال الهی است.

*یک ساعت از چنین سعادتی و در شرایط چنان جهانی، از تمام دگرگونی ها و فرصت های این زندگی فانی بهتر و خوش تر است.

دالان، معبر؛ تالار، مقصد

*مطالعه و آموزش تورات و به جا آوردن فرامین الاهی در دالان (جهانی کنونی)، شرط شایستگی ورود به محیط پاک و روحانی تالار (جهان آینده) به بهترین وجه است.

*دانش تورات و اعمال نیک انسان همراه او در جهان آینده هستند.

*دانشمندانی که در این جهان خواب را از چشمان خود می گریزانند، خداوند در جهان آینده آنان را از فروغ و شکوه شخینا سیر خواهد کرد. و چون بیدار شوم از (دیدن) صورت تو سیر نخواهم شد (مزامیر، ۱۵:۱۷)

*اگر از (حاصل) دسترنج خود بخوری، خوشا به حال تو در این جهان و سعادت با تو خواهد بود.( مزامیر ۳:۱۲۸)

*دعا خواندن از شرایط ورود به جهان آینده است.

*اینان از جهان آینده نصیب می برند:

کسی که در سرزمین اسرائیل سکونت دارد؛

کسی که فرزند خود را علاقمند به آموختن تورات به بار می آورد (یساحیم، ۸۱۳ الف)؛

کسی که فروتن و افتاده باشد و با رفتاری متواضعانه می آید و می رود و پیوسته مشغول مطالعه و آموختن تورات است و برای خود اهمیت و مقامی قائل نیست، اهل جهان آینده و عالم باقی خواهد بود. (سنهدرین، ۸۸ ب).

محرومان از جهان آینده و عالم باقی

۱٫ قائلان به عدم استنباط دلیل رستاخیز مردگان از مطالب تورات.

۲٫ قائلان به آسمانی نبودن کتاب تورات.

۳٫ پیروان عقیده اپیکوریان که کافر و لامذهب به شمار می روند.

۴٫ شهوترانان و مفسدان. (ابوخوت، ۶۱ الف)

۵٫ کسی که همنوع خود را در میان جمع شرمگین می سازد و سبب می شود که از خجلت رنگ ببازد (باوامصیعا، ۵۹ الف)

۶٫ کسی که کتابهای کفر آمیز و گمراه کننده مطالعه کند.

۷٫ کسی که حروف اسم اعظم را همانطور که نوشته شده اند، تلفظ کند (میشنا سنهدرین، ۱۰:۱۱)

توبه، راه بازگشت

*انسان هر قدر هم گناهش سنگین و دفتر اعمالش سیاه باشد، باز

می تواند به واسطه توبه و انجام اعمال نیک، سیاهی اوراق نامه اعمالش را بشوید و خویشتن را در جهان آینده و عالم باقی ساکن سازد. پس جمیع افراد قوم تو عادل خواهند بود و زمین را تا به ابد به میراث خواهند برد (اشعیاء، ۲۱:۶۰)

حفظ شخصیت و موجودیت یهود

*دو نیرو درصدد برانداختن جامعه یهود بودند: یکی ظلم و ستم قدرتهای یهود و بت پرست و دیگری نفوذ و تأثیر افکار جدید چه یونانی و چه مسیحی.

*دانشمندان، یهودیان را تشویق و تشجیع می کردند تا در مبارزه برای حفظ شخصیت و موجودیت خویش در مقابل فشارهای شدید، استقامت به خرج دهند و با تعلیم به اینکه آنها مزد و پاداش خود را در جهان آینده دریافت خواهند داشت، به یهودیان اطمینان می دادند که افرادی که از این مبارزه و کشمکش جان سالم بدر برده و باقی بمانند، جامعه ای عادل و نیکوکار تشکیل می دهند .

خدا هم آنها را به همین عنوان شناخته و سهمی از جهان آینده به آنها عطا خواهد نمود.

سهم غیر یهودیان از جهان آینده

*در میان افراد سایر ملت ها، عادلان و نیکوکارانی یافت می شوند که از جهان آینده و عالم باقی سهم خواهند داشت (سنهدرین، ۲:۱۳)

*صالحان و نیکوکاران غیر یهود نیز از جهان آینده و عالم باقی نصیب خواهند داشت.

شایستگی کودک یهودی برای ورود به جهان آینده

*دربارۀ اینکه کودک یهودی از چه هنگامی شایسته ورود به جهان آینده و عالم باقی است، نظراتی وجود دارد؛

الف) از زمان بسته شدن نطفه: «نسلی (ذریتی یا نطفه ای) که او را عبادت می کنند.»

ب) از لحظه تولد: «ایشان خواهند آمد و عدالت او را به قومی که متولد

می شود، اطلاع خواهند داد که او چنین کرده است. (مزامیر، ۳۱:۲۲)

ج) ساعتی که طفل سخن بگوید: «نسلی که او را عبادت می کنند دربارۀ معجزات خداوند برای دورۀ بعدی تعریف خواهند کرد. (مزامیر ۳۰:۲۲)»

د) از وقتی که کودک ختنه می شود: «من مستمندم و از طفولیت مشرف به موت بوده ام، ترسهای تو را متحمل شده، متحیر گردیده ام» (مزامیر، ۱۶:۸۸)

ه) از هنگامی که طفل آمین می گوید: «دروازه ها را بگشایید تا امت عادل که امانت را نگه می دارد، داخل شود » (اشعیاء، ۲:۲۶) یعنی آمین می گوید (سنهدرین، ۱۱۰ ب)

آخرین داوری

*یکی از معتقدات اصلی یهود، پاداش و کیفر است و این تنها راه حل وضعیت اسف انگیز ملت یهود است.

*هر کس علیه ملت اسرائیل به ناحق و از روی ظلم و ستم قیام کند، چنان است که گویی علیه ذات قدوس متبارک قیام کرده است.

*خداوند باید ملل ستمگر را به خاطر رفتار ظالمانه ای که نسبت به ملت اسرائیل داشته اند، به محاکمه احضار کند (مخیلتا، ص ۱۳۹ الف)

*علاوه بر دادگاهی که روح هر فرد انسان پس از مرگ در آن حضور می یابد و به اعمالش رسیدگی می شود، یک دادگاه نیز برای محاکمه ملتهای ستمگر تشکیل خواهد شد.

*این واقعه در آغاز دوران ماشیح، هنگامی که عدالت و نیکوکاری و درستی در جهان حکمفرما شود، روی خواهد داد.

برخی آیات دال بر موضوع

*خداوند، لشکرها به قضاوت و انصاف متعال خواهد شد. (اشعیاء، ۱۶:۵)

*خداوند، به محاسبه برخاسته، و به جهت داوری قومها ایستاده است. (اشعیاء، ۱۳:۳)

*من نظر می کردم تا که کرسی ها برقرار شدند. (دانیال، ۹:۷)

*خداوند را دیدم که بر کسی بلند و عالی نشسته بود. (اشعیاء، ۱:۶)

*پادشاهی که بر کرسی داوری می نشیند. (امثال سلیمان، ۸:۲۰)

*کرسی کشورها را واژگون خواهم نمود. (حجی، ۲۲:۲)

*خداوند همراه پیران قوم خود برای قضاوت خواهد آمد. (اشعیاء، ۱۴:۳)

توصیفی از صحنه داوری ملتها

*در جهان آینده، ذات قدوس متبارک یک طومار از تورات را گرفته و آن را پیش خود می گذارد و می فرماید: هر کس به آموختن این تورات و انجام فرامین آن مشغول بود، بیاید و پاداش خود را دریافت نماید. بیدرنگ همه ملتهای جهان گرد آمده و با بی نظمی پیش می روند. خدا به آنها می فرماید: با بی نظمی به درگاه من می آیید؟! بلکه هر ملت به همراه معلمان و رهبران خود به حضور آید.

… همه ملت ها به ترتیب می آیند و پس از سئوال و جواب نومیدانه باز می گردند.

سپس همه ملتها به حضور خداوند چنین ادعا خواهند کرد: ای پروردگار عالم آیا تو تورات را به ما دادی و ما آن را قبول نکردیم؟ ولی آنها نمی توانند چنین ادعایی داشته باشند مگر نه اینکه ذات قدوس متبارک تورات را به همه ملت ها پیشنهاد کرد اما جز ملت اسرائیل هیچ کس نپذیرفت؟!

عاقبت این محاکمه با محکومیت ملت های کافر و ستمگر و تجلیل و سرافرازی قوم اسرائیل پایان می یابد (عوودازارا، ۲الف، ۳ الف).

*روز داوری بزرگ، برای مردم عادی پس از مرگ واقع می شود.

*نه فقط یهودیان بلکه همگی انسان ها پس از مرگ برای روز حساب فرا خوانده می شوند.

*در بسیاری از عبارات کلمات «عادلان و نیکوکاران» و «شریران و بدکاران» بدون ذکر مذهب یا ملیت آنان آمده است.

*در جهان آینده شریران و بدکاران محکوم به دوزخ خواهند شد و علیه ذات قدوس متبارک نالیده، خواهند گفت: ما منتظر نجات قدوس متبارک بودیم و اکنون آیا رواست که چنین سرنوشتی نصیب ما گردد؟

آنگاه ذات قدوس متبارک بدیشان خواهد فرمود: مگر نه اینکه شما وقتی که در جهان روی زمین بودید با همنوعان خود اختلاف و مشاجره داشتید، سخن چینی می کردید، به یکدیگر تهمت می زدید و همه نوع شرارت و بدی از دست شما برمی آمد؟ مگر نه اینکه اهل نزاع بودید و به یکدیگر ظلم و ستم می کردید؟ برای همین مکتوب است:

اینک جملگی شما آتش می افروزید و کمر خود را با جرقه ها و شعله های آتش می بندید. (اشعیاء، ۱۱:۵۵)

آخرت و قیامت از دیدگاه آیین یهود آخرت و قیامت از دیدگاه آیین یهود

نیکوکاران و بدکاران قوم یهود

*یهود به جهت پذیرش تورات، مسؤولیت سنگین تری بر عهده دارند. همانطور که اطاعت از فرامین تورات و انجام دستورات آن پاداش عظیمی را برای آنان در پی دارد، نافرمانی از اوامر الاهی مجازات و عقوبت سختی را برای ایشان خواهد آورد.

*خداوند، نیکوکاران و بدکاران اسرائیل را داوری خواهد کرد؛ به نیکوکاران اجازه خواهد داد که داخل بهشت شوند و بدکاران را به دوزخ خواهد فرستاد و با نشان دادن جای خالی در بهشت و جهنم به دو گروه، با آنها اتمام حجت خواهد کرد.

*خداوند بدکاران را در مقابل نیکوکاران و دوزخ را در مقابل بهشت آفریده است. هر انسانی دو سهم در جهان آینده دارد، یکی در بهشت و یکی در دوزخ؛ آنکس که شایسته و نیکوکار است، سهم خویش و سهم هم نوع بدکار خود را در بهشت وارث می شود و آن کس که مجرم و بدکار است، قسمت خویش و قسمت هم نوع نیکوکار خود را در دوزخ به میراث می برد. (حگیگا، ۱۵ الف)

ثبت اعمال

*از کلیه اعمال انسان در روزهای زندگی، گزارشی ثبت می شود تا هنگام داوری از آن استفاده کنند و تمام اعمال تو در کتاب نوشته و ثبت می شوند. (مشینا آووت ۱:۲)

*در لحظه مرگ، کلیه اعمال آدمی پیش روی او جز به جز ظاهر می شوند و به او می گویند: زیر دفتر ثبت را امضا کن و او امضا می کند و عادلانه بودن حکم را گواهی می کند و می گوید: مرا از روی عدالت و انصاف کامل داوری کرده اید.

*حتی سخنان اضافی را که میان انسان و همسرش رد و بدل می گردد، در ساعت مرگ برای وی بازگو می کنند.

*خداوند در جواب اعتراض بدکاران می گوید: من نمی خواستم از روی اعمال شما پرده بردارم، سپس گزارش اعمال آنها را از روی آنچه که ثبت شده است، می خواند و سپس همگی به دوزخ مخلد می شوند (میدراش تهیلیم، مربوطه به مزمور اول)

*گناهانی که انسان آنها را با بی اعتنایی مرتکب می شود و ناچیز

می پندارند، در روز داوری او را احاطه می کند، گویا در این جهان آنها را زیر پاشنه هایش لگدکوب کرده بود: گناه پاشنه هایم مرا احاطه می کند. (مزامیر، ۵:۴۹)

سؤالات رستاخیز

در روز رستاخیز این سئوالات را از آدمی می پرسند:

*آیا داد و ستد و کار و کسب از روی درستی و امانت بود؟

*آیا اوقاتی را برای آموختن تورات تخصیص می دادی؟

*آیا وظیفۀ خود را در امر تشکیل خانواده و زاد و ولد به خوبی انجام دادی؟

*آیا منتظر ظهور و نجات ماشیح بودی؟

*آیا کوشش و جدّ و جهد می نمودی که از هر مطلب حکمت آمیز، مطلب تازه ای را درک و استنباط کرده، از آن نتیجه بگیری؟

حتی اگر بتواند به تمام این پرسش ها پاسخ مثبت بدهد، با این حال، اگر ترس از خداوند گنجینۀ او باشد (اشعیاء، ۶:۳۳)

برای او سودمند است و در غیر این صورت سودی عاید او نخواهد شد (شبات ۳۱ الف)

مکافات جسمانی یا روحانی؟!

*چون جسم و جان هر دو در ارتکاب گناهان شریک بوده اند، از این رو با هم تنبیه خواهند شد.

*جسم و روح هر دو در محکمه عدل الاهی داوری می شوند ولی خدا جسم را رها نمود و روح را مورد سرزنش و توبیخ قرار می دهد. خداوند در جواب اعتراض روح می گوید: جسم در دنیا به وجود آمده است و در آنجا موجودات خطا می کنند ولی تو اهل جهان بالا هستی و در آنجا کسی مرتکب خطا نمی شود. به همین جهت من جسم را رها کرده و از تو مواخذه می کنم. (ویقراربا، ۵:۴)

*عقیده پذیرفته شده بصورت کلی این است که روح بار دیگر به جسم می پیوندد و هر دو با هم داوری می شوند؛

طی دوازده ماه پس از مرگ ، جسم وجود دارد و روح به بالا رفته و پایین می آید. پس از دوازده ماه ، جسم از میان رفته و روح به بالا صعود می کند و دیگر پایین نمی آید. (شبات، ۱۵۲ ب)

آیا مجازات ابدی است؟

*علمای یهود اکراه دارند از اینکه به یک مجازات بی پایان معتقد باشند .

*هرچند از گفتار یوحان (در براخوت، ۲۸ ب)، می توان ابدی بودن مجازات را استنباط کرد ولی در واقع این گفتار، تباین میان یک فرمانروای نسانی و سلطان سلاطین یعنی خداوند جهان را به حدّ اعلای خود نشان می دهد.

*اعتقاد اصلی علمای یهود توسط ربی عقیوا در جملات ذیل آمده است:

مدت زمان داوری و مجازات مردم دوران طوفان نوح، داوری ایوب، داوری و مجازات مصریان، داوری یأجوج و مأجوج در جهان آینده و مدت محاکمه و مجازات ارواح بدکاران در دوزخ دوازده ماه است.

*ربی یوحانان بن نوری گفت: طول مدت این مجازات هفت هفته است یعنی به اندازۀ مدت زمانی که از عید پسح (فطر) تا عید شاد عوت طول

می کشد. (مشینا عدویوت ۱۰:۲)

گروه های مردم در روز داوری نهایی

*پیروان مکتب شمای می گویند: در روز داوری نهایی، مردم به سه گروه تقسیم می شوند: نیکوکاران کامل، بدکاران کامل و اشخاص متوسط الحال:

نام نیکوکاران کامل در دفتر حیات ابدی می آید و حکم زندگی جاویدان برای آنان مهم می شود.

نام بدکاران کامل بلافاصله برای افتادن به دوزخ ثبت می گردد و حکم مجازات آنان مهیاست، چنانکه مکتوب است:

و بسیاری از آنانی که در خاک زمین خفته اند، بیدار می شوند. اما اینان برای زیستن زندگی جاودانه، و آنان برای تحمل رسوایی ها و ننگ ابدی. (دانیال، ۲:۱۲)

افراد متوسط الحال به دوزخ می روند (و از تحمل عذابهای آن) فریادها می زنند و سپس از دوزخ برآمده و آزاد می شوند. چنانکه گفته شده است: دسته سوم را به میان آتش خواهم برد و ایشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مانند مصفا ساختن طلا ایشان را مصفا خواهم نمود. آنان نام مرا خواهند خواند و من دعای ایشان را اجابت خواهم کرد. (زکریا، ۹:۱۳)

*تمام آنانی که به دوزخ می افتند از آن بالا می آیند، بجز سه گروه که در جهنم باقی می مانند و هرگز از آن آزاد نمی شوند؛

یکی، کسانی که با زنی شوهردار زنا می کنند،

دوم، کسانی که همنوع خود را در میان جمع خجلت می دهند،

سوم آنان که نام و عنوان زشت بر روی دیگران می گذارند (و او را به آن نام می خوانند). (باوامصیعا، ۵۸ ب).

نتیجه

*عده ای می گویند: شخص شریر و بدکار کامل به مجازات ابدی محکوم خواهد شد.

*عدۀ دیگر می گویند: اعتقاد بالا با رحمت الاهی ناسازگار است چون: خداوند کثیر الاحسان است (خروج، ۶:۳۴) البته گناهکاران باید مجازات شوند، ایشان دوازده ماه رنج می کشند و سپس نابود می شوند زیرا شایستگی ورود به بهشت را ندارند. ارواح افرادی که زیاده از حد شریر و بدکار بوده اند، طی دورانهای بسیار در دوزخ به سر خواهند برد.

طی دوران های بسیار، به معنای ابدیت نیست و این مطلب از جملۀ «جهنم تمام خواهد شد»، روشن می گردد. این ارواح پس از رنج بردن در دوزخ معدوم نخواهند شد بلکه به عنوان موجوداتی صاحب عقل و شعور در حالت پشیمانی دائمی به هستی خود ادامه خواهند داد.

* به چگونگی و مکان این مجازاتها، اشاره ای نشده است.

جهنم (گه هینوم)

*ارواح بدکاران به جایگاه خاص مجازات و تصفیه که به زبان عبری «گه هینومGahinnom» خوانده می شود، فرود می آیند.

*روح بهائم را که به پایین به سوی زمین نزول می نماید. (جامعه سلیمان، ۳۱)

تفسیر: اشاره به ارواح شریران و بدکاران می نماید که پایین، به جهنم فرو می شوند. (قوهلت ربا).

نام های جهنم

جهنم به هفت اسم خوانده شده است که عبارتند از:

۱٫ شئول: sheol (یونس، ۲:۲)

۲٫ اودن: avaddon به معنای فنا و نابودی (مزامیر، ۱۲:۸۸)

۳٫ شحت: shahat به معنای فساد و هلاکت (مزامیر، ۱۰:۱۶)

۴٫ بور شائون: bor shaon به معنای چاه هلاکت (مزامیر، ۲:۴۰)

۵٫ طیط هیاوون: tit hayaven به معنای گل لجن (مزامیر، ۲:۴۰)

۶٫ صلماوت: tzalmavet به معنای سایه مرگ (مزامیر، ۱۰:۱۰۷)

۷٫ ارص هتحتیت: eretz hatahtit به معنای زمین یا جهان زیرین که فقط در تورات منقول است و در کتاب مقدس یاد نشده است.

نام های دیگر

*گه هینوم guehinnom به معنای دره های (gue) عمیق که همه به خاطر فساد اخلاق و شهوت رانی (hinnom) به آن فرو می افتند.

*توفت tophet (اشعیاء، ۳۳:۳۰).

طبقات و عذاب جهنم

*جهنم، هفت طبقه دارد و هر چه انسان شریر نیز بدکارتر باشد، به همان نسبت جان او در طبقه پایین تری خواهد بود.

*در جهنم هفت اسکوب برای ارواح شریران و بدکاران وجود دارد که عبارتند از:

شئول، اودون، گهی نوم gehinnom ، دوما dumah؛ به معنای زمین سکوت و خاموشی (مزامیر، ۱۷:۱۱۵)،

صلماوت (سایه مرگ)، ارص تحتیت (زمین زیرین)، ارص نشیا eretz neshiah (سرزمین نسیان و فراموشی) (مزامیر، ۱۳:۸۸ و میدرارش تهیلیم مربوط به آیه ۷ از مزمور ۱۱ ص ۵۱ الف)

چگونگی عذاب شریران

*آتش، با حرارت و حدّتی خارق العاده، مهمترین عنصر جهنم برای تصفیه ارواح گناهکاران و شریران می باشد.

* (حرارت) آتش (معمولی) یک شصتم (حرارت آتش) جهنم است (براخوت، ۵۷ ب).

*سرچشمة نهر جاری آتش (دانیال، ۱۰:۷) از عرق حیوت hayyoth مقدس (دسته ای از فرشتگان) است که بر سر ارواح شریران و بدکاران فرو می ریزد.

*نظریه ای می گوید: آتش جهنم هرگز خاموش نخواهد شد. (توسیفتا براخوت، ۷:۶)

*پیروان مکتب هیلل می گویند: جهنّم تمام خواهد شد.

*ذات قدوس متبارک ارواح شریران و بدکاران را مدت ۱۲ ماه در جهنم محاکمه و مجازات می کند:

ابتدا با ابتلاء به جرب و خارش بعد دخول در آتش که فریاد بزنند و سپس فرو بردن در برف که با سرمای شدید عذابشان بدهد و آنها نعره بکشند. (یروشلمی، سنهدرین، ۱۳ ب)

*تاریکی و ظلمت: کسانی که به جهنم فرو می روند، با هیچ چیز دیگری بجز تاریکی محاکمه و مجازات نمی شوند.

کاهش عذاب جهنم

*با وسایل گوناگونی می توان رنجها و عذابهای جهنم را کاهش داد و حتی به طور کلی از آن رهایی یافت:

۱٫ مختون بودن: ممکن است رنج مختون در جهنم کمتر شود، مگر آنکه شرارت و بدکاری او از حد گذشته باشد.

۲٫ تلاش ابراهیم خلیل، جد اعلی و سرور قوم یهود: ابراهیم، ارواحی را که محکوم به عقوبت کشیدن در جهنم شده اند ، از آن مکان بیرون می آورد و از ایشان پذیرایی می کند. البته غیر از یهودیانی که با زنان غیر یهودی همبستر شده و یا آنکه پوست ختنه گاه خود را کشیده اند تا نامختون به نظر آیند و شناخته نشوند که یهودی هستند. (عرووین، ۱۹ الف)

۳٫ خواندن بعضی دعاها: هرکه دعای «شمع اسرائیل» را صحیح تلفظ کند، جهنم را برای او سرد می کنند. (براخوت، ۱۵ ب)

۴٫ توبه: اگر توبه کند و به راه راست بازگردد آتشی که روی قربانگاه می سوزد، گناهان او را کفاره می کند و آتش جهنم را خنثی خواهد کرد. (تنحوما، صو tzav، فصل ۱۴)

۵٫ آموختن و مطالعه تورات، مهمترین وسیله رهایی از عقوبت دوزخ:

آتش جهنم بر دانشمندان تورات اثری ندارد. درست مانند خون سمندر که چون خود از آتش پدید آمده است، با مالیدن آن روی بدن، آتش به وی آزار نمی رساند. خداوند می فرماید: مگر نه اینکه کلام من مثل آتش است (ارمیا، ۲۹:۲۳)، پس دانشمندان تورات که سراسر وجودشان آتش است، به طریق اولی که آتش جهنم بر آنها کارگر نیست.

حتی گناهکاران اسرائیل که علیرغم گناهکاریشان هنوز به اندازۀ دانه های انار پر از نیکوکاری هستند، به طریق اولی که آتش جهنم بر ارواح آنها مسلط نمی شود (حگیگا، ۱۲۷ الف) درست مانند قربانگاه زرّین که روکشی از طلا به ضخامت یک دینار داشت و از آتشی که سالهای بسیار روی آن می سوخت، آسیبی نمی دید.

*عظمت شب و روز شنبه: ارواحِ رنجور در دوزخ، شب و روز شنبه از آرامش و استراحت برخوردارند. (برشیت ربا، ۵:۱۱)

*در گذشته قربانگاه (مذبح) معبد بیت همیقداش باعث کفاره گناهان اسرائیل می شد.

* حروف مذبح (مزبح عبری)، نماد چهار نعمت است:

م: محیلا mehilah به معنای عفو آمرزش، چرا که قربانگاه سبب بخشوده شدن گناهان یهودیان می شود.

ز: زخوت zekhuth به معنای شایستگی؛ بدین معنا که قربانگاه آنان را شایسته بهره مند شدن از جهان آینده می کند.

ب: براخاه berakhah به معنای برکت؛ اشاره به آن است که ذات قدوس متبارک به عمل دستان یهودیان برکت می دهد.

ح: حییم hayyim به معنای زندگی؛ به این معنا که آنان نائل به زندگی کردن در جهان آینده خواهند شد.

کسی که به این چهار نعمت، یعنی آمرزش، شایستگی، برکت و زندگی پشت پا زده و مرتکب بت پرستی شود، در آتش عظیم سوخته خواهد شد، زیرا که خداوند خدای تو آتش سوزنده و خدای غیور است. (تثنیه، ۲۴:۴)

مکان مکافات عمل

به عقیده یکی از علمای یهود، احتیاجی به آن نیست که شریران و بدکاران در مکان مشخص و به خصوصی مکافات اعمال خود را تحمل نمایند، بلکه هر کجا باشند، به کیفر اعمال زشت خود خواهند رسید. ربی شمعون بن لقیش (قرن سوم م)، می گوید: در جهان آینده (دوران ماشیح) جهنمی وجود نخواهد داشت (احتیاج به آن نخواهد بود) بلکه ذات قدوس متبارک، خورشید را از غلافش بیرون آورده و جهان را با اشعۀ نورانی آن سیاه خواهد کرد. شریران و بدکاران به وسیله اشعۀ خورشید مجازات خواهند شد و عادلان و نیکوکاران توسط آن از دردها و بیماریها شفا می یابند. (عوودازارا، ۳ب)

باغ بهشت (گن عدن)

*جایگاه لذت و شادمانی ابدی و کانون سعادت و خوشبختی جاویدان که برای نیکوکاران تعیین شده است، گن عدن gan eden یا باغ عدن نام دارد که همان بهشت معروف است.

*این بهشت، با بهشتی که آدم ابوالبشر و حوا در ابتدای زندگی در آن بسر می بردند، تفاوت دارد چرا که در(اشعیاء، ۴:۶۴) اشاره شده است که چشم هیچ مخلوقی تا کنون بر آن نیفتاده است.

*آدم، در باغی غیر از باغ بهشت می زیست (براخوت، ۳۴ ب) چرا که در تورات داریم که نهری از عدن بیرون می آمد تا باغ را آبیاری کند.( پیدایش، ۱۰:۲)

طبقات بهشت

*بهشت هم مانند جهنم دارای هفت طبقه است که هفت دسته از نیکوکاران و عادلان در آن سکنی دارند:

طبقۀ اول) حضور؛ هر آینه عادلان و نیکوکاران نام ترا شکر خواهند گفت و درستکاران در حضور تو خواهند نشست (مزامیر، ۱۳:۱۴۰)

طبقۀ دوم) دربار؛ خوشا به حال کسی که تو او را برگزینی و مکتوب خود سازی و در دربارهای تو ساکن شود. (مزامیر ، ۵:۶۵)

طبقۀ سوم) خانه؛ خوشا به حال آنانی که در خانۀ تو ساکنند. (مزامیر، ۵:۸۴)

طبقۀ چهارم) خیمه؛ خداوندا! چه کسی در خیمۀ تو منزل خواهد کرد؟ (مزامیر، ۱:۱۵)

طبقۀ پنجم) کوه مقدس؛ چه کسی در کوه مقدس تو ساکن خواهد شد؟ (مزامیر، ۱:۱۵)

طبقۀ ششم) کوه خداوند؛ چه کسی به کوه خداوند برخواهد آمد؟ (مزامیر، ۳:۲۴)

طبقۀ هفتم) مقام قدس؛ و چه کسی در مقام قدس او خواهد ایستاد؟ (مزامیر، ۳:۲۴)

طبقات مردم در جهان آینده

*هفت طبقه از مردم در جهان آینده به حضور ذات قدوس متبارک خواهند ایستاد:

طبقۀ اول) درستکاران؛ درستکاران چهرۀ آنها(شخینا و ملتزمین او) را خواهند دید (مزامیر ۷:۱۱)

طبقۀ دوم) ساکنان خانه سلطان عالم ها؛ خوشا به حال آنانی که در خانۀ تو ساکن هستند.

طبقۀ سوم) از کوه بالا رفته؛ سلطان عالم را ملاقات خواهند کرد چه کسی به کوه برخواهد آمد؟

طبقۀ چهارم) ساکنان در جلو سلطان عالم ها؛ خداوندا چه کسی در خیمۀ تو منزل خواهد کرد؟

طبقۀ پنجم: ساکنان در خیمه سلطان عالم ها: خداوندا چه کسی در خیمۀ تو منزل خواهد کرد؟

طبقۀ ششم) ساکنان کوه مقدس سلطان عالم ها؛ چه کسی در کوه مقدس تو ساکن خواهد شد؟

طبقۀ هفتم) ایستادگان در مقام قدس سلطان عالم ها؛ چه کسی در مقام قدس او خواهد ایستاد. (میدراش تهیلیم ۱ الف ، مزمور ۱۱: ۷، ۵)

ضیافت در بهشت

*ارواح پذیرفته شدگان به گن عدن، پس از طبقه بندی به بخشی که شایسته مقام اوست، وارد می گردد. ( جامعه، ۵:۴ و ۶:۴ )

*صفت ممیزۀ اصلی این مسکن آسمانی آن است که ارواح متدینان و پرهیزگاران که در این جهان سختی و محرومیت کشیده اند، در آنجا به آسایش و خوشی می رسند.

*خوشی و سعادت و لذات روحانی که برای افراد شایستۀ ورود به گن عدن ذخیره شده است، معمولا به ضیافتی عالی و بی نظیر تشبیه می شود: گوشت نویاتان غذای اصلی ضیافتی را که در آینده برای عادلان و نیکوکاران ترتیب داده می شود، تشکیل خواهد داد. (مزامیر، ۱۴:۷۴ و ۲۶:۱۰۴ و اشعیاء، ۱:۲۷ و ایوب، ۲۵:۴۰)

*سایبان آنها از پوست لویاتان (باواتبرا، ۷۵ الف) و نوشابه آنها شرابی است از شش روز خلقت انگور (براخوت، ۳۴ ب)

*عالی ترین لذتی که ارواح عادلان و نیکوکاران در گن عدن از آن بهره مند خواهند شد، بودن آنها در حضور خداوند است.

*او (خداوند) به گن عدن اجلال خواهد فرمود. (غزل غزلها ۱۶:۴ و ۱:۵ و بمهیدبا ربا، ۲:۱۳)

*در جهان آینده هم، او خداست و اسرائیل قوم او هستند: من خدای شما خواهم بود و شما قوم من محسوب خواهید شد هر چند بگوید: من در میان شما خواهم خرامید (لاویان، ۲:۲۶)

تورات، راه بهشت عدن

*آموزش تورات انسان را به سوی تقوی و نیکوکاری سوق می دهد. تورات راه بهشت عدن را به روی او می گشاید.

*ارواح کسانی که در طی زندگی در این جهان وقت و نیروی خود را صرف و وقف کسب دانش تورات کرده اند، در بهشت عدن مقام و منزلتی شامخ خواهند داشت.

*طبقه سوم از هفت طبقۀ بهشت ویژۀ دانشمندان بزرگ است.

*پاداش ممتاز بهشتیان، حل مشکلات علمی است که هنگام زندگیشان روی زمین، از آن عاجز بوده اند و خاطر آنها بدان جهت آزرده می شده است. (حگیگا، ۱۴ الف)

*در تلمود و میدرا ش های کهن بیش از موارد فوق شرحی راجع به وضع داخل بهشت عدن و بهشتیان نیست ولی در نوشته های متأخران مثل فصل ۲۰ کتاب «یلقوط شمعونی» که گلچینی از میدراش های مختلف و آثار علمای یهود است و در حدود قرن ۱۳ تدوین شده است، شرح بسیار جالبی دربارۀ بهشت عدن منسوب به «ربی یهوشوع بن لوی» از دانشمندان قرن سوم میلادی که تمایل شدیدی به عرفان و تصوف و کشف اسرار تورات داشته، وجود دارد که قسمتی از آن را مرور می کنیم:

ارواح هفت طبقه از عادلان و نیکوکاران در گن عدن از نعیم جاودانه مستفیض می شوند:

طبقۀ اول: کسانی که در راه حفظ دین و ایمان خود شهید شده اند، مانند ربی عقیوا و همسلکانشان.

طبقۀ دوم: غرق شدگان دریا (جوانان و دختران یهودی که برای حفظ عفت و ناموس، خود را در دریا غرق کرده اند).

طبقۀ سوم: ربان یوحانان بن زکای و شاگردانش (دانشمندانی که عمر خود را صرف آموختن تورات و علم و دانش و تعلیم آن به دیگران کرده اند).

طبقۀ چهارم: کسانی که ابر جلال و عزت بر آنها فرود آمده و ایشان را پوشانید. (برجستگان و افراد عالیمقام و ممتاز در زندگی یا وقت مردن).

طبقۀ پنجم: توبه کاران که مقامشان از نیکوکارانی که هرگز خطا نکرده اند، عالی تر است. (توبه کاران طعم گناه را چشیده اند و با این حال با نفس اماره جنگیده و بر آن غالب شده و به راه راست بازگشته اند. در صورتی که نیکوکاران کامل چنین نبردی را در پیش نداشته اند.)

طبقۀ ششم: جوانان مجرد که هرگز طعم خطا و شهوترانی را نچشیده اند و پاک و معصوم چشم از جهان فرو بسته اند.

طبقۀ هفتم: افرادیکه در دوران زندگی خود در این جهان فقیر و مستمند

بوده اند و در عین حال از علم میشنا بهره ور شده اند و نیز دارای کسب و کاری بوده اند و از دسترنج خود امرار معاش می کرده اند.

*همه کسانی که به تو توکل می کنند، شادی خواهند کرد و تا به ابد ترنم خواهند نمود (مزامیر داوود، ۱۲:۵)

*ذات قدوس متبارک در میان آنها جلوس می نماید و مطالب تورات را برای ایشان شرح می دهد:

چشمان من برای امنای زمین است تا با من همنشین شوند. (مزامیر، ۶:۱۰۱)

جواد قاسمی قمی – دانشنامه ادیان – ظهور۱۲

نوشته شده در ساعت 12 PM توسط مسلم مهکی| |

فضیلت­ های حضرت مهدی(عج) نسبت به حضرت عیسی (ع) فضیلت­ های حضرت مهدی(عج) نسبت به حضرت عیسی (ع)

حتما مطالبی درباره ظهور حضرت عیسی (ع) به همراه امام زمان(ع) در زمان فرج شنیده اید یا خوانده اید در این مطلب که کاری از حمید بخشنده آبکنار است به بررسی فضیلت ها یا برتری های امام زمان (عج) نسبت به حضرت مسیح (ع) خواهیم پرداخت ، این مطلب ویژه را تا آخر مطالعه کنید…

پاسخ فشرده:

حضرت مهدی در مقایسه با حضرت عیسی دارای ویژگی های اختصاصی و منحصر به فرد زیر است:
۱٫ در عصر کنونی، حضرت مهدی است که حجت خدا بر روی زمین و مایه بقای هستی و تداوم نسل انسان است.

۲٫ حضرت مهدی به لحاظ نسبی، ذریه برترین پیامبر خدا، و فرزند فاطمه، برترین زنان عالم، است.

۳٫ برخورداری از علم راسخ به کاملترین وحی آسمانی و علم به ۷۲ وجه یا جنبه از اسم اعظم خدا مختص به حضرت مهدی است.

۴٫ حضرت مهدی منصور به یاری خاص فرشتگان است و حضرت عیسی علیه السلام به شیوه های گوناگون در خدمت اهداف حجت ابن الحسن است.

۵٫ عدالت جهانی به دست حضرت مهدی است که جامۀ تحقق می پوشد و در نتیجه رضایت جهانیان و رفاه اقتصادی پدید می آید.

۶٫ این حضرت مهدی است که توحید حقیقی و آموزه های عملی وحیانی را در سطح جهان گسترش می دهد و بشریت را عملا در مسیر دین الاهی قرار می دهد.

پاسخ تفصیلی:

فضیلت های حضرت مهدی نسبت به حضرت عیسی را می توان از سه منظر مورد توجه قرار داد: قرآن، روایات، استدلال عقلی

حضرت مهدی در قرآن
۱٫ «و نرید أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم أئمه و نجعلهم الوارثین»:
«و ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنها را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم»[۱] امام علی در تفسیر آیه فوق فرمود: «این گروه آل محمد هستند. خداوند مهدی آنها را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می شود، برمی انگیزد و به آنها عزت می دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار می کند.[۲]
ابن ابی الحدید از حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود: دنیا پس از همه سرکشی ها بالاخره روزی به ما روی خواهد آورد.[۳] ابن ابی الحدید سپس اضافه می کند: اصحاب ما «معتزله» معتقدند که این، وعده ظهور امامی است که بر همه کشورها مستولی خواهد شد.[۴]

۲٫ «و له اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً»: «هرکس در آسمان ها و زمین است خواه و ناخواه برای او اسلام آورده اند».[۵] حضرت صادق علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرمود: زمانی که مهدی قیام کرد تمام مردم روی زمین به وحدانیت خدا و رسالت حضرت محمد ایمان می آورند.[۶]

۳٫ «الذین إن مکّناهم فی الارض أقامو الصلوه و أتوا الزکاه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور»: «یاری دهندگان خدا کسانی هستند که اگر در روی زمین به آنها قدرت بخشیم، نماز را به پا می دارند و زکات مال می پردازند مردم را به کارهای شایسته وادار می کنند و از کارهای زشت باز می دارند و پایان همه کارها در دست خدا است».[۷] در بعضی از رویات اسلامی، آیه فوق به حضرت مهدی و یارانش یا آل محمد تفسیر شده است. مثلا در حدیثی از امام باقر آمده است: خداوند شرق و غرب زمین را در سیطره حکومت آنها قرار می دهد؛ آئینش را آشکار می سازد و به وسیله مهدی و یارانش بدعت و باطل را نابود می کند آنچنان که تبهکاران حق را نابوده کرده بودند؛ و آنچنان می شود که بر صفحه زمین اثری از ظلم دیده نمی شود چرا که امر به معروف و نهی از منکر می کنند.[۸]

۴٫ «وعدالله الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکّننّ لهم دینهم الذی إرتضی لهم و لَیُبدّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننی لا یشرکون بی شیئاً»: «خداوند وعده داده است به کسانی از شما که ایمان آورد و کارهای نیکو و شایسته بکند هر آینه آنها را در روی زمین خلافت بخشد چنان که در باره پیشینیان کرده است و آنان را قادر خواهد ساخت بر اینکه دین خداپسند خویش را بپا دارند و اندیشه و هراس شان را مبدل به امنیت خواهد نمود تا اینکه مرا پرستش نموده و چیزی را برا ی من شریک قرار ندهند».[۹] برطبق این آیه، حکومت جهانی مستضعفان نتیجه اطاعت و تسلیم در برابر فرمان خدا و پیامبر اوست. در سایه آن حکومت توحیدی، ناامنی ها به آرامش مبدل می شود و نیز مردم روی زمین با نهایت آزادی خدا را می پرستند و توحید خالص در همه جا گسترده می شود.[۱۰] رسول خدا فرمودند : اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نماند، خدا آن یک روز را آن قدر طولانی می کند تا مردی از دودمان من که نامش نام من است ، حاکم بر زمین شود و صفحۀ زمین را پر از عدل و داد کند آن گونه که از ظلم و جور پر شده است.[۱۱]

۵٫ «ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أن الارض یرثها عبادی الصالحون»: «در زبور نوشتیم بعد از ذکر، آنکه زمین را بندگان شایسته به ارث می برند».[۱۲] امام صادق و امام باقر علیهما السلام فرمودند: مراد، قائم و اصحاب آن حضرت است.[۱۳]

حضرت مهدی در روایات اسلامی

علمای امامیه کتاب های متعددی درباره حضرت مهدی علیه السلام نگاشته اند. این کتاب ها دربردارنده احادیث گوناگون از منابع شیعه و اهل سنت بوده است. در اینجا برخی از روایات اسلامی در باره فضیلت های اختصاصی مهدی علیه السلام که حضرت عیسی فاقد آنها است، ذکر می شود:

۱٫ در این زمان، حضرت مهدی تنها حجت خدا بر روی زمین و مایه بقای هستی و تداوم نسل انسان است. زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نیست خواه این حجت، رسول خدا باشد یا امامی که نایب رسول الله است. بنابر این، بعد از سپری شدن زمان رسالت، زمین از وجود امام هادی خلق خالی نیست.[۱۴] حضرت صادق فرمودند: «ما زالت الارض الّا و لله فیها الحجه یعرف الحلال و الحرام و یدعو الناس الی سبیل الله».[۱۵] سلیمان بن اعمش بن مهران از امام صادق روایت کرده است: ما حجت های خداوند بر مردم عالم هستیم … به واسطۀ ما آسمان بر زمین نمی افتد مگر به اذن خدا؛ به واسطه ما باران می بارد و رحمت خدا گسترده می شود و برکات زمین خارج می­شود؛ و اگر بر روی زمین از ما کسی نبود هر آینه زمین اهلش را فرو می برد.[۱۶] در روایت آمده است هنگامی که حضرت مهدی ظهور می کند و حضرت عیسی نیز از آسمان رجعت می کنند، حضرت مهدی به حضرت عیسی می فرمایند که امامت نماز را برعهده گیرد، حضرت عیسی در پاسخ می گویند: «فقد رضی الله عنک، فإنما بعثتُ وزیراً و لم أبعث أمیراً»: من به عنوان وزیر فرستاده شده ام نه امیر.[۱۷] همچنین در روایت آمده است : هنگاهی که حضرت مهدی خروج می کند، فرشته ای بر بالای سرش است که ندا می دهد: این مهدی خلیفه الله است، پس از او پیروی کنید.[۱۸]

۲٫ حضرت مهدی از سلالۀ پیغمبر خاتم و فرزند حضرت فاطمه و حضرت علی هستند. این امر یک فضیلت نسبی و غیر اختیاری برای ایشان است. پیامبر فرمودند: هنگامی که «مهدی از فرزندانم» از پرده غیبت خارج شود و قیام کند، عیسی بن مریم از آسمان فرود می آید ….[۱۹]: «التاسع منهم قائم اهل بیتی و مهدی امتی؛ اشبه الناس بی فی شمائله و اقواله و افعاله…»: نهمین امام، قائم اهل بیت من و مهدی امت من است.[۲۰]“الائمه من ولدک علی رجال العالمین” بعدک؛ ثم إطلع الرابعه فاختار “فاطمه علی نساء العالمین”».[۲۲] در منابع اهل سنت نیز آمده است: «المهدی مِن وُلد فاطمه»: «مهدی از فرزندان فاطمه است».[۲۱] این در حالی است که بر طبق منابع اسلامی، حضرت فاطمه سیدۀ زنان عالم و دارای مقامی برتر از مقام حضرت مریم در نزد خدا است. به روایت جامع زیر توجه کنید: پیامبر فرمودند که، ای علی! خدای عزّ و جلّ بر دنیا اشراف یافت و مرا بر مردان دنیا برگزید؛ آنگاه تو را بر مردان عالم برگزید؛ در مرحلۀ سوم، امامان از نسل تو را پس از تو بر مردان عالم برگزید: «… عن النبی انه قال فی وصیه له، یا علیّ! إنّ الله عزّ و جلّ أشرَفَ علی الدنیا فاختارنی منها علی رجال العالمین؛ ثم إطلع الثانیه فاختارک علی رجال العالمین بعدی؛ ثم إطلع الثالثه فاختار ابن عباس از پیامبر (ص) نقل می کند

۳٫ حضرت مهدی برخوردار از علم به کاملترین وحی الاهی است که در قرآن متجلی است. حضرت علی فرمودند: خداوند تبارک و تعالی ما را پاکیزه و معصوم نمود و شاهدان بر خلقش قرار داد و حجت خود در زمین ساخت و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما کرد که نه ما ازآن جدا شویم و نه آن از ما جدا گردد.[۲۳] حضرت امام صادق می فرماید: «همانا خداوند رسولان اولولعزم را خلق کرد و آنان را با علم فضیلت داد و ما را وارث علم آنان کرد و ما را در علم ایشان بر آنان فضیلت داد؛ و خداوند آنچه را آنان نمی دانستند، به رسول الله تعلیم کرد و علم رسول و علم آنان را به ما تعلیم کرد».[۲۴] در روایت دیگر آمده است که موسای کلیم به خدا عرض کرد: «… یا رب! لقد أکرمتنی بکرامهٍ لم تُکرِم بها احداً قبلی، فقال الله جلّ جلاله: یا موسی! أما عَلِمتَ أن محمداً (ص) افضل عندی مِن جمیع ملائکتی و جمیع خلقی؟ قال موسی: یا رب فإن کان محمد اکرم عندک مِن جمیع خلقک، فهل فی آل الانبیاء أکرمُ مِن آلی؟ قال الله جل جلاله: یا موسی أما علِمتَ أنّ فضل آل ِ محمد علی جمیع آل النبیین کفضلِ محمد علی جمیع المرسلین.[۲۵] بر طبق این روایت، خدا می فرماید همچنان که محمد بر همۀ رسولان فضیلت دارد، آل محمد نیز بر آل همۀ انبیا برتری دارد. همچنین باید دانست که علم به ۷۲ وجه یا جنبه از اسم اعظم خدا، مختص به امامان از جمله حضرت مهدی است. در روایت است که امام صادق فرمودند: در مورد اسم اعظم خدا، به عیسی ابن مریم دو حرف اعطا شد و به موسی چهار حرف اعطا شد و به ابراهیم ، هشت حرف؛ و به نوح پانزده حرف؛ و به آدم بیست و پنج حرف. خدای تعالی همۀ آن را برای محمد جمع کرد و همانا اسم اعظم خدا ۷۳ حرف است که به محمد هفتاد و دو حرف اعطا شد و یک حرف از او پوشانده شد.[۲۶] همچنین جابر از امام باقر نقل می کند: اسم اعظم خدا بر ۷۳ حرف است … و نزد ما ۷۲ حرف از اسم اعظم است و یک حرف نزد خداست که آن را در علم الغیب، به خود اختصاص داده است.[۲۷]

۴٫ حضرت مهدی منصور به یاری خاص فرشتگان خدا و خدمات گوناگون حضرت عیسی به ایشان است. پیامبر اسلام فرمودند: «… و یظهر دین الله و یوید بنصرالله و ینصر بملائکه الله…».[۲۸] پردازد. پس از چهل سال زندگی، خداوند جان حضرت عیسی را می گیرد و حضرت مهدی مراسم دفن او را آشکارا در برابر دیدگان مردم برگزار می کند و در کنار قبر مادرش در قدس به خاک می سپارد.[۳۳] همچنین، امام صادق فرمودند: «انقلاب مهدی را سه سپاه، یاری می کند: سپاهی از فرشتگان، سپاهی از مومنان و سپاهی از رعب»[۲۹]. و امام باقر فرمودند: هنگامی که قائم ما ظهور کند، خداوند او را به وسیله فرشتگان نشاندار و فرشتگان پیاپی و صف زده و کروبیان یاری خواهد کرد در حالی که جبرئیل، پیشایش آن حضرت و میکائیل ، سمت راست و اسرافیل، سمت چپ ، و فرشتگان مقرب، در کنار او هستند. [۳۰] همچنین طبق احادیث ، مسیح از آسمان فرود می آید و پشت سر مهدی نماز می گزارد.[۳۱] فرود آمدن مسیح موجب خوشحالی مسیحیان و یهودیان و مسلمانان می شود و همه مسیحیان و یهودیان آزاداندیش می پذیرند: «إنّ عیسی ینزل قبل یوم القیامه الی الدنیا فلایبقی اهل مله یهودی و لاغیره الا آمن به قبل موته».[۳۲] و بدین ترتیب، بین مسلمانان و مسیحیان و یهودیان همبستگی و صفا ایجاد می گردد. از طرف دیگر، موضع گیری صریح عیسی در طرفداری از حضرت مهدی و مسلمانان سبب می شود که دشمنی حکومت های غربی نسبت به اسلام و مسلمانان کاهش یابد و با انعقاد قرارداد صلح با غربیان تا مدتی از جنگ و خونریزی جلوگیری می شود. افزون بر این، حضرت عیسی همراه با مسلمانان با یهود ، روم و دجال به نبرد می

۵٫ حضرت مهدی (ع) است که تحقق بخش عدالت جهانی است. امام صادق در تفسیر آیات ۱۵ تا ۱۷ از سورۀ طارق فرمودند: قطعاً خدا قائم را مبعوث می کند و از جباران انتقام می گیرد.[۳۴] خداوند در معراج پیامبر به ایشان فرمود: همانا زمین را با مهدی، آخرین وصی، از ظلم پاک می کنم و مشرق و مغرب زمین را در اختیارش قرار می دهم[۳۵]– نیست؛ او کارگزاران حکومت ها را به اعمال بدشان کیفر خواهد داد. او به شما نشان خواهد داد که دادگری چگونه است.[۳۷] همچنین حضرت علی فرمودند: مهدی فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشن در آن گام می نهد و بر سیرۀ صالحان رفتار می کند تا گره ها را بگشاید.[۳۸] به یمن وجود دولت حضرت مهدی است که رفاه اقتصادی بشر پدید می آید. امیرالمومنان می فرمایند: در زمان ظهور حضرت مهدی، زمین گنجینه های خود (معادن طلا و نقره) را برای او بیرون می ریزد و کلیدهایش را به او می سپارد.[۳۹] همچنین رسول خدا فرمودند: در زمان برقراری دولت مهدی، آب ها فراوان می گردد و نهرها کشیده می شوند و برکات زمین افزایش می یابند و گنج ها استخراج می گردند.[۴۰] و حضرت مهدی «یملأ الارض عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً».[۳۶] همچنین علی علیه السلام می فرماید: آگاه باشید در فردایی که شما را از آن هیچ آگاهی ای نیست، زمامداری حاکم می شود که از این طایفه – امویان

۶٫ اصلاح چارچوب فکری و تحول اساسی در رفتارها و نهادهای بشری به دست حضرت مهدی صورت می گیرد. در روایات داریم که با تشکیل دولت مهدی در سطح زمین، توحید راستین و رسالت محمد فراگیر می شود: هنگامی که قائم به پا خیزد، هیج سرزمینی باقی نمی ماند مگر این که گواهی بر وحدانیت خدا و رسالت محمد از آن بلند شود.[۴۱] دو روایت از امام باقر در این باره ذکر شده است: زمانی که قائم ما قیام کند، دست خود را بر سر بندگان گذارد و بدین وسیله نیروهای مردم را تمرکز بخشیده، اخلاقشان را کامل سازد.[۴۲] و علم و حکمت به همه شما در زمان مردی از خاندان ما آموخته شود، به طوری که حتی زن در خانه اش بر طبق کتاب خدا و سنت رسول الله (ص) قضاوت نماید.[۴۳] همچنین امیرمؤمنان در نهج البلاغه می فرماید: او خواسته ها را تابع هدایت آسمانی می کند، و آن هنگامی است که مردم هدایت را تابع هوس ها کرده اند؛ او آراء و اندیشه ها را تابع قرآن می سازد و آن هنگامی است که افراد قرآن را تابع آراء خود کرده اند … و او آنچه از کتاب خدا و سنّت پیامبر مرده است، زنده می گرداند.[۴۴] ابن ابی الحدید در ذیل این کلام حضرت می­نویسد: «این سخن امیرمؤمنان اشاره است به امامی که در آخرالزمان خواهد آمد و در روایات فراوان، از آمدن او خبر داده شده و با ظهور او، هدایت قاهره پدید آمده و عمل به رأی و قیاس از میان رفته، برابر قرآن کریم رفتار می شود.»[۴۵] بنابر این، در آن زمان اعتقادات راستین فراگیر می شود و بساط گستردۀ شراب خواری و بی بند و باری و رباخواری جامعه برچیده می شود و اعمال صالح گسترش کامل می یابد.

حضرت مهدی بر اساس استدلال عقلی
با استدلالی متشکل از سه مقدمه می توان افضل بودن حضرت مهدی بر حضرت عیسی را اثبات کرد:
۱٫ پیامبر اسلام کامل ترین وحی آسمانی را به بشر عرضه کرده اند به طوری که آموزه های نظری و عملی پیامبر، برآورندۀ نیازهای بشر تا روز قیامت است؛ و هر قدر هم بشر در علم و تمدن پیشرفت کند، آموزه های پیامبر اسلام همچنان زنده و نو است و می تواند جوامع بشری را اداره کند.
۲٫ دریافت و ارائه چنین آموزه های وحیانی کاملی پیشاپیش نیازمند وجود روحی متناسب با کامل ترین پیام خدا است. بر این اساس، همان طور که آموزه های پیامبر اسلام کامل ترین پیام های آسمانی است، باید نفس پیامبر هم کامل تر از نفس همه انسان های مخلوق باشد و سعه وجودی روح ایشان از همه انبیای گذشته بیشتر باشد.
۳٫ پس از سپری شدن دورۀ رسالت، امام همان حجت خدا بر خلق است که وظیفۀ ایفای نقش های رسول خدا را پس از ایشان برعهده دارند. یکی از این نقش ها تبیین و تفسیر عصمت آمیز قرآن و نقش دیگر رهبری معصومانه است.که امام به عنوان حجت خدا همسان و همگام با رسول خدا متکفل ایفای وظیفه تفسیر باطن قرآن و زعامت اجتماعی است. بنابراین، روح امام همچون روح پیامبر است، از علم برتر برای تبیین کامل ترین وحی آسمانی برخوردار می باشد و همچنین دارای سعه وجودی ای است که امکان ایفای نقش به عنوان زمامدار جهانی را برای ایشان میسًر می سازد.

پی نوشت :

[۱]. قصص، آیه ۵٫
[۲]. تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و همکاران، (تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری شمسی)، ج ۱۶، ص ۳۰٫
[۳]. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۲۰۹٫
[۴]. شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید، (بیروت: موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵ هجری قمری)، مجلد دهم، ص ۱۸٫
[۵]. آل عمران، آیه ۸۳٫
[۶].ینابیع الموده، شیخ سلیمان بن ابراهیم قندوزی، تحقیق سیدعلی جمال اشرف الحسینی، (قم: انتشارات اسوه، ۱۴۱۶ هجری قمری)، مجلد سوم، باب ۷۱، ص ۲۳۶؛ منتخب الاثر ، آیت الله صافی گلپایگانی، (قم: موسسه السیده المعصومه، ۱۴۱۹ هجری قمری)، باب ۳۵، ص ۳۶۱٫
[۷]. حج، آیه ۴۱٫
[۸]. تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و همکاران، (تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری شمسی)، ج ۱۴، ص ۱۳۶٫
[۹]. نور، آیه ۵۵٫
[۱۰]. تفسیر نمونه، پیشین، ص ۵۶۳-۵۶۴٫
[۱۱]. تفسیر نمونه، پیشین، ص ۵۶۶٫
[۱۲]. انبیا، ۱۰۵٫
[۱۳]. ینابیع الموده، پیشین، ص۲۴۳٫
[۱۴]. شرح اصول کافی ، محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، (تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۷ هجری شمسی) ج ۲، ص ۴۷۸٫
[۱۵]. شرح اصول کافی، محمد صالح مازندرانی، (تهران: المکتبه الاسلامیه، ۱۳۸۴ هجری قمری)، مجلد ۵، ص ۱۴۸٫
[۱۶]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۶۰٫
[۱۷]. الفتن، نعیم بن حماد المروزی، (بیروت: دارالفکر، ۱۴۲۴ قمری) ، ص ۳۴۷؛ الملاحم و الفتن، ابن طاووس، (منشورات الرضی، ۱۳۹۸ قمری)، ص ۸۳-۸۴٫
[۱۸]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۸۵٫
[۱۹]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: دارالتعارف، ۱۴۲۱ قمری)، ج ۲۱، ص ۵۷۶٫
[۲۰]. بحار الانوار، همان، ص ۵۳۴٫
[۲۱]. سنن ابن ماجه، محمدبن یزید القزوینی، (بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۲۱ قمری)، ص ۶۹۹، حدیث ۴۰۸۶٫
[۲۲]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ قمری)، ج ۲۶، صص ۲۷۰-۲۷۱٫
[۲۳]. الاصول من الکافی، محمد بن یعقوب الکلینی، (بیروت: دار صعب؛ دارالتعارف، ۱۴۰۱ قمری)، ج ۱، ص ۱۹۱٫
[۲۴]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۶، ص ۱۹۴٫
[۲۵]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۶، ص ۲۷۵٫
[۲۶]. الاصول من الکافی، پیشین، ج ۱، ص ۲۳۰٫
[۲۷]. الاصول من الکافی، پیشین، ج ۱، ص ۲۳۰٫
[۲۸]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۷۹٫
[۲۹]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۱۳۹٫
[۳۰]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۴۸٫
[۳۱]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۳، ص ۵۹٫
[۳۲]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۳، ص ۵۱٫
[۳۳]. نک: عصر ظهور، علی کورانی، ترجمه عباس جلالی، (تهران: شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۷۹ هجری شمسی)، صص ۳۴۲-۳۴۴؛ بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۸۳ و ج ۵۳، ص ۵۱٫
[۳۴]. بحار الانوار، محمد باقر المجلسی، (بیروت: دارالتعارف، ۱۴۲۱ قمری)، ج ۲۱، ص ۶۱۷؛ چاپ داراحیاء التراث العربی، ج ۵۳، ص ۱۲۰٫
[۳۵]. ینابیع الموده، پیشین، ص ۳۷۹٫
[۳۶]. بحارالانوار، پیشین، ج ۲۱، ص ۵۳۴؛ چاپ داراحیاء التراث العربی، ج ۵۲، ص ۳۸۰٫
[۳۷]. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸، بند ۲ و ۳٫
[۳۸]. نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰، بند ۳٫
[۳۹]. نهج البلاغه، خ ۱۳۸، بند ۳٫
[۴۰]. نک: منتخب الاثر، لطف الله صافی کلپایگانی، فصل ۴، باب ۳، ص ۵۸۹٫
[۴۱]. بحارالانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۴۰٫
[۴۲]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۳۶٫
[۴۳]. بحار الانوار، پیشین، ج ۵۲، ص ۳۵۲٫
[۴۴]. نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸، بند ۱ و بند ۳٫
[۴۵]. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، (بیروت:موسسه الاعلمی، ۱۴۱۵هجری قمری)، مجلد ۵، ص۲۹-۳۰٫



نوشته شده در ساعت 12 PM توسط مسلم مهکی| |

تعيين وقت ظهور ؛ آسيبی بر حوزه ی مهدویت  تعيين وقت ظهور ؛ آسيبی بر حوزه ی مهدویت

یکی از آسیب های حوزه مهدویت ، تعیین وقت ظهور است،حکمت الهی بر این است که وقت ظهور امام زمان(ع) بر بندگان مخفی بماند

لذا احدی نمی تواند زمانی برای ظهور تعیین کند. مفضل بن عمر گوید: از مولایم امام صادق(ع) پرسیدم:

هل للمأمور المنتظر المهدیّ(ع) من وقت موقّت یعلمه الناس؟ فقال: حاش لله أن یوقّت ظهوره بوقت یعلمه شیعتنا… فقال: یا مفضل، لا اوقّت له وقتا ولا یوقّتُ له وقت، انّ من وقّت لمهدیّنا وقتاً فقد شارک الله تعالی فی علمه وادّعی انّه ظهر علی سِرّه …[۱]

آیا ظهور حضرت مهدی(ع) وقت معینی دارد که مردم آن را بدانند؟ فرمودند: این چنین نیست که خداوند برای آن وقتی تعیین کرده باشد که شیعیان ما آن را بدانند. ای مفضل، برای آن وقتی تعیین نمی کنم. وقتی هم نمی شود برای آن معین کرد. آن که برای ظهور ما وقتی تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته و مدعی شده که از اسرار خداوند آگاه گشته است.

فضیل از امام باقر(ع) پرسید:

هل لهذا الامر وقت؟ فقال: کذب الوقاتون، کذب الوقاتون، کذب الوقاتون[۲] .

آیا برای این امر وقتی معیّن است؟ آن حضرت سه مرتبه فرمود: آنان که وقتی برای آن تعیین می کنند، دروغ می گویند.

ابی بصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره امام زمان(ع) پرسیدم. فرمود:

کذب الوقاتون، انا اهل بیت لانوقّت، ثم قال: اَبی الله الاّ أن یخلف وقت الموقّتین.[۳]

آنان که وقتی برای آن تعیین می کنند، دروغ می گویند. ما اهل بیت، زمانی برای آن تعیین نمی کنیم. آن گاه فرمود: خداوند چنین اراده کرده است که با هر وقتی که تعیین کنند، حتما مخالفت نماید و ظهور را در آن وقت قرار ندهد.

در روایت دیگر فرموده اند:

(( کذب الموقتون، ما وقّتنا فیما مضی ولا نوقّت فیما یستقبل؛[۴]

آن که برای آن وقتی تعیین کند دروغ گفته است… ما در گذشته وقتی تعیین نکرده ایم و در آینده نیز هرگز وقتی برای آن تعیین نخواهیم کرد)).

در برخی روایات، علت عدم تعیین وقت ، چنین بیان شده است: امام جواد(ع) فرمودند:

لو عُیّن لهذا الامر وقت لقست القلوب و لرجع عامّة الناس عن الاسلام و لکن قالوا: ما اسرعه! ما اقربه! تألفاً لقلوب الناس و تقریبا للفرج[۵]؛

اگر برای این امر وقتی تعیین شود دل ها را قساوت می گیرد و توده مردم از اسلام بر می گردند. بگویید: چه زود است! چقدر نزدیک است! تا دل مردم آرام گیرد و فرج نزدیک شود.

پیامدها

این عمل ـ جدای از این که ادعایی است بی دلیل و دروغی است آشکار؛ چرا که

اهل بیت فرموده اند: کسی از زمان آن آگاه نیست. ـ پیامدهای متفاوتی دارد که به ذکر آن می پردازیم:

۱٫ ایجاد یأس و ناامیدی به سبب عدم تحقق ظهور در وقت تعیین شده.

۲٫ ایجاد بدبینی نسبت به اصل ظهور.

۳٫ ایجاد بدبینی به شخصیت امام در اثر عدم تحقق ظهور.

۴٫ قساوت قلب ها.

۵٫ برگشتن مردم سست ایمان از دین.

خاستگاه

۱٫ تعجیل و شتاب کردن در امر فرج.

۲٫ عوام فریبی در اثر هوی و هوس.

۳٫ توهم و خیال پردازی.

۴٫ عدم تطبیق صحیح آثاری که بر اثر قدرت های روحی و ریاضت ها به دست می آورند. یعنی چیزهایی را در آینده پیش بینی می کنند، امّا در تطبیق آن ها اشتباه نموده و خیال می کنند ظهور است. لذا وقتی تعیین می کنند.

مبارزه و درمان

۱٫ تکذیب:

محمد بن مسلم گوید: امام صادق(ع) فرمود:

یا محمد، من اخبرک عنا توقیتا فلاتهابن ان تکذبه فانا لانوقت لاحد وقتا. [۶]

ای محمد، هر کس از جانب ما به تو خبر دهد که ما وقتی برای ظهور تعیین کرده ایم، بی مهابا و ترس او را تکذیب کن. زیرا ما برای هیچ کس [حتی خواص] وقتی تعیین نمی کنیم.

نکته قابل توجه این است که در روایت آمده است: (( بی مهابا او را تکذیب کن.)) از این تفسیر به خوبی بر می آید که نباید شخصیت زده شد. ابهت و بزرگی افراد نباید مانع تکذیب شود. هر کس با هر مقام و جایگاهی که دارد اگر برای ظهور وقتی معین کرد، بایستی تکذیب گردد.[۷]

۲٫ نزدیک دانستن ظهور همراه با تسلیم.

راه چاره این است که انسان ظهور را نزدیک بداند، هر لحظه منتظر ظهور باشد و با این حال، تسلیم اراده و امر الهی باشد و هیچ امری، پرده صبر او را ندرد که: (( نجی المقربون))[۸] و (( نجا المسلمون)).[۹]

۳٫ روشنگری و تبیین علما و اندیشمندان دینی.

[۱] . مجلسی، بحارالانوار ، ج ۵۳، ص ۲، باب ۲۸٫

[۲] . طوسی، الغیبة، ص ۴۲۵٫

[۳] . نعمانی، الغیبة، ص ۲۹۳٫

[۴] . طوسی، الغیبة، فصل ۷ ، ص ۴۲۶٫

[۵] . الکافی، ج ۱، باب کراهیة التوقیت، ص ۳۸۹؛ نعمانی، الغیبة، ص ۲۹۶٫

[۶] . نعمانی، الغیبة، ص ۲۸۹ ، فی النهی عن التوقیت و التسمیة.

[۷] . گاهی حرف هایی از برخی بزرگان و علما نقل می شود که نشانگر توقیت است، در حالی که با کمی تحقیق معلوم می گردد این مطلب صرفاً شایعه بوده و هیچ پایه و اساسی ندارد. یعنی آن بزرگواران اصلا چنین چیزی نگفته اند.

[۸] . الکافی، ج ۳، ص ۱۳۱٫

[۹] . همان، ج ۱، ص ۳۶۸٫



نوشته شده در ساعت 12 PM توسط مسلم مهکی| |


در جنگ جهانی اول (1916م.) هنگامی که عده ای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیت المقدس مشغول سنگرگیری و حمله بودند در دهکده کوچکی به نام اونتره لوحی نقره ای یافتند که حاشیه اش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش خطوطی با حروف طلایی نگارش یافته بود:

چون آن لوح را نزد فرمانده خود میجرای ان. گریندل بردند نتوانست چیزی از آن بفهمد. او این لوح را به فرماندهان ارتش بریتانیا، لیفتونانت و گلدستون رساند و آنها نیز آن را به باستان شناسان دادند. تصویر این لوح را در اینجا ملاحظه میکنید:

Solomon Board


پس از پایان جنگ در سال 1918 درباره لوح مذکور  به تحقیق و بررسی پرداختند و کمیته ای تشکیل دادند که اساتید شناخت زبانهای باستانی بریتانیا، آمریکا، فرانسه آلمان و سایر کشورهای اروپایی جزء آن کمیته بودند.
پس از چند ماه بررسی در سوم ژانویه 1920 معلوم شد که این لوح مقدسی است به نام "لوح سلیمانی" و سخنانی از حضرت سلیمان علیه السلام را در بر دارد. که به الفاظ عبرانی قدیم نگارش یافته است و ترجمه آن چنین است:
            الله
     احمد    ایلی
         باهتول
   حاسن  حاسین
یاه احمد مقذا = ای احمد به فریادم رس 
یاه ایلی انصطاه = ای علی مرا مدد فرمای
یاه باهتول اکاشئی = ای بتول نظر مرحمت فرمای
یاه حاسن اضو مظع = ای حسن کرم فرمای
یاه حاسین بارفو = یا حسین خوشی بخش
اموسلیمان صوه عئخب زالهلاد اقتا = این سلمان اکنون به انی پنج بزرگوار استغاثه میکند
بذت الله کم ایلی = و علی قدرت الله است

زبانشناسان حروف خط عبرانی را چنین با حروف ما تطبیق داده اند:

Ebrani Letters

اعضای کمیته چون به مضمون نوشته لوح مقدس اطلاع یافتند انگشت حیرت به دندان گزیدند و پس از تبادل نظر قرار گذاشتند آن را در موزه سلطنتی بریتانیا بگذارند. اما چون این خبر به اسقف اعظم انگلستان رسید فرمان محرمانه ای به کمیته نوشت که خلاصه اش چنین است:
اگر این لوح در موزه گذاشته شود و در دیدگاه مردم قرار گیرد اساس مسیحیت متزلزل خواهد شد و سرانجام خود مسیحیان جنازه مسیحیت را بر دوش بلند نموده در قبر فراموشی دفن خواهند کرد. لذا بهتر است که لوح مذکور در رازخانه کلیسای انگلستان گذارده شود و جز اسقف و اهل سر، کسی آن را نبیند
کسانی که این لوح را دیدند و بصیرتی داشتند گرایشی عجیب به اسلام پیدا کردند. از جمله همان وقت بین دو نفر از دانشمندان به نام ولیم و تامس پیرامون لوح گفتگوهایی شد که به اسلام آوردن هر دو انجامید. سپس ولیم نام خود را کرم حسین و تامس نام خود را فضل حسین گذارد.

رک:
مجلة الاسلام، دهلی، فوریه 1927
مسلم کرانیکل، لندن، دسامبر 1926
کتاب Wonderful Stories of Islam، لندن، ص 249
برگرفته از کتاب علی و پیامبران، حکیم سیالکوتی، قم، انتشارات شهید، 1360 هـ.ش

نوشته شده در ساعت 11 AM توسط مسلم مهکی| |
بدون شرح ...!
نوشته شده در ساعت 5 PM توسط مسلم مهکی| |
"حسن یوسفی اشکوری" تئوریسین اصلاح طلبان و فتنه گران سبز لجنی به روایت تصاویری که کمتر دیده شده است.

همراه همسرش در اشکور سال ۱۳۵۴

سخنرانی در جمع اهالی اشکور در ایام پیروزی انقلاب اسلامی
روز آزادى از زندان بتاریخ ۱۷ بهمن ماه ۱۳۸۳
در ساحل شهر آنتالیا ترکیه آذر ماه ۸۹ مشغول کسب فیض از نعمات الهی! فراوان در آن سوی دوربین!
مراسم تودیع در بخش فرهنگی شهرداری کیوسی - ایتالیا - شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۸۹
با دختر مومنه و حاصل عمرش!!! در بن - آلمان - فروردین ۹۰

با همسر در بن - آلمان - فروردین ۹۰
در جمع حامیان خالص و فداکار و اهل دل! جنبش سبز در آمریکا آماده همه نوع جان نثاری در راه ...؟

نلرزین نترسین ... ما همه با هم مستیم!

و در کنار افراطیون دیروز مهرانگیز کار و اکبر گنجی در آمریکا در حال عشق و صفا و خنده به همه فتنه گران جنبش سبز و مدعیان دین و وطن دوستی سبز لجنی!
منبع:وبلاگ حمید داودآبادی

نوشته شده در ساعت 9 AM توسط مسلم مهکی| |

نگاهی به نقاط آسیب‌پذیر رژیم صهیونیستی؛
پاشنه‌های آشیل رژیم صهیونیستی
حال می‌توان فهمید که چرا سران این رژیم به فکر تجدید نظر در شعار از نیل تا فرات برآمده‌اند به طوری که حفظ سرزمین‌های کنونی نیز برای آن‌ها به وضعیتی مطلوب تبدیل شده است، اما آیا با این روند قدرت‌گیری گروه‌های مقاومت و ضعف این رژیم در مقابله‌ی با آن‌ها همین هدف نیز قابل تحقق است؟

نویسنده:عطا بهرامی؛ سردبیر بخش پژوهش‏های ایرنا
به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی بیداری اسلامی"، درباره‌ی رژیم صهیونیستی و نقش مخرب آن در منطقه بسیار گفته شده است. همگان می‌دانند که صهیونیسم جهانی با حمایت وسیع از این رژیم سعی در برقراری حکومت جهانی یهود در مکانی که سرزمین مقدس می‌نامد، دارد و می‌خواهد حکومت خود را در قلب بزرگ‌ترین مانع یعنی جهان اسلام، بنا کند. ساختار فاشیستی و نژادپرستانه‌ی حاکم بر این رژیم که با سایر قومیت‌ها و نژادها مانند برده‌دار و برده برخورد کرده و در برخورد با مردم خود نیز رویکردی طبقاتی داشته، به عاملی برای زوال آن تبدیل شده است.

تضادهای درونی اسراییل
 
اگرچه اسراییل خود را مانند یک کشور به سازمان ملل تحمیل کرد اما فارغ از پرداختن به عدم مشروعیت این رژیم، اسراییل را نمی‌توان دارنده‌ی مؤلفه‌هایی دانست که بر یک واحد سرزمینی به نام کشور اعمال می‌شود چرا که اکثریت آن را مهاجرانی تشکیل می‌دهند که مدعی هستند 2500 سال پیش اجدادشان در این سرزمین زندگی می‌کرده‌اند. ادعای مالکیت نسبت به سرزمینی که اجداد آن‌ها در چند هزار سال پیش در آن می‌زیسته‌اند، مضحک و بی‌معنا است و اگر این قاعده را به تمام جهان تعمیم دهیم، باید شاهد یک جنگ جهانی تمام عیار باشیم که تا کشته شدن آخرین بشر ادامه خواهد یافت.

این رژیم برای این که در مردم حس مالکیت نسبت به زمین و به دنبال آن سرزمین ایجاد کند، قوانینی وضع کرده است که طبق آن‌ها 5 سال کار کشاورزی معادل 9 سال خدمت در ارتش محاسبه می‌شود. با این وجود بسیاری از یهودی‌های مهاجر به فلسطین اشغالی که از اروپای شرقی وارد این سرزمین می‌شوند، به دنبال اخذ تابعیت آمریکایی هستند و ترجیح می‌دهند محیط ناامن سرزمین‌های اشغالی را رها کرده و عازم آمریکا شوند. توقف 5 ساله در اسراییل تنها به دلیل آماده کردن شرایط برای مهاجرت به ایالات متحده است.
 
 
اقتصادی با کنترل از راه دور

اقتصاد رژیم اسراییل از ساز و کارهای عادی اقتصادی پیروی نمی‌کند. کمک‌های آمریکا، شرکت‌های چندملیتی صهیونیستی و کشورهای اروپایی که خود را وامدار این رژیم می‌دانند، ستون اصلی بقای آن است. تولید ناخالص داخلی این رژیم 213 میلیارد دلار است که معادل 1.5 درصد کمک مستقیم در اختیار آن قرار می‌گیرد. این حاتم بخشی از طرف آمریکایی‌ها که بدون هیچ پیش شرطی انجام می‌شود، بی نظیر است و شامل هیچ یک از دیگر متحدان این رژیم نمی‌شود.
 
«استیفن والت» و «جان میرشایمر» در «لابی اسراییل و سیاست خارجی ایالات متحده» در این باره می‌نویسند: «از زمان جنگ اکتبر 1973میلادی واشنگتن به میزانی از اسراییل حمایت به عمل آورده که در مقابل آن، کمک‌های اعطا شده به دیگر کشورها ناچیز است. اسراییل از سال 1976م. بزرگ‌ترین دریافت‌ کننده‌ی کمک‌های سالا‌نه‌ی مستقیم اقتصادی و نظامی ایالا‌ت متحده و بزرگ‌ترین دریافت کننده‌ی مجموع کمک‌ها از زمان جنگ جهانی دوم به بعد بوده است. مجموع کمک مستقیم آمریکا به اسراییل، بالغ بر 140 میلیارد دلا‌ر بر حسب نرخ دلا‌ر سال 2003م. بوده است.
 
اسراییل در سال، حدود 3 میلیارد دلا‌ر کمک مستقیم دریافت می‌کند که تقریباً یک‌ پنجم بودجه‌ی کمک‌های خارجی آمریکاست. بر حسب آمار سرانه، ایالا‌ت‌ متحده سالا‌نه به هر شهروند اسراییلی سوبسیدی معادل 500 دلا‌ر اعطا می‌کند. این دست و دلبازی هنگامی جلب توجه می‌نماید که به خاطر داشته باشیم اسراییل اکنون یک کشور ثروتمند صنعتی است که درآمد سرانه‌ی مردم آن کم و بیش معادل کره جنوبی یا اسپانیا است.

اسراییل امتیازات ویژه‌ی دیگری نیز از واشنگتن دریافت می‌کند. سایر کمک‌ گیرنده‌ها، وجوه مربوط را در اقساط سه ماهه دریافت می‌کنند، حال آن‌ که اسراییل تمام سهم خود را یک‌جا، در ابتدای هر سال مالی دریافت می‌نماید و بدین‌ترتیب صاحب منفعتی اضافی می‌شود. اکثر دریافت‌ کنندگان کمک‌های نظامی آمریکا موظف‌اند تمام کمک دریافتی را در ایالا‌ت متحده خرج کنند، اما اسراییل مجاز است حدود 25 درصد سهمیه‌ی دریافتی خود را صرف حمایت از صنایع دفاعی داخلی خود کند.
 
اسراییل تنها کمک‌ گیرنده‌ای است که مجبور نیست در مورد نحوه‌ی خرج‌ کردن کمک‌های دریافتی خود
توضیح بدهد. وجود این استثنا عملاً ‌از این امر جلوگیری می‌کند که بتوان جلوی مورد استفاده قرار دادن پول‌های دریافتی برای اهدافی مغایر با اهداف ایالا‌ت‌ متحده ـ نظیر ایجاد شهرک‌های مسکونی را در ساحل غربی ـ گرفت.»

این تنها قسمتی از داستان کمک‌های مالی آمریکا به اسراییل است. قسمت قابل توجهی از قراردادهای پنتاگون که به شرکت‌ها واگذار می‌شود را پیمانکاران نظامی اسراییلی مال خود می‌کنند. هیچ کشوری مانند ایالات متحده حوزه‌ی امنیتی خود را این چنین به خارجی‌ها واگذار نمی‌کند. این کمک‌های بی چشم داشت اقتصادی به اسراییل، این رژیم را به وضعیتی کشانده است که بدون حمایت آمریکا اقتصادش در یک شب فرو خواهد پاشید.
 
نژادپرستی از نوع یهودی
 
اگرچه سران رژیم صهیونیستی که غیر از «ایهود اولمرت» همگی از نظامیان بوده‌اند ادعا می‌کنند که برای آرمان یهود مبارزه می‌نمایند، اما برخورد آن‌ها در داخل کشور خود، طبقاتی و ناعادلانه است. مهاجرین به سرزمین‌های اشغالی با وعده‌ی زندگی آرام و آرمانی راهی آن جا می‌شوند، اما در عمل با نظامی فاشیستی که اکثر را به خدمت اندکی درآورده است، روبه‌رو می‌شوند.

نابرابری‌های اجتماعی در سال جاری میلادی، اعتراض‌های اجتماعی فراوانی را به دنبال داشته است. برای نخستین بار در بین مهاجران یهودی به سرزمین‌های اشغالی، تظاهرات عظیمی روی داد. تظاهرات چند صد هزار نفری برای رژیمی که تنها 7.4 میلیون جمعیت دارد، رقم بسیار بالایی است. اگرچه قسمت قابل توجه‌ای از این تعداد (یک میلیون و سیصد و پنجاه هزار نفر) را فلسطینی‌های مسلمان تشکیل می‌دهند.
 
خواسته‌های تظاهر کنندگان جالب بود و نشان می‌داد نابرابری‌های اجتماعی اساس این رژیم را به چالش کشیده است. آن‌هامی‌گفتند که خانواده‌های اسراییلی دخل و خرج هماهنگی ندارند. هزینه‌ی زندگی آن‌ها بالا رفته و سال‌ها است که نتوانسته‌اند حتی یک شِکل پس انداز کنند. این همان چیزهایی است که در غرب هم بر زبان معترضان جاری می‌شود. یعنی نظام سرمایه‌داری یهود ساخته‌ای که مردم مسیحی غرب را به ستوه آورده از طرف اقلیت حاکم بر مقدرات یهودیان، زندگی اکثریت را نیز دشوار کرده است.

شکاف بین اشکنازی‌ها (یهودیان عمدتاً غرب تبار) و سفاردی‌ها (یهودیان مهاجر از خاورمیانه و شمال آفریقا) چالش دیگر این رژیم است. اشکنازی‌ها خود را برترین قوم در میان اقوام یهود دانسته و برای خود اعتبار ویژه ای قایل هستند. اگرچه سفاردی‌ها نیز بیکار ننشسته و چندی پیش اخباری در رسانه‌ها منتشر شد که نشان می‌داد عده‌ای از کودکان اشکنازی به وسیله‌ای برای آزمایش‌های شیمیایی تبدیل شده‌اند.

اقتصاد وابسته به خارج که از مکانیسم‌های عادی اقتصادی پیروی نمی‌کند، نابرابری اجتماعی و سلطه‌ی سران صهیونیسم بر باقی یهودیان و جدال قومی شدید، به ابزارهایی برای متلاشی کردن پایه‌های این رژیم تبدیل شده‌اند. با این که سران رژیم مدام در گوش مهاجران به سرزمین‌های اشغالی می‌خوانند که همسایگان ما را محاصره کرده‌اند و باید برای مقابله آماده باشیم، اما اعتراض‌های وسیع مردمی نشان می‌دهد که ساختار فاسد و ناعادلانه‌ی حاکم، معترضان را به نقطه‌ای بی بازگشت رسانده که یا باید برای همیشه در شرایطی غیرقابل تحمل زندگی نمایند و یا این که بر ضد نظام موجود شورش کنند.

در محاصره

مرور تاریخ فلسطین اشغالی از سال 1948م. تاکنون نشانگر تغییراتی شگرف در وضعیت رویارویی مردمی است که خود را در برابر بزرگ‌ترین کانون قدرت بین‌المللی به ناگاه بی دفاع یافتند. هجوم گسترده‌ی یهود و بی‌رحمی‌هایی که در حق مردم فلسطین انجام شد، باعث گردید که بسیاری از مردم از ترس، آوارگی را بر تحمل خطرهای بی‌پایان درگیر شدن با صهیونیسم ترجیح دهند، در واقع هدف صهیونیسم نیز همین بود.

برتری صهیونیست‌ها در کیفیت سلاح، سازماندهی و پشتیبانی کشورهای غربی به خصوص استعمار انگلیس و سپس آمریکا باعث برتری بلامنازع آن‌ها در نبردها شده بود. اوج برتری رژیم صهیونیستی در جنگ 6 روزه بود که تحقیر آمیزترین شکست را به اعراب تحمیل کرد. در تمامی این جنگ‌ها و حتی جنگ 1973م. ارتش رژیم صهیونیستی به راحتی دشمنان را قلع و قمع می‌کرد و جمله‌ی «جنگ بازی عرب‌ها نیست» بارها از سوی نظامیان صهیونیست بر زبان جاری شد. این برتری‌ها در زمانی نصیب اسراییل می‌گردید که مردم منطقه بسیاری از رهبران خود را که هم اینک خیانت آن‌ها اثبات شده است، خادم پنداشته و هنوز از بیداری اسلامی خبری نبود.

«سعدالدین شاذلی» کسی که طراح جنگ «یوم کیپور»(اکتبر1973م.) بوده است، در خاطراتش با عنوان «جنگ اکتبر 1973م.» که در ایران به چاپ رسیده، می‌نویسد: «با این جنگ، افسانه‌ی شکست ناپذیری ارتش اسراییل به پایان رسید و این جنگ پایانی بود بر خطوط یالو در صحرای سینا و آلون در بلندی‌های جولان.»

با این که در یوم کیپور پیروزی‌هایی به دست آمد، اما در پایان جنگ پایتخت‌های دو کشور عربی «مصر» و «سوریه» در خطر اشغال قرار گرفتند. جنگ یوم کیپور در حالی به پایان رسید که نیروهای اسراییلی در فاصله‌ی 110 کیلومتری از «قاهره» و 32 کیلومتری از «دمشق» قرار داشتند. پس این بزرگ‌ترین پیروزی اعراب نیز چندان درخشان نیست و در واقع مقاومت اعراب بیش‌تر شده بود، نه این که پیروزی خاصی به دست آمده باشد، اما همین افزایش مقاومت نیز به اثبات ادعای بحث که همان تطبیق تدریجی مقاومت با قدرت رژیم صهیونیستی باشد، کمک می‌کند. مردم منطقه پس از آزمودن مکاتب وارداتی سوسیالیسم، لیبرالیسم و التقاط به آموزه‌های اسلامی بازگشته‌اند و به دنبال طرحی متفاوت هستند. یک مثال تاریخی درباره‌ی تطبیق با شرایط سخت از جهت برخورد با دشمنان وجود دارد.
 
«داگلاس نورث» اقتصاددان نهادگرا به بررسی تسلط لژیون‌های رومی در اروپا با تأکید بر مورد ژرمن‌ها پرداخته است. وی می‌گوید که رومی‌ها در دسته‌های کوچک هزار و یا دو هزار نفری به راحتی قادر بودند دسته‌های تا ده هزار نفری ژرمن‌ها را مغلوب کنند. این پیروزی‌های آسان به نظمی باز می‌گشت که رومی‌ها از آن برخوردار بودند.

چند قرن بعد اوضاع کاملاً دگرگون شده بود و دیگر از آن پیروزی‌های آسان خبری نبود. دلیل این امر به زیستن دو گروه با یکدیگر و انتقال آرام تجربه و نظم رومی‌ها به ژرمن‌ها باز می‌گردد. ژرمن‌ها نیز به توانایی‌های رومی‌ها دست یافته بودند و شیوه‌ی جنگیدن با روش‌های پیچیده را آموخته بودند. بنابراین رومی‌ها دیگر با گروه‌های جنگ نا بلد طرف نبودند که بتوانند به راحتی آن‌ها را مغلوب کنند. این همزیستی باعث تغییرات اساسی در وضعیت طرفین شده بود که آنی‌‌ترین نتیجه‌ی آن افزایش هزینه‌های نبرد برای لژیون‌های رومی بود. در نهایت این ژرمن‌ها بودند که بر روم غلبه کرده و امپراطوری مقدس رومن-ژرمنی را تأسیس کردند، همان که «ولتر» به طنز آن را نه مقدس و نه رومی می‌نامید.

روند جنگ‌های اعراب با رژیم صهیونیستی، سخت‌تر شدن شرایط جنگ برای این رژیم را به خوبی نشان می‌دهد. اسراییل در سال 1948م. به راحتی فلسطینی‌ها را شکست داد. در ژوئن 1967م. نبرد این رژیم با کشوهای مصر، اردن، سوریه و ساف تنها 6 روز به طول انجامید و تحقیرآمیزترین شکست نصیب اعراب شد. در یوم کیپور در 20 روز اول جنگ برتری با اعراب بود و دخالت آمریکا به صورت کمک با تسلیحات پیشرفته بود که وضعیت جنگ را به سود اسراییل تغییر داد.

«نوام چامسکی» جنگ اکتبر 1973م. را به منزله‌ی شوکی می‌داند که باعث گردید اعراب نیز جدی گرفته شوند. مقایسه‌ی نبردهای کلاسیک انجام شده نشان می‌دهد که روند نبردها به سود رژیم صهیونیستی نبوده است و آن‌ها در هر نبرد تلفات بیش‌تری را متحمل شده و با دشواری‌های بیش‌تری روبه‌رو شده‌اند، اما این تمام ماجرا نیست و توجه به دو جنگ اخیر رژیم صهیونیستی ابعاد بهتری از این تغییر در میزان قدرت را نشان می‌دهد. در جنگ 33 روزه، اسراییل به معنای واقعی کلمه تحقیر شد؛ آن‌ها نه تنها نتوانستند «حزب الله» را از بین ببرند و یا حداقل خلع سلاح کنند بلکه در دست‌یابی به هدف تصرف جنوب لبنان تا رودخانه‌ی «لیتانی» نیز ناکام ماندند.
 
حزب الله ناوچه‌ی مدرن «ساعر 5» اسراییل را در 12 مایلی آب‌های بیروت غرق کرد. 9 تانک «مرکاوا» در جنگ منهدم شد که 26 نفر در درون آن‌ها سوختند. مجله‌ی تخصصی «دیفنس نیوز»[1]در مورد تانک‌های معروف اسراییلی نوشت: «پس از 33 روز جنگ بر ضد حزب‌ الله که به شایستگی از موشک‌های ضد تانک برای جلوگیری از نفوذ زمینی اسراییل استفاده کرد، ژنرال «گنتز» و دیگر فرماندهان نظامی اسراییل تصمیم گرفتند درباره‌ی جنگ تانک‌ها تجدید نظر کنند. رزمندگان حزب الله قادر بودند با یک سلاح معمولی ضد تانک به راحتی یک تانک بسیار گران قیمت را منهدم کنند؛ در حالی که در گذشته این تانک‌ها در جنگ‌ها جولان می‌دادند.»

رژیم اسراییل خود را با کسانی مواجه می‌بیند که دیگر از وی ترسی ندارند و بسیاری از روش‌های جنگی مقابله را نیز آموخته‌اند. جنگ با چند کشور در گذشته برای این رژیم، به 6 روز زمان نیاز داشت در حالی که جنگ با یک گروه شبه نظامی پس از 33 روز تلاش، بی‌نتیجه رها می‌شود. این تنها مصیبت وارد شده بر رژیم اسراییل نیست. در جنگ 22 روزه که بر ضد منطقه‌ی محدود و کاملاً تحت محاصره‌ی غزه روی داد نیز هدف‌های نابودی «حماس» و قطع موشک باران؛ محقق نشدند. حال می‌توان فهمید که چرا سران این رژیم به فکر تجدید نظر در شعار از نیل تا فرات برآمده‌اند به طوری که حفظ سرزمین‌های کنونی نیز برای آن‌ها به وضعیتی مطلوب تبدیل شده است، اما آیا با این روند قدرت‌گیری گروه‌های مقاومت و ضعف این رژیم در مقابله‌ی با آنها همین هدف نیز قابل تحقق است؟

در یک سال اخیر بیداری اسلامی منطقه را در برگرفته و علی‌رغم تلاش غرب و مزدورانش در کشورهای اسلامی برای به انحراف کشاندن انقلاب‌ها، در نهایت مردم زمام حکومت‌ها را به دست خواهند گرفت. آنی‌ترین نتیجه‌ی این تغییرات تولد حکومت‌هایی اسلامی هستند که موجودیت رژیم اسراییل را تحمل نخواهند کرد. کابوس نابودی اسراییل برای صهیونیسم جهانی در حال تبدیل شدن به واقعیت است.(*)

نوشته شده در ساعت 11 AM توسط مسلم مهکی| |

پس از حماسه «دشمن دروکن» ملت عاشورایی ایران در 9 دی ماه سال 1388 و سرشکستگی مزدورانی که دشمنان قسم خورده ی ایران را 8 ماه تمام به پایان کارِ نظام اسلامی امیدوار کرده بودند، چنان یاس و پوچی اسفناکی بر اردوگاه مزدوران سایه افکند...
به گزارش مشرق ، پس از حماسه «دشمن دروکن» ملت عاشورایی ایران در 9 دی ماه سال 1388 و سرشکستگی مزدورانی که دشمنان قسم خورده ی ایران را 8 ماه تمام به پایان کارِ نظام اسلامی امیدوار کرده بودند، چنان یاس و پوچی اسفناکی بر اردوگاه مزدوران سایه افکند که به هذیان گویی افتادند و انتساب این حماسه ی شگرف به پخش کردن ساندیس رایگان در میان شرکت کنندگان تظاهرات تاریخی 9 دی ، یکی از همین هذیان های حیرت انگیز بود که تبدیل به نماد رسوایی دشمن گردید .
امسال در سالگرد این حماسه ،عباس گودرزی طراح هنرمند کشورمان ، اثری را خلق کرده است که با طنزی شیرین به ابعاد این معجون ناشناخته می پردازد:
برای دریافت طرح با کیفیت بالا ، ابتدا آن را ذخیره کرده و سپس مشاهده کنید

نوشته شده در ساعت 11 AM توسط مسلم مهکی| |

به نقل شيخ مفيد: پس از کشته شدن امام حسين عليه‌السلام وقتي گذر عمر سعد نزد زنان و دختران امام شهدا افتاد، زنان بر سر او فرياد زدند و گريستند و از او خواستند که آنچه را از آنان غارت شده به آنان باز گردانند، تا به وسيله آنان خود را بپوشانند.

به نقل سيد بن طاووس، شب عاشورا امام حسين عليه‌السلام در گفت ‌و گو با خانواده‌اش آنان را به حجاب و عفاف و خويشتن‌داري توصيه کرد. روز عاشورا وقتي زينب کبري، بي‌طاقت شد و به صورت خود زد، امام به او فرمود: آرام باش، زبان شماتت اين گروه را نسبت به ما دراز مکن.
در حادثه حمله دشمن به خيمه‌ها و غارت آنچه آنجا بود، زني از بني بکر بن وائل از بانوان حرم دفاع کرد و خطاب کرد که: اي آل بکر بن وائل! آيا دختران پيامبر را غارت مي‌کنند و جامه‌هايشان را مي‌برند و شما مي‌نگريد؟
دختران و خواهران امام، مواظب بودند تا حريم عفاف و حجاب اهل‌بيت پيامبر تا آنجا که مي‌شود، حفظ و رعايت شوم. ام کلثوم به مامور بردن اسيران گفت: وقتي ما را وارد شهر دمشق مي‌کنيد از دري وارد کنيد که تماشاچي کمتري داشته باشد. و از آنان درخواست کرد که سرهاي شهدا را از ميان کجاوه‌هاي اهل‌بيت فاصله بدهند تا نگاه مردم به آنها باشد و حرم رسول‌ الله را تماشا نکنند و گفت: از بس که مردم ما را در اين حال تماشا کردند، خوار شديم.!
از اعتراض‌هاي شديد حضرت زينب عليهاالسلام به يزيد، اين بود که: اي يزيد! آيا از عدالت است که کنيزان خود را در حرمسرا پوشيده نگاه داشته‌اي و دختران پيامبر را به صورت اسير شهر به شهر مي‌گرداني، حجاب آنها را هتک کرده، چهره‌هايشان را در معرض ديد همگان قرار داده‌اي که دور و نزديک به صورت آنان نگاه مي‌کنند؟!
هدف از نقل اين نمونه‌ها نشان دادن اين نکته است که هم خاندان امام حسين عليه‌السلام، نسبت به حجاب و عفاف خويش مواظبت داشتند، و هم از رفتار دشمن در اين که حريم حرمت عترت پيامبر را نگاه داشته و آنان را در معرض تماشاي مردم قرار داده بودند، به شدت انتقاد مي‌کردند.
با آن که زيردست دشمن بودند و داغدار و مصيبت‌زده از منزلي به منزلي و از شهري به شهري و از درباري به درباري آنان را مي‌بردند، با نهايت دقت، نسبت به حفظ‌ شان و مرتبه يک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نيز سخنراني‌هاي افشارگرانه و انجام رسالت و تبيين و دفاع از اهداف شهدا باز نمي‌ماندند. حرکت اجتماعي سياسي، در عين مراعات حجاب و عفاف. و اين درسي براي بانوان در همه دوران‌ها و همه شرايط است

Heartبيا لبخند بزنيم بدون انتظار هيچ پاسخي از دنيا….Heart

نوشته شده در ساعت 12 PM توسط مسلم مهکی| |

نوشته شده در ساعت 12 PM توسط مسلم مهکی| |
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody